هنر و انديشه

پيك

                         

نگاهی به ده

آخرين ساخته عباس كيارستمی

امير كاويانی

   فيلم ده ساخته عباس كيارستمي كه بر پرده سينماهاي برخي از كشورهاي اروپائي اكران شده است با پرسوناژهاي مختلف از زنان به بيان روابط و مشكلات احساسي و اجتمائي آنان با مردان مي پردازد.  بعضي ازاين مسائل همگاني اند و برخي مختص به زنان جامعه ما . فيلم از آغاز تا پايان در يك اتومبيل ميگذرد و كارگردان با نصب دو دوربين ديجيتالي بر جلو ماشين از آغاز تا پايان فيلم را كه صرفا در يك اتو مبيل مي گذرد فيلمبرداري مي كند. اين شيوه بديع درآغاز تماشاگر را با يك پيش داوري در ذهن متبادر مي سازد كه بايد با فيلمي خسته كننده و كشدار مواجه باشد، اما با شروع فيلم در سكانس اول و آغاز گفتگو، بيننده‏‏ با ضرب آهنگ و ريتمي يكدست در ادامه اثر روبرو مي شود و جذاب بودن پرداخت موضوع او را  بدنبال خود مي كشد . فيلم مشتمل بر ده سكانس است كه بخش نخست با ورود فرزند به ماشين مادر (مانيا ) كه رانندگي آن را بعهده دارد آغاز ميشود. در ادامه، گفتگو و جر و بحثي ميان مادر و فرزند جريان ميابد، در اين ميان آنچه مورد توجه مي نمايد نحوه استدلال مادر است كه تعلقات حسي جديد خود به مردي ديگر به غير از پدر پسرش كه حالا او را اولي تر از شوهر، دوست خود مي داند، حق خود در زندگي ميشمارد و پسر كه در دوره اي از زندگي قرار ندارد تا منطق را بر احساس خود مسلط كند، در تقابل كج مداري مي كند. دراين ميان هر يك از طرفين حق خود را مطالبه ميكند،  در پاسخ به پسر مبني بر صادق نبودن، مادر مي ميگويد كه  براي به دست آوردن حق ناديده گرفتهاش توسط قانون و فرهنگ مردسالار ناچار است بعضي اوقات همچون هنگام طلاق از شوهر سابقش در دادگاه دروغ بگويد و فرزند كه نه چون پسر است بلكه چون فرزند است، به صرف غريزه همه مهر مادر را طلب مي كند و اين گفتگو و جدل تا انتها بي نتيجه ادامه مي يابد . در  سكانسي ديگر حكايت زني روسپي را شنونده ايم كه راننده اقدام به سوار كردن آن مي كند . خلاق بودن كارگردان در فرم گفتگوها به شيوه اي زيبا در اين بخش و قسمت هاي ديگر به گونه اي است كه تماشاگر زن روسپي را نمي بيند و فقط صداي او را مي شنود و اين شكل از پرداخت پرسوناژ در فيلم به اين مي ماند كه تماشاگر به گوشه اي خزيده و به گفتگوي اين دو زن و نيز بازيگران ديگر در كل اثر، گوش مي دهد، در عين حال موقعيت بيننده  اجازه ديدن زن روسپي را به او نمي دهد و اين به علاقه وافر كارگردان به فرا واقعي بودن اثر خود است، كه در كليه فيلمهاي خود به آن وفادار و آن را رعايت و تمام استعداد خود را در اين خصوص به خدمت مي گيرد. در گفتگوئي كه مانيا با اين زن دارد اشاره گزنده  روسپي به خرده فروش بودن خود و عمده فروش بودن زنان متاهل، محتوي طنزي تلخ و بيانگر تاثير تبليغ فرهنگ كاسبكاري و خريد و فروش توسط حاكمين باندهاي زر و زور در همه ابعاد فرهنگ اجتمائي جامعه است كه آن را به پائين ترين درجه از انحتاط  تنزل داده است . در سكانسي ديگر، زني را شاهديم كه براي آرامش و در پي نياز روحي روزي چند بار به امامزاده مي رود و مانيا را نيز تشويق مي كند كه او هم براي رسيدن به هر آنچه مي خواهد چنين كند، و در بخشي ديگر ميشنويم كه مانيا نيز اين كار را انجام داده ولي هنوز به آنچه مي خواسته نرسيده است. قسمتي ديگر از فيلم به نوع واكنش زني تعلق دارد كه شوهر در پي طلاق او است و زن در مواجه با اين مشكل با ضعف واكنش نشان مي دهد و در مقابل مانيا كه از بي مسئوليتي مرد و از ضعف زنان و پذيرفتن اين خفت به خشم مي آيد. در يك سكانس زني بعد از بازگشت از امامزاده را ناظريم كه با آرامش ظاهري در كاراكتر شخصيت خود، ضميري پر تلاطم دارد كه از ناكامي در عشق ريشه مي گيرد، و اين در روان بودن بازي و يك دستي در گفتار او نمود زيبائي دارد و در جاي ديگر شاهد عكس العمل او به شكل تراشيدن سر هستيم و كه نشاني است از اعتراض به هر آنچه بر عاطفه اش سنگيني مي كند . بطور كلي در بخشهاي مختلف تماشاگر شاهد واكنشهاي زنان است به مسائل خود كه به صور متفاوت نمود مي يابد و در قبال آن زنان مجبور به هماهنگ ساختن عكس العمل هاي خود با محدوديتهائي هستند كه قوانين جاري در مقابل اراده آنان ايجاد كرده است . در يك سكانس خواهر مانيا در ماشين منتظر نشسته است. در اين صحنه كشدار بودن مدت انتظار، گرم بودن هوا و كلافه بودن وي توام با بالا زدن مقنعه به منظور باد زدن خود اشارهاي است ظريف به اجباري بودن نوع پوشش زنان كه در بخش هاي ديگر به شكلي ملموس به آن پرداخته شده است. اما مردان را جز در يك سكانس آنهم در پس زمينه نمي بينيم، اما آنان حضورتعيين كننده خود را در همان مدت كوتاه ثابت مي كنند. درفيلم مي بينيم كه شوهر مانيا پسرش را با اتو مبيل براي ديدن مادر مي آورد و درست در جهت مخالف در سمت ديگر خيابان پارك مي كند اين پرداخت زيبائي است از متضاد بودن جهت زن و مرد . در اين مدت كم، اين مرد است كه در پاسخ زن، مدت زمان بودن فرزند را نزد مادرش تايين مي كند و زن در اين ميان تابعي است از اراده مرد. اين ملاقات از راه دور و سئوال و جواب كوتاه توسط مانيا و شوهر سابق تداعي معني است، حاكي از عدم تعادل در رابطه زن و مرد حتي بعد از طلاق . سبك  سليس و روان در فيلم هاي كيارستمي از ويژه گيهاي ارزنده كارهاي اوست و ناشي از درك مورد نظرش كه ريشه در زيبائي شناخت وي دارد كه با مسائل مبتلابه جامعه عجين است و در عين سادگي آن را در ايماژهايش لحاظ مي كند. در مجموع ده فيلم ارزندهاي است . در اين اثر ما، بيننده و شنونده نظرات مختلف در موارد متفاوت  از مسائل زنان هستيم كه قوانين اجتمائي موجود در جامعه ما آن را تشديد كرده است. اين فيلم اكنون مورد ارزيابي و نقد در كشورهائي قرار دارد كه منقدين قادر به ديدن آن هستند و طبيعتا در كشور ما كه جز عده اي معدود آن هم دريكي دو سانس عمومي قادر به ديدن آن نبودهاند و آن طور كه از شواهد و قرائن بر مي آيد به اين زودي ها نيز موفق به ديدن آن نخواهند شد و از ديدن آن بنا بر صلاحديد آقايان، كه شرط نمايش آن را حذف سي دقيقه از مهم ترين بخش هاي آن قرار داده اند، محرومند و با توجه به مخالفت كارگردان با اين امر،  بالطبع بايد نقد و نظري راجع به آن را در داخل كشور كمتر انتظار داشت. ازاين رو بايد اميدوار بود كه مردم در ايران همچون فيلمهاي با ارزش ديگر، اين فيلم را نيز از كانال هاي غير رسمي آن، كه به يمن حضور چماقداران فرهنگي، درعرصه سانسور شكلي حرفهاي بخود گرفته، بصورت نوار ويدئويي ببينند. ساخت اين اثر در عين بديع بودن نمايانگر راه به فيلسازان جواني است كه با مشكل سرمايه در ساخت فيلم روبرو هستند و اين خود در كشورهائي كه سرمايه در آن آغاز و پايان هر كنش اجتمائي را  رغم ميزند، مؤلفه اي قابل توجه و راهي است مناسب.

  
 
                      بازگشت به صفحه اول


 

ی