اخبار

پيك   

                pyknet@persobe    


 

هاشم آغاجری
 
 موسوی خوئينی‌ها
مخالف ارزش‌ها بود كه روزنامه‌اش را بستند؟

من گرگ باران ديده‌ام و با ادبيات لاتی جا نمی‌زنم، احتياجی به عربده كشی هم نيست، دردشان چيز ديگری است

هم در دوران طاغوت و هم در طول 5 سال از جنگ با عراق گمان

به زنده بودنم نمی‌بردم و حالا هم از مرگ وحشت ندارم

 
 

 


سيد هاشم آغاجري، استاد تاريخ دانشگاه تربيت مدرس تهران و عضو شورای مركزی سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، كه سخنان اخيرش، واكنش‌هايی را در پی داشته است، در گفت‌وگويی كه روز گذشته با خبرگزاری دانشجويان ايران انجام داد، به تبيين نظرات و ارزيابي اين واكنش‌ها، پرداخت
آغاجري، در ارزيابی واكنش‌هاي داده شده به سخنان اخيرش به خصوص در همدان، به خبرنگار سياسي ايسنا، گفت: يك نوع واكنش‌هاي خصمانه، جناحی و دارای انگيزه‌هاي شناخته شده، وجود دارد؛ اين دسته، در جريان بحران‌آفريني، شبهه پراكنی و جنگ روانی - تبليغاتی عليه اصلاح طلبان، كوشيده و مي‌كوشند كه از هر بهانه‌اي، استفاده كنند نمونه‌هايي از اين امر در طول 5 - 4 سال اخير، فراوان است
دسته‌ی دوم، واكنش‌هايی بود كه معقول و مبتنی بر اخلاق و ارزش‌هاي اسلامی و انسانی بود؛ و آن هم واكنش كسانی بود كه اظهاركرده‌اند ”ما ابتدا بايد متن كامل اين سخنان را بشنويم يا بخوانيم و سپس بي‌طرفانه و بدون اغراض خطی و جناحي، داوری كنيم”
گروه اول، تصميم خودشان را گرفته‌اند و تلاش مي‌كنند تا به هر وسيله، بنده يا نيروهای اصلاح‌طلب و روشنفكران دينی را به عنوان عناصر ضد دين، خائن، آمريكايی و ديگر عناوين و القابی متهم كنند كه در سال‌های گذشته تا امروز، مانند نقل و نبات از سوی برخي روزنامه‌ها مورد استفاده قرار گرفته است؛ من با آنها هيچ سخني ندارم
اما نسبت به گروه دوم، به دليل اظهارات منصفانه، سپاسگزارم؛ چه در بين علما و روحانيون منصفی كه در روزهای اخير، اظهارنظر كرده‌اند و چه در ميان ساير نيروهای سياسي
وي، ادامه داد: در سخنرانی همايش ”مردم‌سالاري” در دانشگاه تهران و نيز در سخنرانی اخير در همدان، سعی كرده‌ام تا آسيب‌شناسانه، به مسايل نگاه كنم و البته هر نگاه آسيب‌شناسانه براي بيمارانی كه خوش دارند بيماری را كتمان كنند، تا حداقل در نوعي آسايش روانی به سر ببرند، قابل قبول نيست در اين دو سخنراني كوشيده‌ام تا برخی از معضلات و مشكلات نظری يا فرهنگی - اجتماعي را مورد توجه قرار دهم من در مقام يك منتقد نظری و اجتماعي، بحث كرده‌ام و البته روشن است، آنهايی كه تاب تحمل شنيدن نظر را ندارند، بر روی منتقد تيغ مي‌كشند و او را به انواع ناسزاها و تهمت‌ها، متهم مي‌كنند؛ اين امر در جامعه ما پديده‌ی جديدی نيست
وقتی كسی مانند امام خمينی كه در كسوت روحانيت بود، بر مسند مرجعيت تكيه زده، مرد دين و چهره‌اي شناخته شده برای جامعه بود، از سوی بخشی از متدينان و كسانی كه در كسوت روحانيت بودند، متهم به الحاد و كفر شدند، حساب بنده و امثال بنده، روشن است
اگر در برابر سخنانم نقدی علمی و فكری باشد، حاضرم در يك گفت‌وگوي شفاف و در حوزه‌ی عمومي، از تمام ديدگاه‌هايی كه طرح كرده‌ام، دفاع كنم؛ و اگر هم به گمان پاره‌اي افراد، سخنان بنده قوانين موجود كشور را نقض كرده است، حاضرم در يك محكمه‌ی علني، با حضور هيات منصفه و نمايندگان وجدان عمومي، به دفاع حقوقی از گفته‌های خود بپردازم
شيوه‌ای كه كانون‌های خاص در اين چند روز، در پيش گرفته‌اند، با هيچ منطقی سازگار نيست، جز منطق غوغاسالاری و آنچه را كه در فن تهييج سياسي، به نام عوام فريبي، مشهور است يعنی تهييج عوام مذهبی و تلاش برای بسيج آنها عليه يك دشمن موهوم اين شيوه، در گذشته بارها آزموده شده اما حتي اگر اين شيوه‌ها، سابقا جواب مي‌داد، خوشبختانه با پيشرفت جامعه‌ي ايرانی و ارتقای سطح آگاهي، ديگر نمي‌توان جز عده‌ای محدود را، با اين شگردها فريب داد
آغاجری در پاسخ به اين پرسش كه آيا طرح سخنانش در مقطع فعلی را به صلاح مي‌داند يا خير، گفت:
با دو منطق مي‌توان به اين بحث پرداخت؛ يكی حقيقت و ديگری مصلحت با منطق حقيقت، از تمام ديدگاه‌هايي كه تا كنون بيان كرده‌ام، دفاع مي‌كنم، زيرا معتقد به حقانيت آنها هستم اما شايد برخی افراد، براساس منطق مصلحت و با نوعي محاسبه‌ی سياسي، بيان بعضي حقيقت‌ها را در بعضی شرايط، به مصلحت ندانند
تعيين نسبت و مرز حقيقت با مصلحت، به اين سادگي‌ها كه برخی گمان مي‌كنند، نيست؛ ای بسا، بيان حقيقت در بعضي شرايط، عين مصلحت باشد اين كه گروهی جنجال‌آفرين و بهانه‌جو، ممكن است از هر قول و فعل شما دستاويزی بسازند، كاملا در اختيار شما نيست آن كس كه به دنبال دستاويز است، ممكن است كه از هر چيزی استفاده كنند مگر فراموش كرده‌ايم كه در 5-4 سال گذشته از شعارهايی مانند آزادي، مردم‌سالاري، جامعه‌ی مدني، دستاويز مي‌ساختند، حتی از لبخند آقای خاتمی در دوم خرداد، و از گريه‌ی او در 18 خرداد
در همدان، به مناسبت سالگرد دكتر شريعتي، متفكر و نظريه‌پرداز اسلامي، سخن گفتم، مخاطب از من به عنوان يك روشنفكر دينی - كه پيش از آن كه سياسی باشم، فرهنگی هستم و اگر به سياست هم نگاه مي‌كنم، از منظر انديشه و فرهنگ است -، انتظار دارد كه چه بگويم؟ بيايم از مباحث روزمره‌ی سياسی بحث كنم؟؛ از آمريكا و كسانی كه در داخل ايران، مي‌كوشند تا براي حمله به ايران، بهانه به دست آمريكا بدهند،‌ سخن بگويم؟ كه البته همين را هم نمي‌توانستم بگويم، زيرا آقای عليزاده، رييس دادگستری تهران، اطلاعيه‌ی شداد و غلاظی صادره كرده، بنده و امثال بنده را هم از ورود به اين حوزه، منع كرده است
بنابراين طبيعی است كه در چنين جلسه‌ای بايد به مسائل و معضلات انديشه‌اي، فرهنگی و فكري، آن هم با توجه به ديدگاه‌های دكتر شريعتی بپردازم؛ و به گمان من، پروژه‌ی ”پروتستانيسم اسلامي” دكتر شريعتي، پروژه‌ی بسيار جدي است كه همچنان نيازمند بحث، گفت‌وگو،‌نقد و تكامل آن هستيم
اگر بپذيريم، يكی از مهم‌ترين بحران‌هايی كه امروز جامعه‌ي جوان ما دارد، بحران هويت و بحران ايدئولوژيكی است، اگر همه‌ي مسائل را در چند مساله‌ی سياسي روزمره، خلاصه نكنيم و مقداري فراتر از اين روزمرگي‌ها، مسائل اساسی جامعه را بنگريم، بحث انديشه و توجه به دين، هويت و اصلاح ديني، يكی از بحث‌هاي بسيار اسلامی است كه طرح آن در شرايط كنوني، هم حقيقت دارد و هم مصلحت است
من در آن سخنراني، پروژه‌ی دكتر شريعتی را توضيح دادم و نتيجه گرفتم كه استراتژی اساسی و اصولي، استراتژی آگاهی و خودآگاهی ديني، فكری و فرهنگي است؛ اين آگاهی و خودآگاهي، بستر نقد آن دسته گفتمان‌های فرهنگی و دينی كه ديگر نمي‌تواند پاسخگوي عصر و نسل باشد، مي‌گذرد موارد و مطالبی كه در گفتارم ايراد كردم، با مطالبی كه كسانی مانند شهيد مطهري، يا شهيد بهشتی و شخص امام خمينی گفته‌اند، در بسياری از موارد، هم سنخ و هم جهت است كساني كه با اين سخنان مخالفت مي‌كنند، معلوم مي‌شود كه با آن انديشه‌ها، مخالف هستند؛ حتی با كسانی مانند مطهري، بهشتی و امام خميني، مخالف هستند
اگر در آن سخنرانی گفته‌ام كه در دهه‌ی چهل يا پنجاه، روحانيتی كه به مخالفت با دكتر شريعتی بر مي‌خاست، روحانيتی كه مي‌خواست دين را به صورتی واپسگرا به نسل آن دوره معرفی كند، روحانيت عوام زده‌اي بود، اين سخن پيش از اين كه سخن من باشد، سخن شهيد مطهری آن هم نه امروز، بلكه در چهل سال پيش است؛ اين مطلب، بيان يك واقعيت اجتماعی در آن دوره است همين روحانيت عوام زده بود كه روحانيت ترقي‌خواه، روشنفكر و پيشرو را نيز زير فشار قرار داده بود اكنون اين سخنان، تبديل شده به گناه كبيره؟
آيا اين كه روحانيون را طبقه‌بندي كرده‌ام، يك بدعت است؟ چه كسي گفته است كه تمام آن چه كه در ايران به نام روحانی موسوم بوده و هستند، همه يك طبقه و قشر يكدست و واحد هستند؟ اما امروز كسانی مي‌كوشند كه چنين القا كنند صحيفه‌ی امام خمينی را مطالعه كنيد و ببينيد كه آيا اينچنين بوده و آيا روحانيت عوام زده نداشته‌ايم و يا نداريم؟ آيا روحانيت اقتدارطلب و بنيادگرا، نداريم؟ حال اگر كسي از اين دو گروه نام برد و آنها را نقد كرد، معنای اين است كه با تمام علمای ديني، مخالفت كرده است و منكر ضرورت وجود آنها شده است؟ مخالفان جنجال‌آفرين، در واقع برای طرفداران ساده‌دل خود، عكس مار مي‌كشند
هميشه گفته‌ام كه انقلاب اسلامي در سطح نخبگي، محصول همگرايی و وحدت روشنفكران دينی و علماي آگاه، روشنفكر و ترقي‌خواه، بوده است؛ هر چند كه متاسفانه بعد از پيروزی انقلاب، اين علماي آگاه، روشنفكر و ترقي‌خواه، زير فشار قرار گرفتند و به حاشيه رانده شدند، همچنان كه روشنفكران دينی هم به حاشيه رانده شدند و در واقع در سطح روحانيت رسمي، آن روحانيان آگاه، ترقي‌خواه و روشنفكر، به سود روحانيت سنت‌گرا و روحانيت اقتدارگرا، به انزوا رانده شد
من از علمای آگاه، زمان شناس و تحول خواه، هميشه دفاع كرده‌ام، امروز دفاع مي‌كنم و در آينده هم دفاع خواهم كرد؛ در همين سخنراني، آنجايی كه از آيت‌اله صانعی به عنوان يك مرجع تقليد، نام مي‌برم و از فتوايی كه او در مورد برابری ديه‌ی زن و مرد، داده ياد و دفاع مي‌كنم اتفاقا كسانی كه جلسه را بهم زدند، درست در همين مقطع برآشفتند من كه به فتوای يك مرجع تقليد، استناد مي‌كنم و از چنين فتوای زمان‌شناسانه و معطوف به نيازها و روح اصل و نسل تجليل مي‌كنم، نمي‌توانم با همه‌ي علمای دين و يا تمام كسانی كه در اين سلك و كسوت هستند، مخالف باشم
در روحانيت سه تيپ مي‌بينيم؛ ”سنت‌گرا”، ”بنيادگرا” و ”نوگرا، تحول خواه و آگاه به روح زمان و مكان” در آن سخنراني، از ضرورت اسلام اينجايی و اكنونی سخن گفتم تنها تيپ سوم از ”عالمان دين” و يا به اصطلاح ”روحانيون” است كه اسلام اينجايی و اكنونی را نمايندگی مي‌كند؛ و البته من در ضرورت وجود آنها، ترديدی ندارم و هميشه مدافع آنها بوده‌ام و خواهم بود
ادامه‌ي گفت‌وگوی ايسنا با دكتر هاشم آغاجري
آغاجری در توضيح برداشت‌هاي اخير از سخنانش در همدان گفت: من به هيچ وجه نقش آگاهي‌بخش و بيداري‌آفرين عالمان دين را در سده‌ی اخير تاريخ ايران نفي نكرده‌ام و نمي‌كنم؛ همچنان كه در همان سخنرانی هم گفته‌ام، ترديدی هم در ضرورت مراجعه‌ي غيرمتخصص به متخصص، ندارم، آنچه من آن را نقد كرده‌ام، برقراري رابطه‌ی مريدی و مرادی ميان عوام و طبقه‌ی روحانيت است
وی اظهار داشت: نگاه ما به اين گروه و نگاه آنها نسبت به خود بايد به چشم معلمی باشد كه رابطه‌اي تعليمی و تعالي‌بخش را با مردم برقرار كرده است
وی ادامه داد: شايد شما به خاطر نداشته باشيد، اما من با روحانيون زيادی كه در دو گروه اول از آنها نام بردم برخورد كرده‌ام، آنها تاب تحمل پرسش و نقادي ديدگاه‌های خود را نداشتند، لذا نقد من به اين روحانيت باز مي‌گردد
عضو سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی افزود: به عقيده‌ی من رابطه‌ی عالمان دين و روحانيان راستين بايد رابطه‌ی تعليمي مبتنی بر ديدگاه‌های نقادانه و با نگاه به اين مقوله كه مصلحان امروز معلمان فردا خواهند بود، تنظيم شود
آغاجری با بيان اينكه رابطه‌ي امامان شيعه و مردم نيز بر همين اصل استوار بود، گفت: كسانی كه مدعی ادامه دادن راه امامان هستند، نبايد در صدد برقراري چنين رابطه‌ای با جامعه باشند
وی در احكام فرعيه‌ی شرعيه‌، رجوع غيرمتخصص به مجتهد متخصص تاييد كرد و گفت: روشن است در صورتی كه من به عنوان يك متخصص نتوانستم برای شك خود در تعيين ركعات نماز از طريق استنباط از متون فقهی به پاسخ مناسبی دست يابم، بايد به متخصص امر مراجعه كنم
مدرس دانشگاه تربيت مدرس اظهار داشت: آنچه من مورد عتاب قرار داده و مي‌دهم، هشدار نسبت به شكل‌گيری يك بروكراسی متصلب است
وی از تلاش گروهی براي بروكراتيزه و سانتراليزه كردن حوزه‌های علمی و علمای دين نام برد و گفت: هشدار نسبت به عملكرد كسانی است كه خواهان تبديل عالمان دين به كارمندان بروكراسي سياسی هستند كه اين عمل آنها بسيار خطرناك است و بايد نسبت به آن هوشياری به خرج داد
وی تصريح كرد: ما نبايد بگذاريم كه عالمان دينی تشيع ايران راهي را كه روحانيت مسيحی كاتوليك و زرتشتيان عصر ساسانی در آن حركت مي‌كردند، طی كنند و با اشاره به سخنان خود كه در آن، وجود اصطلاح روحانيت را در اسلام رد كرده بود، گفت: در نصوص مقدس ما كه همان قرآن و احاديث ائمه است، تقسيم بندي مردم به دو گروه روحانی و غيرروحانی وجود ندارد و اين يك تقسيم بندی مسيحی است
وی افزود: تقسيم بندی افراد جامعه به دو گروه روحانی و غيرروحاني ناگزير رابطه‌ی مريدی و مرادي تبعات ناخوشايند و توالی فاسدي را كه از اين رابطه منشعب مي‌شود به دنبال خواهد داشت
آغاجری با تاكيد بر اينكه ما در اسلام، عالم داريم گفت: علماي مورد نظر اسلام، فقط شامل فقها نمي‌شود و فقاهت شرط مفسر قرآن بودن نيست و مراجعه‌ی ما به اين فرد به عنوان شخص عالم بلامانع است و رابطه‌ی ما و شخص مذكور براساس رابطه‌ی معلمی متعلمي تعريف مي‌شود
وی در ادامه به تبيين رابطه‌ي معلم و متعلمی پرداخت و اظهار داشت: رابطه‌ی معلم و متعلم رابطه‌ی مبتنی بر رشد و تعالي همراه با انتقاد دو جانبه است كه ارتقاء متعلم در جهت بي‌نيازی او از معلم هدف اصلی اين رابطه را تشكيل مي‌دهد
آغاجری اضافه كرد: در جامعه‌ي اسلامی كوشش مي‌شود متعلمان به تدريج از معلمان بي‌نياز شوند و لذا در جامعه‌ی مهدوی براساس ترسيمی كه در روايت شده است، زنان نيز كوشش و اجتهاد دينی مي‌كنند و تفقه مي‌ورزند
وی گفت: وجود رواياتی كه در آن بر تحقق 10 درصد از علم در دوران غيبت امام تاكيد مي‌شود، از منطق تاريخی اسلام و تشيع حكايت كرده و روش سمت‌گيری ما را مشخص مي‌كند، لذا به نظر من به كارگيری اين سمت گيري‌ها در رابطه با علماء دين و مردم لازم است
عضو سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی با تاكيد بر اين امر كه قرار نيست عوام هميشه در حالت عوامی خود باقی بماند، اظهار داشت: به تناسب رشد جامعه و تلاش متعهدانه‌ی عالمان در ارتقاء فرهنگ دينی مردم، امكان استقلال و استفتاء آنها در درك و فهم دين فراهم مي‌شود
وی افزود: بنده نه منكر وجود مرجعيت هستم و نه به مشكل ساز بودن وجود آنها در جامعه‌ي اعتقاد دارم، انتقاد من از بروكراسي‌ای است كه در بعضی از اوقات حاكم مي‌شود
آغاجری تصريح كرد: از نظر اسلام ما مستفتی داريم و مفتی كه پاسخگويی نيازهای مستفتی است
آغاجری ادامه داد: با فرض اينكه روزی به اين نتيجه برسيم كه بايد يك كتاب در باب احكام شرعی باشيم و شايد نيازی به اين نباشد كه مجتهدين سالها عمر خود را صرف اين حوزه كنند و اين رابطه‌ی تقليدي كه امروزه است ديگر وجود نخواهد داشت
اين مدرس دانشگاه ادامه داد: تحقق صحبت‌های شهيد مطهری در تخصصي كردن استنباط احكام اسلامی در حوزه‌های مختلف سياسي، اقتصادي، فرهنگی به هيچ وجه رابطه‌ی مقلد و مقَلد وجود نخواهد داشت
وی تصريح كرد: در حال حاضر شوراي نگهبان مسووليت مشخص كردن تكليف شرعی شهروندان در حوزه‌هاي مختلف را بر عهده دارد اما اين امر به مقلد بودن شهروندان نظام جمهوری اسلامی از شورای مذكور نيست چنانچه نظر شورای نگهبان نيز نمي‌تواند به معنی فتوی باشد
وی از نحوه‌ی تصميم‌گيری شوراي نگهبان كه بر اصل رای گيری از 12 عضو آن استوار است به عنوان دليلي بر فتوی نبودن مصوبات اين شورا نام برد
آغاجری تاكيد كرد: تفاوت ديدگاههای اعضای شورای نگهبان در توافق بر سر يك موضوع با فتواي مجتهد كه نتيجه‌ی تلاش او در جهت رسيدن به يك حكم واحد كه از آن به حكم‌الله تعبير مي‌شود، تفاوت زيادی دارد
وی ادامه داد: از آنجا كه در اين مقوله ديدگاه‌های دينی از طريق مكانيزم‌های خاص خود به قانون تبديل شده است ما به عنوان يك قانون و نه فتوي، ملزم به پذيرش آن هستيم
وی تصريح كرد: در اسلام حكمی در مورد تقليد كوركورانه مردم از طبقه‌ی حاكميت وجود ندارد و شهيد مطهری هم آن را نقد كرده است
وی افزود: ظاهرا در صورتی كه شهيد مطهری نسبت به مساله‌ای اظهار نظر كند اشكالی ندارد اما اگر فرد ديگری زبان به اظهار نظر باز كند، صحبت‌های او كفر و زندقه تلقی مي‌شود
وی تعطيل ناپذيری جريان تعقل مردم را مورد تاكيد قرار داد و گفت: عقيده‌ی امام صادق(ع) و علمای بزرگ بر اين اصل استوار بود و آنها خواهان عدم توقف جريان تعقل مردم حتی در مواجهه با روحانيت بودند و پرسشگری و نقد از نظر آنها اصالت داشت
وی تصريح كرد: اگر من رابطه‌ي تقليد و مريدی و مرادی را نقد كردم به هيچ وجه نمي‌خواستم به اين نتيجه برسم كه در مسائل شرعي فرعی ما از مجتهد يا مرجع دينی بي‌نياز هستيم
آغاجری در بخش ديگری از سخنان خود با بيان اينكه از هر نوع رسيدگي قضايی و علمی نسبت به اين بحث استقبال مي‌كنم گفت: سخنانی كه در اين چند روزه از سوی گروه‌هاي فشار و جريان‌های وابسته‌ به گروههای ضد اصلاح طلب بيان شد، فراتر از اين است و مطالب منتشر شده خود عملا تحريك به قتل و آدمكشی مي‌كنند
وی گفت: برخی روزنامه‌ها كه نقش مطبوعات اقماری آنها را بازی مي‌كنند صريحا خط ترور مي‌دهند من شخصا برای خود ذره‌ای نگرانی ندارم به اعتقادات اسلامی كه مرگ را حق مي‌داند پايبند هستم و به نظر من هر وقت مقدر باشد مرگ فرا مي‌رسد
وی تصريح كرد: با توجه به سوابق دوران طاغوت و جنگ تحميلی باعث شده بود كه اميد زنده ماندن و به اين سن و سال رسيدن برای من امري بعيد و خارج از پيش‌بيني‌های آن دوران باشد
وی تاكيد كرد: گروه‌های مخالف بايد بدانند احتياجی به اين عربده كشي‌ها نيست و من از كشورهای خارجی نيامدم كه با اين حرف‌ها و ادبيات لات‌مابانه جابزنم و گرگ باران‌ديده هستم
وی گفت: تاسف من از اين است كه هنوز در جامعه‌ی ما كسانی وجود دارند كه مي‌كوشند خود و قدرت خود را پشت دين و عالمان دين پنهان كنند
اين استاد دانشگاه با نخ‌نما خواندن شيوه‌های افراد مذكور گفت: به كارگيری اين شيوه‌ها نفعی برای مدعيان آن ايجاد نمي‌كند و تنها نتيجه‌ی آن در حالت توهم نگه داشتن عوامی است كه هنوز نسبت به حسن نيت اين افراد اظهار اميدواری مي‌كنند
وی تصريح كرد: انگيزه‌ی اين سوزوگدازها همان انگيزه‌های پنج سال قبل است كه به نام انتشار مطالب ضد ارزش و وابستگی به خارج بيست روزنامه يك شبه تعطيل شدند
آغاجری با طرح اين سوال كه چه كسي باور مي‌كند عالمانی نظير موسوي خوئيني‌ها، راس مديريت روزنامه‌هاي توقيف شده قرار داشته كه مروج فساد و مطالب ضد ارزشی باشد، گفت: خيلی روشن است كه مساله چيز ديگري است

 

ی