اخبار

پيك   

                pyknet@persobe    


 

سخنان سعيد حجاريان در كنگره جبهه مشاركت:

نسل جوان را ميدان بدهيد!

جوانان در شهرستان‌ها كتك دوم خرداد را

خوردند

من ميروم دنبال علاج خودم شما هم برويد دنبال علاج اصلاحات



به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجويان ايران، سعيد حجاريان در كنگره جبهه مشاركت از جمله گفت
من به دوستان جبهه‌ی مشاركت براي تشكيل كنگره‌ی سوم تبريك مي‌گويم و اميد دارم كه اين كنگره قرين موفقيت باشد چون من بايد دنبال علاجم باشم، بايد زود صحبت‌هايم را اتمام كنم و دنبال درمانم بروم انشاءالله شما هم به دنبال علاج اصلاحات باشيد و برای علاج اصلاحات رايزنی كنيد چند نكته مي‌خواستم خدمت شما عرض كنم كه تيمنا و تبركا نكات را گفته باشم نكاتی كه مي‌خواهم بگويم خاص نيست و به همين جمع حاضر برمي‌گردد ما اين جا نشسته‌ايم معمولا دوستان يكرنگی هستيم دوستان يكرنگ اما مشكل ما اين است كه دوستان ما، جسارت نباشد، نوپيرند يعنی سن ما بين 40 تا 50 سال است و در اين سن كم‌كم انسان به سمت سرازيری مي‌رود و بعد مي‌افتد پايين
مشكلاتی كه ما نوپيرها داريم و مربوط به نسل ماست نسل ما ذخيره‌ي خيلی غني‌ای از تجارب بعد از انقلاب دارد شايد حرف من براي تشكيلات جوانی مثل مشاركت زود باشد، اما من نكته‌ای براي پيشگيری مي‌گويم كه مبادا ما دچار عارضه‌ای شويم كه بعضي احزاب شدند آن عارضه قانون آهنين اليگاريشی است قانون آهنين اليگاريشی حرفش اين است كه هركس به نقطه يا قله‌ای رسيد اعم از قله‌ی ثروت، منزلت يا مكنت، سعي مي‌كند همانجا بماند و نمي‌گذارد كه انسان ديگری به آنجا دست پيدا مي‌كند و مانع شود كه ديگري بيايد بالا موضع خودش را نگه مي‌دارد و انسداد ايجاد مي‌كند و همانجا مي‌مانند الان ما در معرض خطر هستيم بعضی احزاب شنيديد كه مي‌گويند گراندگراسی هستند يعني پيرسالورند مثلا احزاب سابق اتحاد جماهير شوروی كه معمولا سن احزاب كنگره و اعضای شوراي مركزيشان بالای 75 سال بود نسل بعد از انقلاب اكثر تا كنگره‌ی بيستم - بيست و پنجم همانجور باقی مانده بودند نكند ما هم دچار اين مشكل شويم حزبی كه دارای كروست بشود، يا به قول مرحوم بازرگان دچار اكتروپی بشود، كم كم دچار فرسايش مي‌شود و كم كم طرفيت و طراوت خودش را از دست مي‌دهد و شاداب نخواهد بود اما علاج اين مشكل چيست؟ علاجش چند تا كار است ليكن من پيشنهاد مي‌كنم اين در اساسنامه‌ پيش‌بينی شود و كم‌كم اينها همانطور كه آقای محمودزاده گفتند در اساسنامه‌ گنجانده شود اولا بايد دائما خون جاری و تازه در رگ‌های حزب جريان پيدا كند و از قديم گفته‌اند تركيبی از راي پيران و بخت جوانان تركيب خوبی مي‌شود الان اين تركيب در تركيب سنی هيات رييسه هم كم‌كم ديده شد اما در كل تشكيلات هم بايد اين را ما ببينيم اين نكته‌ی اول
ثانيا اين امر با شرايط جامعه‌ي ما مي‌خواند چون جمعيت جامعه رشيد و بالغ ماست نمي‌دانم شايد 15 - 20% بقيه كجا هستند؟ بقيه غايبند و ما داريم برای آنها تصميم مي‌گيرم مشكل اين است مگر امام يك بار نگفت كه «فرض پدران ما درست عمل كردند، اما به ما چه ربطی دارد؟» هر نسلی برای خودش بايد تصميم بگيرد «فرزند زمان خويشتن باش» آنها تصميم گرفته‌اند و اين تصميم برای ما چه حاصلي دارد حزبی كه ادعای ايران براي همه‌ی ايرانيان دارد، در تصميم‌گيري مربوط به حزب، بايستد به مشاركت بينديشد و برای همه‌ تصميم بگيرد
بايد رعايت اين مصلحت را بكنيم كه كم‌كم نسل جوان را بيشتر در اركان تشكيلاتی حتی تا شوراي مركزی و حتی دفتر سياسی جا بدهيم و بيايند كمك كنند و كم‌كم اين گردش عنوان حزبی تداوم پيدا كند، نخبگان حزبی كم‌كم تكامل پيدا كنند
نكته‌ی دوم هم اينكه الحق و الانصاف كه جوانان ما بيشتر از ما زحمت كشيده‌اند برای شكل‌گيری و بقای دوم خرداد چه در پيدايش و چه در بقايش، جوانان از ما بيشتر زحمت كشيدند ما بي‌خبريم، كتكش را آنها خوردند در شهرستان‌ها كلی زجر كشيدند ما تهران‌نشين بوديم پايتخت‌نشين بوديم لذا بايد انصاف داد كه آنها چون بيشتر از ما زحمت كشيدند، سهمشان هم بيشتر است پس بايد سهمشان را داد دليل بعدی هم سرعت تحولات جامعه‌ي ماست و ممكن است ما جا بمانيم از تحولات ما نسل دومي‌ها تقريبا دچار محافظه‌كاری طبيعی مي‌شويم قرآن هم به اين نكته اشاره دارد كه آدميزاد اولش دچار لهو و لعب است بعد آخرهای عمرش هم دچار تفاخر مي‌شود آدم كم‌كم به سن ما كه رسيد، دچار تفاخر و تقاصر مي‌شود ديگر اين تفاخر و  نوعی محافظه‌كاري است ديگر محافظه‌كاری مانع رشد شادابی و طراوت تشكلات خواهد شد ما بايد كم‌كم به دنبال اين برويم كه خودمان از جوان‌ها جا نمانيم ضرب‌المثل خوبی مي‌گويند كه زندگی مثل جاده‌ی دوطرفه است نصف اول راه بايد متوجه بود كه از سمت چپ ماشين به آدم نزند و سمت چپ را بپايی از وسط كه گذشتی بايد سمت راست را بپايی ماشين از راست بهت نزند هميشه راست‌گرايی از نصفه‌ی دوم عمر آدم را دچار مي‌كند و بايد كم‌كم اين جاده را دو طرفه كرد كه همه‌ بيايند و بروند و جوان‌ها بيشتر بيايند در حزب كمك كنند اين البته نكاتی هم بود، بيشتر مي‌خواستم برايتان شعر بخوانم كه تبريك بگويم نكاتی بود درباره‌ی كل اساسنامه از ديوان كبير شمس شعر قشنگی پيدا كرده بودم كه مي‌دهم آقای شريعتی كه خودش شاعر است و شعر هم قشنگ مي‌خواند برايتان اين شعر را بخواند من صدايم بد است شعر زيبايی است و مناسب با جمع ماست من بروم دنبال علاج (با اصرار حضار آقای حجاريان خودش شعر را مي‌خوانند) خودم، شما برويد دنبال درمان اصلاحات
وی در پايان ابياتی از ديوان كبير شمس قرائت و آرزو كرد اين كنگره دستاورد خوبی داشته باشد

 

ی