اخبار

پيك

                       
هاشمی‌ رفسنجانی‌و
مصادره 22 بهمن

روز 22 بهمن مطابق يك رسم 23 ساله مردم در شهرها و از جمله شهر تهران يك مسيری را پياده طی كردند و پيروزی انقلاب 57 و سقوط نظام استبداد سلطنتی و تاسيس جمهوری در ايران را جشن گرفتند، گرچه اين جمهوری پسوند اسلامی داشته باشد.

پيرامون اين تظاهرات- بويژه راهپيمائی تهران- سخن بسيار می توان گفت، سخنی كه به هيچ روی در تائيد انحراف عظيمی كه در اين انقلاب ايجاد شد و آن را تا لبه پرتگاه شكست پيش برده نيست.

در كنار هزاران عكس نيم تنه رهبر و شعارهائی كه بدست وابستگان بسيج مساجد و وابستگاه بنيادها و بويژه شورای تبليغات اسلامی و دانش آموزان دبستانی داده بودند، هيچكس نامی از "مستضعفان" بر تابلوها نديد، شعاری عليه آقازاده ها روی تابلوها و پلاكاردها نبود، عليه فحشاء، غارت، دزدی، تبعيض، استبداد و در دفاع از آزادی و آزادی زندانيان سياسی تابلوئی در دست مردم نبود. اينها شعارهائی بود در سينه های مردم كه با شعارها و پلاكاردهای رسمی فاصله ای نجومی داشت.

كافی است مردم را به حال خود بگذارند تا همه اين دردهای در سينه مانده شعار و شور شود و مردم خود- بی نياز از تشويق و سازماندهی- در خيابان ها به حركت در آيند. آنوقت پياده روی تا ميدان آزادی كه به 13 بدر شباهت پيدا كرده به تظاهراتی تبديل خواهد شد مردمی و نه حكومتي!

پس از اين تظاهرات، كه تعداد شركت كنندگان در آن را – پس از كسر شمار كودكان و خردسالان – بايد با شمار رای دهندگان تهرانی در پای صندوق های رای مقايسه كرد تا صحنه واقعی در برابر ديدگان قرار گيرد، هاشمی رفسنجانی برای ميوه چينی در راهپيمائی 22 بهمن نماز عيد قربان را در تهران خواند.

او كه خود نتوانست در انتخابات مجلس ششم از همين مردم رای گرفته و به مجلس برود، ادعاهائی را در توصيف و ارزيابی اين راهپيمائی طرح كرد كه مانند تمام طول 24 سال گذشته، اگر چند در صدی حقيقت هم در آن بود، وی آن را چنان اين حقيقت را به سود خويش مصادر كرد كه آن هم اعتبار خود را از دست داد.

هاشمی رفسنجانی گفت: "حضور پرشكوه و منسجم مردم ايران باعث شد كه رييس سازمان سيا اذعان كند انقلاب اسلامی ايران هم ‌چنان پايدار است و هيچ چيز آن را تهديد نمي‌كند."

اين سخنان رئيس سازمان اطلاعات مركزی امريكا كه تمام خبرگزاری های جهان و شبكه های تلويزيونی و راديوئی پخش كرده و حتی دو خبرگزاری ايرنا و ايسنا نيز آن را منتشر ساخته اند، آن سخنانی نبود كه هاشمی در نماز جمعه تهران به زعم خويش برای مردم تفسير و تحريف و بخش دوم آن را سانسور كرد. رئيس سيا از استحكام ظاهری حاكميت ايران ( نه انقلاب و نه جمهوری اسلامی، بلكه حاكميت و آنهم در مجموع خود) ياد كرد و بلافاصله هم اضافه كرد كه اين استحكام چنان ظاهری است كه حتی ممكن است ظرف چند هفته آينده بهم بريزد.

آن كه در امريكا اوضاع ايران را دنبال می كند، اگر بيش از هاشمی رفسنجانی نداند، كمتر از او نمی داند كه نارضائی مردم درايران در چه سطح و سطوحی است و رای مردم پای صندوق های رای چيزی است خلاف آنچه كه رفسنجانی مدعی است. 

فاصله استقلال خواهی و آزادی طلبی مردم ايران هم با آن استقلال و آزادی كه هاشمی رفسنجانی مفسر آن است از زمين تا آسمان است. اگر شك و شبهه ای باشد، می توان آن را به رفراندوم گذاشت!

سخنرانی روز عيد فطر هاشمی رفسنجانی رويكرد ديگری هم داشت، كه از ديد ناظران سياسی پنهان نماند.  وی كه در ماه ها و بويژه هفته و روزهای اخير نامش بعنوان هدايت كننده مذاكرات پنهان با نمايندگان دولت امريكا در يكی از كشورهای اروپائی برای همسوئی با حمله امريكا به عراق بر سر زبان هاست، به گونه ای در تائيد سخنان رهبر پيرامون سياست خارجی جمهوری اسلامی سخن گفت كه پيش از تائيد اين سخنان تبرئه خود را جستجو می كرد. مذاكراتی كه واشنگتن پست و اكونوميست آن را افشاء كرده و سخنگوی وزارت خارجه امريكا نيز حاضر به تكذيب آن نشده است.

هاشمی گفت: "سياست جمهوری اسلامی ايران، همان چيزی است كه مقام معظم رهبری در پيام اخيرشان به كنگره‌ عظيم حج مطرح كردند. "
پس از اين سخنان هاشمی رفسنجان، برادر وی محمد هاشمی نيز در گفتگوئی با خبرگزاری دانشجوئی ايسنا كه در همين شماره پيك می خوانيد به نوع ديگری كوشيد برادر خود را مبرا از گفتگوهای پنهانی و معاملات زير ميزی با امريكا اعلام كند كه اين خود تائيدی است بر اينكه اگر چنين مذاكرات و تماس هائی وجود نداشت، نياز به اين همه كوشش برای  تبرئه هم ضرورت نداشت!

هاشمی رفسنجانی در بخش ديگری از سخنان نماز عيد فطر، مانند هميشه نسخه ای را كه جمهوری اسلامی برای شفای خود بايد بنويسد برای عراق پيچيد و گفت:

" بهترين گزينه برای ما اين است كه عراق به صورت يكپارچه با حفظ تماميت ارضی با حاكميت مردم با يك دولت آزاد مسلمان در منطقه حضور داشته باشد."

هاشمی نگفت كه اگر حاكميت مردم و حفظ يكپارچگی كشور بهترين گزينه است، - كه هست-  چرا با اين گزينه در داخل كشور خودمان ستيز می شود؟

هاشمی رفسنجانی در پايان اين سخنرانی اشاره ای هم غير مستقيم به جنجال و يورش عليه موسسات نظر سنجی و انتقام شخصی خود از عباس عبدی كرد و گفت:

" دولتمردان آمريكايی آن‌چه را بايد بفهمند از امواج خروشان ديروز مردم در خيابان‌های ايران بايد بفهمند؛ نه از اظهارات چند نفر خودفروخته و خودباخته."

اين ادعاها و سخنان را مقايسه كنيد با استراتژی  فرانسه و آلمان و سخنان روز گذشته وزرای خارجه سوريه و فرانسه در شورای امنيت سازمان ملل متحد پيرامون خطراتی كه از جانب امريكا ايران را پس از اشغال عراق توسط امريكا تهديد می كند تا تفاوت سخن تبليغاتی و شخصی با واقعيات استراتزيك جهانی دقيق تر دانسته شود.

در لس آنجلس

در روز 22 بهمن در امريكا هم به كوشش سلطنت طلب ها تظاهراتی عليه انقلاب 57 برپا شد. جمعی را با اتوبوس های دربست در مقابل ساختمان فدرال ايالت جمع كردند تا شرم آورترين شعارها را بدهند. شعار اصلی اين تظاهرات " مرسی مستر بوش" بود!

مرسی برای چي؟ برای حمله به ايران؟ برای حمله به عراق؟ برای كمك گرفتن برای باز گرداندن آب رفته به جوي؟ برای نرم خوئی اداره مهاجرت امريكا در برابر ايرانيانی كه وضع پناهندگی آنها نا مشخص است؟

به برپا كنندگان اين تظاهرات شرم آور و آن مصادره به مطلوبی كه هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه عيد فطر از راهپيمائی 22 بهمن تهران كرد، و آن خيانت عظيمی كه به آرمان های انقلاب 57 شد، تنها می توان گفت:  با ظن خود، يار مردم ايران نخواهيد شد!

(پيرامون نقش و مواضع آنها كه تظاهرات لس آنجلس را سازمان دادند مراجعه كنيد به مصاحبه فريبرز رئيس دانا در همين شماره پيك)

 
 
                   بازگشت به صفحه اول
Internet
Explorer 5

 

ی