ايران

پيك

                         
بهار اينجا نيست!ا

اين شعر ساليانی پيش سروده شد و قرار بود در چهارمين مجموعه شعرم با نام « روزنامه ی تعطيل» منتشر شود كه هرگز مجال انتشار در جمهوری اسلامی را نيافت. اكنون آن را در آستانه نوروز، به دوستان و ياران مردم كه  دربندند و به همه اعضای كانون نويسندگان ايران تقديم می كنم.

جمشيد برزگر

 

 

درخواست

چه سبزی محوی به چشم می آيد

مگر كه روز نو

به ساعت و تقويم و هقت سين

حضور خودش را به ياد آرد

ولی غياب پرستو

صريح و ساده و سرد

به روی شاخه ها باقی است

چرا هميشه فكر كرده ام بهار

ميان حنجره و بال پنهان است

و از وجود خودش در تقويم هيچ چيز نمی داند؟

گمان نمی كنم كه فروردين ماه ديگر زمستان است

ولی شروع فصل هم

به انتظار فرمان عقربك ها نيست

كه پوچ می چرخند

شما را به تازگی سال قسم

( اگر كه باورش داريد)

به من اجازه دهيد اين بار

پرنده باشم و هيچ

خطوط مبهم و اعداد گيج تقويمتان را نفهمم.

امضا:

كسی كه در ميان شما زندانی است

پرندگان رها در خودش دارد

چند بار ديگر هم نوشته بود:

بهار اينجا نيست

  
 
                      بازگشت به صفحه اول
Internet
Explorer 5

 

ی