ايران

پيك

                         

علوی تبار: كدام مبارزه با مفاسد اقتصادی ؟

سران مافيای اقتصادی

گاهی به صورت هم چنگ می زنند

 

علی رضا علوی تبار

 

 

كسانی كه اخبار ايران را دنبال می‌كنند، به خوبی به ياد می‌آورند كه هر از چند گاه ناگهان موجی برمی‌خيزد و شعارهای كركننده‌ای در باب مبارزه با سرمايه‌داری و ثروت‌های بادآورده فضا را پرمی‌كند. در ميانه هر يك از اين امواج چند نفر به عنوان سرمايه‌دار زالو صفت دستگير می‌شوند و چند شركت وموسسه تعطيل شده و در معرض حسابرسی و سنجش قرار می‌گيرند. در ادامه با سروصدای زيادی محاكمه‌ها برپا می‌شوند و رسانه‌های خاصی با هيجان از پيگيری‌های قضايی می‌نويسند و هر روز گوشه‌های تازه‌ای از خيانتها و ثروت اندوزيها را برملا می‌كنند! در پايان نيز در حكم قضايی صادر شده (دادنامه) اغلب افراد تبرئه می‌شوند و برخی نيز به جريمه‌های مالی و زندانهای كوتاه مدت متهم می‌شوند و دوباره همه چيز به حالت عادی باز می‌گردد و گويی هيچ حادثه‌ای رخ نداده است! به راستی ناظران حيرت زده می‌شوند كه رمز اينهمه جنجال و غوغا و اين نتايج ضعيف چيست؟ سردمداران اين جنجالها چه چيز را دنبال می‌كنند؟

تأملی در برخی از اين غوغاهای اقتصادی نشان می‌دهد كه در پشت اين اقدامها و شعار‌های ضد سرمايه‌داری كه عليه ثروت اندوزی و ظاهراً با هدف دفاع از مردم و محرومان طرح می‌شوند، اهداف ديگری نهفته است. كه توجه شما را به برخی از آنها جلب می‌كنم.

جناح انتصابی حكومت كه مشروعيت ايدئولوژيك و سياسی خود را بطور كامل از دست داده است، اطمينان دارد كه از طريق نهادهای مدنی نمی‌تواند قدرت خود را بازسازی كرده و به صحنه بازگردد. از اين رو با طرح شعارهای ضد سرمايه‌داری و اقدام به تهاجم امنيتی - قضايی به برخی از فعالين عرصه اقتصاد می‌كوشد تا به نوعی مشروعيت خود را با همسويی با توده محروم بازسازی نمايد. اما به دليل ماهيت اين جريان و برخورداری از حمايت بخشی از سرمايه‌داران تجاری سنتی نمی‌تواند گرايش مردم انگيزانه (پوپوليستي) خود را تا آخر دنبال نمايد. از اين رو پس از شروع هر جنجال با مخالفت متحدين و ياران خويش كه نگران گسترش چنين جنبش و غيرقابل مهار شدن آن هستند و خدشه‌دار شدن مالكيت را خطرناك تلقی می‌كنند، روبرو شده و ناگزير از جمع و جور كردن قضايا می‌شود.

بخش ديگری از اين جنجالها هدف خارج كردن رقبا و حفظ بازارهای انحصاری را دنبال می‌كند. شرايط متحول اقتصاد ايران طی سالهای اخير باعث سربرآوردن سرمايه‌داران نوپايی شده است كه ارتباطی با جمعهای اقتصادی سنتی كه تكيه گاه اصلی باندهای قدرتند ندارند. اين سرمايه داران نوپديد كه ظرفيت خطر كردن و ورود به رقابتهای اقتصادی با سرمايه‌داری سنتی را دارند گاه موجب عقب نشينی و از دست رفتن منافع بخشی از سرمايه‌داران رانتی سنتی می شوند. به همين دليل هر از چند گاهی برخی از موفق‌ترين بخش‌های اين سرمايه‌داری نوپديد با بهره‌گيری از امكانات امنيتی - قضايی گوشمالی داده می شود تا سايرين عبرت گرفته و خود را بی‌نياز از حمايت «پدرخواندهاي» اقتصادی تلقی ننمايند. طی اين جنجالها به باقی‌ماندگان خط داده می‌شود كه بايد به موقع هزينه‌های مالی اقدامات سياسی و اجتماعی بخشی از قدرت را تأمين كنند و فعاليت اقتصادی خود را به محدوده‌هايی منحصر سازند كه از پيش در تيول كسی نيست! بخش ديگر از اين جنجالها، حاصل درگيری «رجال الغيب» عرصه اقتصادی ايران است. در دوران پس از جنگ برخی از نهادها و ارگانها وابسته به آنها وارد فعاليتهای اقتصادی شده‌اند. انگيزه اين ورود در آغاز خودكفا كردن اين نهادها و مراكز و تأمين امكانات مالی لازم برای انجام بهتر فعاليتهای قانونی‌شان بوده است. اما به تدريج همانطور كه طبيعت اينگونه فعاليتهاست، انگيزه‌های ديگری جای آنها را گرفته و به تدريج هيچ فعاليتی را نمی‌توان يافت كه از حضور اين جريانها بركنار باشد. اين نيروها معمولاً از حمايت‌های بی‌دريغ نهاد، وزارتخانه و قوه حامی خود برخوردارند و كم و بيش خود را در پوششی از ملاحظات امنيتی پنهان می كنند. به دليل گسترش اين جريانها در بخش‌‌های مختلف جامعه تلاش آنها را برای كسب سود به تدريج با يكديگر اصطكاك پيدا می‌كنند و هر كدام برای خارج كردن ديگری از صحنه می‌كوشند. حاصل اين رقابتها افشاء شدن بخشی از فعاليتهای يك شركت يا موسسه در مقاطعی خاص و ايجاد حساسيت نسبت به فعاليتهای آن است. به گفته آگاهان بخش عمده‌ای از قاچاق كالا توسط همين موسسات وابسته و تحت الحمايه صورت می‌گيرد. موسساتی كه می توانند به راحتی رقبای مستقل خود را از ميدان بدر كرده و رقبای متكی به قدرت خود را نيز به سازش و كنار آمدن ترغيب نمايند.

هرگونه تلاش برای شفاف سازی در عرصة اقتصادی ايران با مقاومت شديد جريانهای مختلفی كه از وضعيت كنونی بهره می گيرند مواجه می شود. تلاش گران اين عرصه يا با پرونده‌ای طراحی شده بدنام و زندانی می‌شوند و يا بلندگوی خود را برای رساندن پيام خويش به مردم از دست می‌دهند. تا زمانی كه فعاليتها در تاريكی ادامه دارد بايستی از هرگونه توجه به اين جنجالهای و دلبستن به نتايج آنها خودداری كرد. پشت اين شعارهای سرمايه ستيزانه تلاش برای تقويت ثروت اندوزان انحصاری، رانتی و وابسته به قدرت خوابيده است. از همسويی با اين شعارها كه تنها منافعش برای ملت ناامنی و اختلال در سرمايه‌گذاری است بايد خودداری نمود.  

  
 
                      بازگشت به صفحه اول
Internet
Explorer 5

 

ی