سخن روز

پيك

                         

آقازاده طبسی

 وسرانجام

يك دادگاه مكاتبه‌ای!

 

دادگاه پرونده موسوم به المكاسب خاتمه يافت و آقازاده واعظ طبسي- كه به گفته قاضی نميدانست حيف و ميل اموال عمومی جرم است- تبرئه شد.

پرونده آقازاده طبسی با شكايت بانك ملی آغاز شد. برای آنكه اين ماجرا نيز مانند پرونده 123 ميليارد تومانی محسن رفيقدوست- كه رهبر بعدا به وی نشان درجه يك شجاعت داد- نشود، برای آقازاده طبسی فورا وثيقه پنج ميليارد تومانی پرداخت شد. با اينحال كار به مطبوعات كشيد و گفته شد علی اكبر ناطق نوری مشاور رهبر و عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام خانه خود را وثيقه آقازاده طبسی قرار داده است. بعدا مطبوعات خبر دادند كه ناصر واعظ طبسی برای انكه بانك ملی شكايتش را پس بگيرد 14 ميليارد تومان هم به اين بانك پرداخت كرد و هيچكس نپرسيد اين 14 ميليارد تومان از كجا امده و چگونه در دست جوانی به سن و سال وی جمع شده است.

از بيش از يك سالی كه از به جريان افتادن اين پرونده ميگذرد، اقازاده طبسی يك روز هم به زندان نرفت. نه فقط به زندان نرفت بلكه حتی حاضر به حضور در دادگاه و پس دادن بازجويی نشد. چندی پيش يكی از روزنامه ها افشا كرد كه بازجويی از ناصر واعظ طبسی بصورت كتبی و از طريق نامه انجام ميشود.

در همين دوران كه ناصر واعظ طبسی به اتكا درآمدهای آستان قدس كه رهبر جمهوری اسلامی بصورت مادام العمر به پدرش بخشيده، بجای محاكمه به تجارت و تفريح  و سفر به امارات و آمريكا مشغول بود، يك استاد دانشگاه، در همدان سخنرانی كرد: هاشم آقاجری.

وی فقط يك جمله گفت كه وقتی درامد برخی مراجع از طريق بازار و سرمايه داران تامين ميشود به استقلال مرجعيت لطمه ميزند.

چماقدارها اجازه ندادند سخنش را تمام كند. با دشنه و قمه بدنبالش افتادند. با ماشين او را تا تهران تقعيب و تهديد كردند. روزنامه های رسالت و كيهان و شما (جمعيت موتلفه) جنجال و هياهو و بحران سازی را آغاز كردند. اول گفتند آقاجری به مراجع توهين كرده است. بعد ديدند كم است گفتند به امام و انقلاب اهانت كرده. ديدند اين هم گويا كافی نيست، گفتند آقاجری اصلا به خود پيامر توهين كرده است.

كفن پوش‌های حرفه ای و مزدبگير در خيابانها راه افتادند و سر وصورت خود را با رنگ قرمز كردند. عده ای داوطلب مجازات و قتل او شدند. چند روز بعد آقاجری كت بسته تحويل زندان همدان شد و در يك محاكمه غيرعلنی به جرم توهين به پيامبر به اعدام محكوم شد. باآنكه رهبر جمهوری اسلامی زير فشار جنبش سراسری دانشجويان كشور خواهان تجديد نظر در حكم شد، هاشمی شاهرودی رييس قوه قضاييه كه وقتش محدود است وهمزمان بايد مسايل لشگر بدر عراق و مناسبات و زد وبند مجلس اعلای انقلاب اسلامی با آمريكا و امور جاری سازمان امنيت موازی را هم حل و فصل كند، تقاضای رهبر در كوزه فراموشی نهاد و در آن را محكم گذاشت.

آقاجری، مجروح و معلول جنگ و برادر شهيد و استاد دانشگاه هنوز همچنان به جرم يك سخنرانی نيم ساعته در زندان و زير چوبه اعدام است و ناصر واعظ طبسی، مختلس اموال عمومی، آقازاده ای كه دهسال پيش روزنامه سلام با هشدار نسبت به آغاز حكومت آقازاده ها نوشت "كت او بيش از هزار دلار" ارزش دارد، بازجويی مكاتبه ای و تبرئه سفارشی شد. آقازاده ای كه فقط با طلاهايی كه به گردن و دست و بالش آويزان است ميشود دهها خانواده گرسنه را غذا داد.

هاشمی شاهرودی، آيت الله از آب "فرات" گذشته ای كه ريشه اش در عراق است و شاخه اش در ايران، زمانی كه رييس قوه قضاييه شد گفت ويرانه ای را تحويل گرفتم. در ان زمان خيال شد منظور وی راه دشوار آباد كردن اين ويرانه است. پس از ماجرای حكم اعدام آقاجری در يكی از تجمعات دانشجويی اين شعار به چشم ميخورد : ويرانه از زلزله نمی ترسد.

دانشجويان منظور سخن رييس قوه قضاييه را خوب درك كرده بودند. او در واقع ميگفت چون ويرانه ای را تحويل گرفته نگران انكه  زلزله ای آن را با خاك يكسان كند، نيست. حكم اعدام هاشم آقاجری از يكسو و تبرئه آقازاده طبسی از سوی ديگر تنها يكی از آثار اين زلزله، و نه اولين و آخرين آن است.

  
 
                      بازگشت به صفحه اول
Internet
Explorer 5

 

ی