سخن روز

پيك

                         
بيان صريح ديلی تلگراف
سياست انگلستان
مامور انگليسی !ا

 

ديلی تلگراف  گزارش پرمعنائی را منتشر كرده است كه در همين شماره پيك می خوانيد: شاه بيت اين گزارش بلند، اين جمله است: " MI6  انگلستان در سرزمين های ديگر ضمن صرف هزينه های بالا مقامات كليدی را در كشورها جاسازی كرده است. امريكا برای ايران از اين نظر نياز جدی به انگلستان دارد. اين معمائی است كه بوش با تونی بلر برای ايجاد تغيير بزرگ با يكديگر همكاری می كند. عبور از ايران گام بعدی برعليه ترور است و اين يك ضرورت است." از جمله دستآوردهای انتخابات اخير شوراها در ايران، فراهم شدن شرايط برای بيانی چنين صريح در باره آينده ايران است. عوامل انگلستان در ايران، حتی اگر كسانی باشند كه داغ مهر سجده بر پيشانی شان داشته باشد، چنان بر پيشانی خود مهر انگلستان ندارند كه بتوان همين امشب رفت و آنها را دستگير كرد. دهها سال پس از سقوط رضاخان و چند دهه بعد از كودتای 28 مرداد و سقوط نظام سلطنتی در ايران تازه اسناد برخی كاربدستان پشت صحنه سياست ايران معرفی شدند. امری كه در ارتباط با جمهوری اسلامی و انقلاب 57 ايران  نيز همينگونه تكرار خواهد شد.

چه كسی می توانست درمورد سيد مهدی ميراشرافی كه سالها زانو به زانوی آيت الله كاشانی می نشست و مشاور مطبوعاتی و تبليغاتی او بود، حدس بزند چه ماموريتی را در چه ارتباطی انجام می دهد؟ تنها بعد از انقلاب و دستگيری تازه ميراشرافی بازشناسی شد. انگلستان از هر امكانی كه در ايران داشت استفاده كرد تا بلكه جلوی اعدام مير اشرافی را بگيرد، اما حجت الاسلام اميد نجف آبادی حكم اعدامش را صادر كرد و پس از اعدام وی، بلافاصله به تهران گريخت تا در گوشه ای پنهان شود. چنين كرد اما آنها كه بايد درس عبرت به امثال اميدنجف آبادی می دادند، اين رئيس دادگاه جسور ميراشرافی را بعدها به اتهام شركت در پرونده سيد مهدی هاشمی و آيت الله منتظری تيرباران كردند.

امروز، در جمهوری اسلامی كه بيوت بيت زده آقايان در قم و تهران، مجمع تشخيص و شورای فقها، بيت رهبری و قوه قضائيه و مطبوعات و تلويزيون، نمايندگی های ولی فقيه و بنيادهای مالی لانه موريانه انگلستان است، شناختن و معرفی كردن اين و يا آن مامور و مجری سياست انگلستان همانقدر دشوار است كه شمارش آنها!

به اين ترتيب می ماند بازشناسی يك سياست و مشی كه زمينه ساز و منطبق است با مشی و سياست انگلستان و امريكا. افراد، چنان پرشمارند كه جمع كردنشان تقريبا ناممكن، اما سياست را می توان شناخت و به مقابله با آن برخاست.

بايد در جستجوی آن سياست و خطی بود كه با نااميد ساختن مردم از تحولات و اصلاحات در جمهوری اسلامی، زمينه اجرای سياست امريكا و انگلستان را فراهم می سازند. چنان كه حتی نيازمند لشكر كشی هم نيست! (مراجعه كنيد به گزارش ديلی تلگراف)

نقطه نظراتی كه پيرامون اوضاع آينده ايران در ديلی تلگراف منتشر شده، زيربنای همان نگرانی نيست كه خاتمی در نخستين واكنش خود نسبت به نتيجه انتخابات شوراها بيان كرد؟

آيا روند اوضاع درايران، مقابله ای كه با خواست و اراده مردم طی 6 سال گذشته شده، رشد نارضائی عمومی و بويژه روحيه ای كه در ميان جوانان كشور در حال رشد است و در گزارش برگرفته شده از تحقيقات 600 صفحه در همين شماره پيك می خوانيد، به گونه نيست و در جهتی سير نمی كند كه به همان نتيجه گيری ديلی تلگراف ختم شود؟ واقعا مردم به جمهوری اسلامی رای می دهند؟

به اين سئوال نه مردم ناراضی، بلكه حكومتيان بايد پاسخ بدهند. پاسخ همان نيست كه خاتمی داد: "می ترسم مردم برای پايان قلدری در كشور، به بيگانه متوسل شوند!"

گرچه بعد از آن اظهار نظر صريح، رئيس جمهور ناچار شد در مصاحبه ديگری نظر خود را تعديل كند، اما تعديل در سخن و بيان نظر، هرگز به معنای تعديل در اصل يك موضوع نيست

  
 
                      بازگشت به صفحه اول
Internet
Explorer 5

 

ی