ايران

پيك

                         

 

نقش مخالفان اصلاحات در برچيدن موانع امريکا برای دخالت در ايران

ارتش 250 هزار نفره امريکا

در سه محور وارد عراق می شود

 

دنيس رايس مشاور ارشد کاخ سفيد ايالات متحده امريکا، در مصاحبه ای که از سوی خبرگزاريها انتشار يافت تعداد سربازان امريکائی که در حمله نظامي به عراق شرکت خواهند داشت را 250 هزار نفر اعلام داشت. خانم رايس گفت که حمله نظامی به عراق از سه محور به سوی بغداد و تکريت آغاز خواهد شد، که يک محور آن جنوب عراق است. تکريت منطقه و قومی ايست که صدام حسين متعلق به آنست.

اين اظهارات در حالي بيان می شود که طبق آخرين مصوبه شورای امنيت سازمان ملل متحد تا 5 روز ديگر عراق فرصت دارد تا تمام شرايط سازمان ملل متحد را برای بازرسی کليه تاسيسات نظامی اين کشور بپذيرد. خانم رايس در حالي رقم قطعی تعداد سربازان و محورهای حمله نظامی به عراق را اعلام داشت که هنوز فرصت ياد شده به پايان نرسيده است و اين خود نشان می دهد که امريکا به تصميم عراق اهميتی نمی دهد بلکه استراتژی خود را پيش می برد.

پيش از خانم رايس، زلمای خليل زاد مشاور افغانی تبار کاخ سفيد در امور ايران، افغاستان و جمهوري های قفقاز راه های بي اعتنائی امريکا به تصميمات عراق برای پذيرش بازرسان سازمان ملل را بر زبان راند و گفت: عراق بخشی از تاسيسات نظامی خود را به خارج از اين کشور انتقال داده است و کنترل همه جانبه عراق ناممکن است!

اين اظهارات اشاره اي آشکار به ايران و مناسباتي است که اخيرا مجمع تشخيص مصلحت نظام و سپاه پاسدران با فرزندان صدام حسين و وزارت خارجه عراق برقرار کرده است.

تغيير وزير دفاع اسرائيل و سپرده شدن اين وزارتخانه به يک يهودي ايرانی تبار از يکسو و آماده باش ارتش اسرائيل براي کمک به ارتش امريکا در حمله به عراق نقش عملی اسرائيل را در دولت آينده عراق نشان می دهد.

نقض مکرر حقوق بشر در ايران که مخالفان اصلاحات به آن ادامه می دهند از يکسو اتحاديه اروپا را از ايران دور ساخته و همسوئی آن را با برنامه های آينده امريکا برای ايران موجب شده و از سوی ديگر اميد به دخالت خارجی برای تحولات در ايران را دامن زده است. با آنکه جناح راست جمهوری اسلامي روی سرکوب راديکال هاي اصلاح طلب برای جلب حمايت امريکا را حساب باز کرده و به همين دليل رهبران مجاهدين انقلاب اسلامی و رهبران اشغال کننده سفارت امريکا را زير ضربه گرفته است، بسيار نا محتمل به نظر می رسد که امريکا با جناحی در جمهوری اسلامي وارد زدوبند و معامله شود که از بی اعتباری داخلی آن و نفرت مردم از رهبران آن اطلاع کافي دارد؛ و اين درحالی است که زير مجموعه های نظامی جناح راست مستقيما از سوي امريکا بعنوان محورهای شرارت و تروريسم معرفی شده است. در همين ارتباط تاکنون چند بار مسئله انحلال سپاه قدس بعنوان يکی از پايگاه ها و ستادهای ويزه سازمان القاعده در ايران مطرح شده و اتحاديه اروپا نيز اين نظر امريکا را در مذاکرات اخير خود با مقامات جمهوری اسلامی تکرار کرده است. سپاه قدس متهم به دهها عمليات ترور و انفجار در خارج از کشور است که در راس آنها ترور رهبران حزب دمکرات کردستان ايران، انفجار بوينس آيرس، انفجار سفارت امريکا در بيروت و مقر امريکائی ها در دهران عربستان سعودی است. حتی چند فرمانده سرشناس اين سپاه پس از عمليات تروريستی مدتي در بازداشت دولت های آلمان و فرانسه بوده اند.

دو سپاه ديگری که امريکا خواهان انحلال و رسيدگی به فعاليت هاي تروريستی آنهاست سپاه محمد و سپاه بدر نام دارند، که اولی در رابطه با افغانستان و گروه هاي اسلامی اين کشور فعال بوده و دومی در اختيار مجلس اعلاي انقلاب اسلامی عراق  است. بافت و ساختار اين سه واحد نظامی بصورت طبيعي همسانی با القاعده را تداعي می کند و بی شک اطلاعات و اسناد قابل ارائه ای امريکا دراختيار دارد که آن را براي لحظه آغاز يورش تبليغاتی و زمينه سازی برای دخالت مستقيم در امور داخلي ايران حفظ کرده است.

اگر حمايت مردم از جمهوری اسلامی و مشروعيت رای و اراده مردم را بزرگترين مانع مداخله مستقيم امريکا در امور داخلی ايران بدانيم، اين مانع از سوی مخالفان اصلاحات و مافيای ثروت و قدرت در جمهوری اسلامی روز به روز بيشتر برداشته می شود و از اين نظر، جناح راست جمهوري اسلامی نقش ستون پنجم امريکا را برعهده دارد!