ايران

پيك

                         

 
محمود دولت آبادی درمراسم گراميداشت احمد محمود
ما نويسندگان مردم ايران را با هم آشتی داده ايم

ما نويسندگان، مردم ايران را با يكديگر آشتی داده‌ايم؛ مصداق اين ادعای بسيار سنگين، تركيب مثلث احمد محمود از جنوب ايران، ابراهيم يونسی از غرب ايران و محمود دولت‌آبادی از شرق ايران بوده است.

به گزارش خبرنگار بخش ادبی خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، محمود دولت‌آبادی ـ داستان‌نويس ـ كه عصر ديروز در گراميداشت احمد محمود در فرهنگسراي مدرسه‌ی تهران سخن مي‌گفت، با بيان مطلب بالا، عنوان كرد: كاری كه نويسندگان ما در صد سال گذشته انجام داده‌اند، آشتی دادن مردم ايران از مناسبت‌هاي قبيله‌اي، اقليتی و قومي بوده است؛ كه همواره با يكديگر درگير بوده‌اند و هنوز هم آثار اين برخوردهای قومي، اين‌جا و آن‌جا ديده مي‌شود.

نويسنده‌ي كليدر افزود: اين خطر را گوشزد مي‌كنم كه اين وهم پديد آمده است كه مرگ فيزيكی افراد، نابودي آنان را موجب شود. ادبيات ما كه صد سال در اين سرزمين بالكسته باليده است، خواهد ماند و مصرانه مي‌گويم از لحظه‌اي كه ادبيات از درون دهليزهای پر پيچ و خم و زخمي نويسنده‌ی پديد آمد و به تركيب، نشر و پخش آراسته شد، نويسنده هيچ تعهدی نسبت به آن ندارد؛ بلكه متعهدان نسبت به آن، مردمان هستند كه هرگز، ادبيات مربوط را به خود وانگذاشته‌اند و نمي‌گذارند.

وي در ادامه تاكيد كرد: در طول تاريخ، بارها فردوسي، مولانا و حافظ ممنوع شده‌اند؛ ولی مردم، آنان را نگه‌داشته‌اند.

دولت‌آبادي خاطر نشان كرد: برای كسانی كه به اين دل بسته‌اند كه مرگ جسمي نويسنده،‌ مساوی با نابودي جان اوست؛ همين‌جا تذكر مي‌دهم كه اين توهم را از سر به‌در كنند. احمد محمود، متعلق به زبان فارسی و مردم ايران است و مادامي‌كه اين زبان و مردم در اين سرزمين هستند، ”احمد محمود”ها هم جاودانه خواهند ماند.

در ادامه، ابراهيم يونسی ـ مترجم و از دوستان نزديك احمد محمود ـ از دوران آشنايی خويش با خالق ”همسايه‌ها” و ”درخت انجير معابد” سخن گفت و افزود: چيزی كه در زندگی محمود بيش از هر چيز ديگری شاخص بود، سادگی او بود. وي مردی ايراندوست، شيفته‌ی محرومان و آزاديخواه بود.

محمد بهارلو ـ منتقد و نويسنده ـ نيز در ادامه‌ي برنامه، به بررسی برخی آثار محمود پرداخت و عنوان كرد: رمان همسايه‌ها كه يكي از نام‌آورترين رمان‌های معاصر ماست، درواقع، ما را به فضای جديدی از ادبيات، وارد كرد و برای نخستين بار، در يك نوشته‌ي مفصل و رمان، زندان، صحنه‌ی داستان شد. با انتشار اين رمان، برای نخستين‌بار، تابوي تصوير زندان شكسته می شود و زندان، فضای اختناق، حبس، شكنجه و اعلام نه فقط آدم سياسي، معاند و مخالف قدرت سياسي؛ بلكه محل آزار و شكنجه‌ي هر آدمی از نانوا گرفته تا بقال و از معلم تا روستايی نشان داده مي‌شود.

وي در ادامه عنوان كرد: آنچه براي نخستين‌بار به‌نام ادبيات زندان موسوم است، با رمان همسايه‌ها پايه‌گذاری شده است. چون محمود، اعتقاد داشت كه اثر ادبي، ازجمله رمان،‌ ‌بايد در مورد وسيع‌ترين ارتباط با توده‌ی خوانندگان قرار گيرد؛ البته نه از اين بابت كه نويسنده و اثر ادبي، خود را به سطح خواننده تنزل دهند؛ بلكه برعكس، بايد خواننده را به مقام بلندی كه ادبيات دارد، بركشد و مضمون ادبی را بيان كند.

بهارلو، از امتيازهای محمود، به تعهد او اشاره كرد و افزود: محمود، عقيده داشت كه فرد نويسنده، اصولا متعهد است و تعهدش، پيش از هر چيز، به خود و نوشته‌اش مربوط است. تعهد نويسنده، بيرون از اثرش يا به چيزی كه از هر طرف به او حكم شود، نيست.

وي خاطر نشان كرد: محمود، آدمی يكپارچه بود كه به وحدت نظريه و عمل و وحدت زندگي و ادبيات، معتقد بود. اين امتياز يكپارچه بودن، امتياز ممتازی است كه بندرت مي‌شود در فضای ادبيات و اهل قلم ايران يافت.

بهارلو، نمونه‌ی ديگر يكپارچه بودن نويسنده را صادق هدايت عنوان كرد كه با مرگ خويش، نوشته‌اش را امضا نمود.

اين منتقد، امتياز‌های ديگر محمود را آشتی دادن مردم با ادبيات دانست و افزود: اين، امتياز منحصر به فردي است كه افرادی مانند محمود دولت‌آبادي نيز آن را داشته‌اند. اگر دولت‌آبادی نماينده‌ی توصيف انسان روستايی بخش بزرگی از ايران، يعني خطه‌ي خراسان باشد، احمد محمود، توصيف‌كننده‌ي انسان شهري، انسان خوزستاني، انسان كارگر و به‌طور كلي، انسانی است كه زير رنج و تحقير، زحمت، فشار، اختناق و شايد نوعي استعمار خاص قرار دارد. مي‌باشد.

او در ادامه تصريح كرد: در مجموعه‌ی “پسرك بومي“ و “زايری زير باران“ و ”داستان شهر كوچك ما” كه توصيف انداختن نخل‌ها و جايگزينی صنعت جديد نفت و اين است ‌كه چگونه معصوميت فضای روستايي در معرض وحشيگری و خشونت صنعت از بين مي‌رود، نخستين معترضان، با خشن‌ترين واكنش‌هاي حكومت پليسی برخورد مي‌شوند؛ اين‌ها براي نخستين‌بار در ادبيات ما توصيف مي‌شود.

اين نويسنده، از ديگر امتيازهای محمود را حجم كار وی دانست و عنوان كرد: با آنكه محمود از حيث فردي، شخصی و موقعيت اجتماعي، در تنگنا و فشار دايم بود؛ ولی همواره روح بلند او موجب مي‌شد كه حجم كاری كه انجام داده است، حيرت آور باشد.

به گزارش خبرنگار ادبی ايسنا، حسن ميرعابدينی ـ منتقد و نويسنده‌يصد سال داستان‌نويسي ايران” ـ نيز در ادامه‌ی مراسم، به سخنراني پرداخت و گفت: ما از نسل پيشگامان داستان‌نويسی ايراني، محمدعلی جمالزاده، بزرگ علوی و صادق چوبك را از دست داديم و از نسل ميانه، بهرام صادقي، غلامحسين ساعدي، غزاله عليزاه و هوشنگ گلشيري را؛ اينك هم احمد محمود را از دست داده‌ايم.

وي افزود: يك نويسنده‌ی بزرگ، پيش از آن‌كه بميرد، خود را در وجود شخصيت‌هاي داستانش تكثير مي‌كند. محمود هم خود را در وجود قهرمانان رمان‌هايش تكثير كرد. او با بيش از 10 مجموعه داستان و شش يا هفت رمان، يكی از نويسندگان پركار ايرانی بود كه برخلاف سنت شارع در ادبيات ايران، به جوانمرگی ادبي دچار نشد.

نويسنده‌ي صد سال داستان‌نويسی ايران، در ادامه افزود: محمود هم مانند هر نويسنده‌ی ديگر، اوج و فرودهايی داشت؛ اما مهم، اين بود كه مي‌نوشت و با نوشته‌هاي خود، جهان تخيلی تازه‌اي خلق مي‌كرد كه ضمن اين‌كه در جهان واقعيت ريشه داشت؛ جهان منحصر به فردی بود؛ يا واقعي‌تر از واقعيت بود. زيرا واقعيت را به‌شكل متبلور شده و چكيده‌ای به نمايش در مي‌آورد و از اين طريق مي‌توانست آن خطوط ناپيدا و همواره پنهان نگه‌داشته شده توسط قدرت‌های روز را بروز و نمايش دهد.

وي در ادامه عنوان كرد: اگر نگاهي كوتاه به تاريخ داستان‌نويسي ايران در صد سال گذشته بياندازيم، مي‌بينيم كه دو جريان ادبی همپا و همراه، همواره در طول تاريخ ادبيات ما حركت داشتند. جريان‌هايی كه اگر بخواهيم براي مشخص شدنش نامی بگذاريم، يكی جريانی كه به مفاهيم و مسائل اجتماعي، اهميت اصلی را مي‌دهد و جريانی كه به شگردهای ادبی و مسائل تجربي ادبي، اعتبار مي‌بخشد.

اين داستان‌نويس، خاطرنشان كرد: گو اين‌كه هر نويسنده‌ی خلاق ما نويسنده‌ي مدرني در دوران خود بوده است و چه آن نويسنده، به جامعه‌گرايي، معتقد بوده يا خير، ادبيات جامعه‌گرا و ادبيات مدرنيسم، در طول تاريخ ادبيات ايران، در يكديگر تاثير گذاشته‌اند كه آبشخور و سرچشه‌شان از صادق هدايت بوده است.

وي در ادامه تصريح كرد: اگر بخواهيم دو نماينده‌ی برجسته‌ی رمان اجتماعي ايران را نام ببريم،

احمد محمود و محمود دولت‌آبادي، جهان تمثيلی منحصر به فردی در رمان‌هاي خود مي‌سازند و در عين حال، بخش‌ها و صحنه‌هايی از تاريخ معاصر ايران را زنده مي‌كنند.

ميرعابديني ويژگي‌ قهرمانان داستان‌هاي محمود را تنهايی و غريبه بودن آنان دانست و افزود: نويسنده، هدف آرمانی دارد؛ ولی برخلاف آن چيزی كه سال‌ها در مورد آن نوشتند، بر يقينی پا نمي‌فشارد. بنای بزرگی محمود هم در اين است.

او در ادامه گفت: نويسنده‌ی خلاق، نويسنده‌ای است كه پرسش برمي‌انگيزد و ايجاد شك مي‌كند. او همراه با ايجاد روحيه‌ی پرسشگری است كه هر كاری را تازه مي‌كند. قهرمانان احمد محمود هم يقينی ندارند؛ گويی كه هدفی دارند. بنابراين، همواره آنان را جست‌وجوگر مي‌بينيم.

اين نويسنده، درباره‌ی قهرمانان داستان‌های محمود، افزود: قهرمانان احمد محمود، قهرمانان ملموس و درك‌شدنی هستند و برخی از آنان، ازياد نرفتني‌اند؛ قهرمانانی كه مي‌توانند به جهان ما بيايند و جايی برای خود دست و پا كنند. حالا ديگر خالد و نوذر، جزيی از جمعيت جوان ما شده‌اند؛ گو اين‌كه خالقشان، مرده باشند.

وي عنوان كرد: خالد و نوذر از همسايه‌ها و مدار صفردرجه، چنان از استحكام رواني و توان شخصيتی برخوردارند كه مي‌توانند خواننده را اسير دنياهای خاص خودشان كنند و او را تا پايان ماجراي خودشان و همپای خودشان نگه‌دارند و وقتی ماجرا تمام شد، در ذهن خواننده به زندگی خود ادامه دهند.

وي افزود: خالد و نوذر، همچون ديگر قهرمانان احمد محمود، قهرمانان مساله‌داري هستند و مي‌دانند كه جهان و واقعيت موجود، با اميال و آرزوها و خواسته‌هاي قلبي‌ا‌شان سر موافقت ندارد. آنان، به‌عنوان آدم‌هاي مساله‌دار، جست‌وجوی خود را درزمين سوخته” جست‌وجو مي‌كنند؛ به‌طوري‌كه غالبا مفهومی تراژيك مي‌يابند؛ ولی مهم، اين جست‌وجوست كه آنان آغاز مي‌كنند و با سرنوشت جمعی مصالحه نمي‌كنند.

ميرعابديني خاطرنشان ساخت: قهرمانان احمد محمود، قهرمانان جست‌وجوگری هستند كه به جست‌وجوی راهی برای زندگی تازه در جهانی كه سر مصالحه با آنان ندارد، هستند.

وي در ادامه عنوان كرد: گويی يكی از قهرمانان داستان‌های احمد محمود، خود احمد محمود نويسنده بود كه به جهان ما آمده بود؛ تا دمی در جهان ما بيتوته كند و داستان‌هايي از قهرمانان غريبه و تنها بنويسد. او نيز آدم غريبه و تنهايی بود؛ آدمي بود كه دل به مدهای ادبی يا فرصت‌هاي روز نبست؛ هرچند آن‌ها را با خلاقيت خاص خود در آثارش به‌كار گرفت.

حسن ميرعابدينی در پايان تصريح: محمود، تنها و غريبه بود؛ اما پندی كه با زندگي و آثار خود، به نويسندگان جوان داد، اين بود كه با اتكا به تخيل خلاق خود، چون كرگدن، تنها سفر كرد.