ايران

پيك

                         

 

همسر عسگراولادی انحصار تبليغات فوتبال را در يک مزايده حکومتی برد!

  چك 22 ميليارد و 200 ميليون تومانی از طرف

همسر عسگراولادی برای سيمای لاريجانی

 

شرکت "مجد آسان" انحصار تبليغات فوتبال ايران را در يک مزايده از پيش سازمان داده شده برد. مدير عامل پشت پرده اين شرکت خانم "کلهر" همسر حاج حبيب الله عسگراولادی مسلمان دبيرکل موتلفه اسلامی است. بلا فاصله پس از اين برد؛ چکي به مبلغ 22 ميليارد و 200 ميليون تومان از سوی شرکت برنده در وجه سيمای جمهوري اسلامی صادر شد. اين زدوبند و جابجائی نجومی 22 ميليارد تومانی از حساب يکی از شرکت های وابسته به موتلفه اسلامی در وجه سيمای جمهوری اسلامي درست در روزهائی اتفاق افتاد که رهبر بيش از هر زمان ديگري، برای زمينه چينی جهت يورش کامل به جنبش اصلاحات و آزادی خواهی مردم ايران، بر طبل مبارزه با فساد و اختلاس و دزدی و غارتگری می کوبد و روزنامه های وابسته به بيت رهبری و موتلفه اسلامی مدافع مبارزه با غارتگری شده اند!

اين تنها بخشی از فساد و غارتگری در دايره مخوف مافيائی است که در جمهوري اسلامی حاکميت را در اختيار دارد و رهبران اين مافيا با احکام انتصابی رهبر بر مسند شورای نگهبان، مجمع تشخيص مصلحت و قوه قضائيه نشسته اند و سيمای جمهوري اسلامی را به سيمای کودتا عليه مردم تبديل کرده اند.

اين ارقام نجومی که سيمای جمهوری اسلامی را به موتلفه اسلامی پيوند مي دهد از دل مافيای حاکم بر فوتبال ايران بيرون آمده است. ورزشی که جنايت نيز بر سر آن سايه افکنده است و نه تنها برد و باخت آن را در جهت منافع خود در حاکميت تامين می کند بلکه از جنايت و قربانی گرفتن از درون تيم ملی فوتبال ايران نيز دريغ ندارد.

 

جزای بازگوئی دليل باخت در بحرين زندان و مرگ است

  مافيای فوتبال در ايران دست کمی از مافياهای ديگر ندارد، از بسياری از آنها هم قدرتمندتر است. سرنخ اين مافيا در دست رفسنجاني-موتلفه است. اين روزها، دو حادثه اين مافيا را از پشت صحنه خارج کرده است.

1-                               گفته ميشود ناصر محمدخانی در ارتباط با قتل همسرش در زندان است. ماجرا چگونه جمع خواهد شد معلوم نيست. اما، اصل قضيه اين است:

در بازی های مقدماتي جام جهاني، وقتی ايران به ديدار بحرين رفت، کشور در آستانه انفجار بود. در آن زمان مديريت فوتبال در دست گروه رفسنجانی بود. شب قبل از بازي که برد ايران در آن حتمی بود و همين برد به انبار باروت جرقه می زد، بازيکنان تيم ملي به يک ميهماني شام ناگهانی دعوت شدند. فرستاده دفتر "آقا" برای آنها سخنرانی کرد و اوضاع کشور را شرح داد. به صراحت سخنی گفته نشد، اما پيام آشکار بود: برد بي برد!

فرستاده گفت که او اوضاع را لحظه به لحظه به بيت گزارش می کند.

بعد از شام اين زمزمه در اردو پيچيد که دستور رسيده بازی را ببازيد و يا مساوی کنيد. همين هم شد و جشن مردم به عزا مبدل گرديد. شايعه ابلاغ اين دستور دهان به دهان گشت. بازيکنان ملي هنوز هم سکوت کرده اند، اما دو نفر از آنها، يعنی حميد کاويانی پور و مجاهد خزيراوي  يک شب نزد ناصر محمدخانی دهان باز کردند و ماجرا را گفتند. چندی نگذشت که آن دو بازيکن درخشان و جوان تيم ملی که آينده آنها را بسيار موفق ارزيابی می کردند به جرم شرکت در يک مجلس فساد دستگير کردند. بدون سرو صدا به دادگاه رفتند. از بازی در تيم ملی محروم شدند و سپس براي هميشه از بازی محروم شدند و اکنون در انتظار حکم دادگاه تجديد نظر برای رفتن به زندان هستند.

و اما... ناصر محمدخانی که بطور مستقل به کار تجارت در فوتبال مشغول است و به مافيا تن نداده  چه گفت و کجا رفت که زنش را – فاطمه سحرخيزان- درست به سبک همسر فروهر سلاخی کردند و خودش در زندان است؟ کسی نمی داند اما ماه هرگز تا ابد پشت ابر نمانده است!

2- در آمد مافياي فوتبال، دردرجه اول از خريد و فروش بازيکنان تامين مي شود و دوم از تبليغات مسابقات که از تلويزيون پخش می شود. در دوره قبل اين در آمد به جيب هاشمی رفسنجانی می رفت و دو معاون هاشمی طبا زير پوشش يک شرکت تبليغاتی انحصار اين تبليغات را داشتند. امسال نوبت موتلفه شد و شرکت "مجد آسان" که خانم "کلهر" – همسر عسگراولادي- مدير عامل پشت پرده آن است؛ مثلا موفق شد مزايده را ببرد. بعد از اين "برد" چکی به مبلغ 22 ميليارد و دويست ميليون تومان در وجه تلويزيون صادر شد و همسر عسگراولادی صاحب انحصاري تبليغات فوتبال شد که در هر مسابقه 800 ميليون تومان سود خالص دارد!

  
 


 

  ي