ايران

پيك

                         

 
دكتر سعيد حميديان
در مراسم بزرگداشت احمد محمود در دانشگاه علامه طباطبايی
احمد محمود  
آيينه تمام نمای جامعه اش بود

دكتر سعيد حميديان - مدرس ادبيات فارسي دانشگاه علامه طباطبايی - كه ديروز در مراسم بزرگداشت ”احمد محمود” در اين دانشگاه سخن مي‌گفت، با بيان مطلب بالا افزود: محمود، به‌حقيقت، از صميمي‌ترين افراد در زندگی من بود. كساني - حتا در ميان فرهيختگان - بودند كه به خوب بودن تظاهر مي‌كردند؛ اما او انساني بدون ادعا بود و هرگز درباره‌ي هنر خود، داد سخن نمي‌داد. او آرام بود و با سادگي و فروتنی مي‌نوشت و هرگز ادعايي نداشت.

به گزارش خبرنگار ادبی خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، وي ادامه داد: محمود، آيينه‌ی تمام‌نماي محيطش در جنوب كشور بود. همان‌گونه كه مهدی اخوان ثالث هم در ”ناگه غروب كدامين ستاره” نمای جالبی از محيط جنوب كشور ارايه مي‌دهد.

حميديان گفت: فقر فجيع در منطقه‌ی جنوب، اضطراب‌های مردمی و حتا بوی نفت و گاز آبادان هم در آُثار محمود، بخوبی ديده مي‌شود. او زندگی كارگران شركت نفت، استثمارشدگي آنان و زندگی كشاورزان مبتلا به بي‌آبي را توصيف مي‌كند و گه‌گاه هم ما را به سطح شهر مي‌برد.

او با بيان اينكه آثار محمود، به‌گونه‌اي، مكمل كارهای كسانی همچون صادق چوبك است، اظهار داشت: چوبك هم اهل جنوب بود و از منطقه‌هايی چون دشتي، دشتستان و بوشهر نوشته است؛ اما محمود، به كمی اين‌سوتر - يعنی استان زرخيز خوزستان - پرداخته است؛ استان زرخيزی كه فقر و مردمان كنار رود را در خود دارد. او در اين تقسيم‌بندي، به نويسندگان جنوب مي‌پيوندد كه همگي، واقع‌گرا، صميمي، بي‌ادعا و فروتن بودند. درواقع، محمود، از جهت‌هايي، مكمل كارهاي نويسندگان جنوبی شد.

حميديان با مقايسه‌ی احمد محمود و غلامحسين ساعدي، گفت: هر دوي اين نويسندگان، رئاليست هستند؛ منتها بايد توجه داشت كه رئاليسم، گونه‌هاي مختلف دارد. بعضی از گونه‌های رئاليسم، با رمانتي‌سيزم، مخلوط است و حتا نوعی از رئاليسم، با تخيل همراه است؛ مانند ملغمه‌اي از ”خون و ‌آتش” كه در آثار نويسندگان آمريكاي لاتين ديده مي‌شود و دنيای سرشار از كابوس را ترسيم مي‌كند. البته ساعدی با وجود اينكه رئاليست بود، اما زمينه‌ی رواني در آثار و شخصيت‌هايش غلبه دارد.

او در ادامه‌ی اين مطلب اضافه كرد: ساعدي، تمام توان خود را در توضيح دردهاي مرموز و ناشناخته گذاشته است و در آثاري همچون ”واهمه‌های بي‌نام‌ونشان” ، ” ترس و لرز” و ”عزاداران بيل”، اين ويژگي، كاملا مشهود است. اما رئاليسم محمود، ‌در برابر اين‌ها، رئاليسم مطلق است. مي‌توان گفت كه محمود، ”گوركي‌وار” مي‌نويسد و حتا به رئاليسم داستايوفسكي هم نمي‌پردازد. داستايوفسكي در درون شخصيت‌ها كاوش مي‌كند؛ اما ماكسيم گوركي، رئاليستی مطلق دارد و مانند يك فرد بي‌طرف، شما را در جامعه حركت مي‌دهد و كم‌تر به زمينه‌های روانی مي‌پردازد.

اين مدرس دانشگاه در ادامه عنوان كرد: محمود در ”همسايه‌ها” كه بسياري، آن را بهترين اثر او خوانده‌اند، اين رئاليسم گوركي‌وار را دارد. او از نظر پرداخت، بسيار بهتر از ساعدی عمل مي‌كند و از نظر نگارش هم خيلی پاكيزه‌تر و سالم‌تر و بدون مبالغه و گرايش‌های خاصی نوشته است.

او همچنين گفت: محمود، دست ما را گرفت و به همراه ”خالد” - جوان پاك و مبارز - درد و مبارزه‌ها را به ما نشان داد. او ”حاج‌توفيق” را به ما نشان داد. درگير كردن اين همه قهرمان در اثری به اين عظمت، هنری بود كه تنها از عهده‌ی احمد محمود برمي‌آمد. زندگي قهرمانان او سرشار از كشاكش و مبارزه بود و همسايه‌ها، آيينه‌اي از كودتای كثيف و شرم‌آور آمريكايی شد كه هنوز هم حقه‌ي قلدری و خيانتش به همان گونه است كه بود.

  
 


 

ی