اخبار

پيك

                         

 

رضا عليجاني عضو اتحاد نيروهاي ملي- مذهبي:

اعتقاد اصلاح طلبان حكومتي به

بدنه اجتماعي جنبش ضعيف است

 

اگر حول محور حاكميت مردم بر مراكز و بنگاه‌هاي اقتصادي از سوي اصلاح‌طلبان مانور داده مي‌شد، بدنه‌ي اجتماعي كه با فقر و فاصله‌ي طبقاتي دست به گريبان است، همدلي بيشتري با اصلاحات نشان مي‌داد و كار به جايي نمي‌رسيد كه امروز جريان راست مشهور به جناح بازار، در خلاء حمايت‌هاي مردمي از اصلاحات، طنز تلخ پرچم‌داري عدالت اقتصادي را تكرار كند.

 


رضاعليجاني عضو تشكل "اتحاد نيروهاي ملي- مدهبي" و سردبير نشريه توقيف شده "ايران فردا" در گفتگوي مشروحي با خبرگزاري ايسنا به نقطه نظراتي كه اكبر گنجي در مانيفست جمهوريت خود مطرح كرده بدون نام بردن از اكبر گنجي پاسخ داد. وي در بخش ديگري از مصاحبه خود تاكتيك فشار از پائين و چانه زني از بالا را كه سعيد حجاريان طراح آنست در اشكال كنوني آن نا كارآمد توصيف كرد. عليجاني در اين مصاحبه، همچنين ازتشكيل جبهه اي فراگير دفاع كرد و گفت: در جامعه‌اي كه از آزادي، در برابر راست افراطي داخلي  دفاع مي كند و در عرصه جهاني نيزاز منافع ملي كشور در مقابل راست جهاني دفاع مي كند ضروري است.

اگر راست افراطي در ايران از حداقل رفتار عقلي تمكين نكند و تسليم اراده‌ اكثريت نشود، جامعه به سمت اين امر باعث تقويت جريان‌هاي همسو با راست جهاني در ايران خواهد شد.

براي برون‌رفت از چنين وضعيتي، تمامي نيروهاي دلسوز كشور بايد با حضور در جبهه‌ي فراگير دفاع از آزادي و منافع ملي با هم همكاري كنند .

 برخي جريانات و كساني كه شعار تغيير قانون اساسي  را سر داده اند، راه‌ حل‌هاي به ظاهر چپ را به ميان كشيده اند، اما درعمل نه تنها خود دچار ناكارآمدي شده اند، بلكه پيامد طبيعي اين نوع شعارها حساس كردن نيروهاي مقابل و در نهايت آسيب‌پذير كردن روند دموكراتيزاسيون در ايران است.

اين افراد تغيير قانون اساسي را، بعنوان نتيجه و راه حل ناكارآمد شدن جنبش دوم خرداد مطرح كرده، بر آن پاي مي‌فشارند و در عين حال، تاكتيك آلترناتيو آنها، خود در همان پارادايم مطرح است.

طرز تفكري كه به تغييرات حقوقي براي تحولات اجتماعي معتقد است فراموش مي كنند كه مطالبات اجتماعي بايد در يك فرايند كنش مستمر به نقطه‌اي از موازنه‌ي قواي سياسي - اجتماعي برسد كه پيامد آن تغيير قانون باشد.(اين سخنان پاسخي است به مانيفست اكبر گنجي)

آنان تصور مي‌كنند ابتدا بايد قانون تغيير كند و سپس تحول اجتماعي به وجود آيد، در حالي كه در عالم واقع ابتدا تحول اجتماعي به وجود مي‌آيد و سپس قانون تغيير مي‌كند.

بزرگترين ضعف جنبش اصلاحات ضعف بدنه اجتماعي آنست و اين نتيجه نگاه اصلاح طلبان درون حاكميت است كه "خوداصلاحي حاكميت" را در نظر دارند و همچنين اعتقاد برخي از نيروهاي اصلاح‌طلب به مرزبندي خودي و غيرخودي است. حاصل اين نگاه گسترش انديشه‌ي اصلاحات به جاي تعميم آن در ميان لايه‌هاي اجتماعي بوده  و باعث شد تا اين جنبش از بافت اجتماعي خود فاصله بگيرد. ورود طيفي از نيروهاي اصلاح‌طلب به لايه‌هاي قدرت به جاي اتصال به بدنه‌ي اجتماعي باعث افزايش شكاف با اين بدنه شده و اساسا عده‌اي از ريشه‌دارشدن تحول‌طلبي در ايران با پيوست به بدنه‌ي اجتماعي، به علت داشتن تفكرات نخبه‌گرا و با ديد درون حكومتي به اصلاحات هراس دارند.

بخش مهمي از جريان اصلاح‌طلب از نيروهاي امنيتي سابق حاكميت ايران هستند. اين نيروها و آن‌هايي كه از پشت پرده‌ي جريان‌هاي سياسي آگاه هستند، اگر داراي رگه‌هايي از آرمان‌گرايي باشند در راه اصلاح امور گام برمي‌دارند و در غير اين صورت آنها نيزبه پراگماتيست‌هاي بي‌اصولي تبديل مي‌شوند كه نمونه‌ي آن را در شخصيت «سعيد امامي» مي‌توان ديد. همراهي نيروهاي امنيتي اصلاح‌طلب با جريان اصلاحات مانند حضور نيروهاي KGB در ميان اصلاح‌طلبان شوروي سابق، نكته‌اي قابل تامل است.

عليجاني در بخش ديگري از سخنان خود بي آنكه از سعيد حجاريان و طرفداران تاكتيك فشار از پائين و چانه زني در بالا نام ببرد گفت:

حضور اين نيروها در جريان اصلاح‌طلبي ايران از آنجا كه ارتباط و اعتقاد چنداني به مردم و حضور آنان ندارند و از لايه‌هاي اجتماعي به عنوان اهرم فشار به منظور اصلاح حاكميت استفاده مي‌كنند، مي‌تواند عامل موثري در قطع ارتباط ميان اصلاح‌طلبان و بدنه‌ي اجتماعي آنها باشد.

 اصلاح‌طلبان خارج از حاكميت، دغدغه‌اي فراتر از اصلاح حاكميت دارند و ضمن بها دادن به امنيت و منافع ملي، از نوعي تحول‌طلبي و دموكراتيزاسيون در كل جامعه‌ي ايران دفاع مي‌كنند.

وي عدم طرح همزمان دموكراسي سياسي و دموكراسي اقتصادي در ايران را از ديگر عوامل موثر در بن‌بست اصلاحات دانست و ابراز عقيده كرد: عدم طرح دموكراسي اقتصادي، به معناي حاكميت مردم بر اركان قدرت اقتصادي از سوي اصلاح‌طلبان، به درون مايه‌هاي فكري - سياسي و هم‌چنين ساختار رانت جبهه‌ي اصلاحات باز مي‌گردد.

همان طور كه بحث تاريك‌خانه‌ي اشباح در حوزه‌ي سياسي حايز اهميت است، كشف و نابودي تاريك‌خانه‌هاي اقتصادي نيز كه تخصيص ناعادلانه‌ي درآمدها و استفاده از درآمدهاي نفتي براي گسترش فعاليت‌هاي سياسي، از برنامه‌هاي آن است، نيز درحوزه‌ي اصلاحات اقتصادي مهم و تاثيرگذار است.

سردبير هفته‌نامه‌ي توقيف شده‌ي ايران فردا، در پايان، حضور مردم در انتخابات‌هاي اخير و راي آنها به يك جريان فكري - سياسي را انتخاب ميان هوايي براي تنفس و ناني براي زندگي خواند و خاطرنشان كرد: اگر حول محور حاكميت مردم بر مراكز و بنگاه‌هاي اقتصادي از سوي اصلاح‌طلبان مانور داده مي‌شد، بدنه‌ي اجتماعي نيز كه با فقر و فاصله‌ي طبقاتي دست به گريبان است، همدلي بيشتري با اصلاحات نشان مي‌داد و كار به جايي نمي‌رسيد كه امروز جريان راست مشهور به جناح بازار، در خلاء حمايت‌هاي مردمي از اصلاحات، طنز تلخ پرچم‌داري عدالت اقتصادي را تكرار كند.  

  
 


 

ی