جهان

پيك

                         

 

گزارش فرستاده ويژه اومانيته به افغانستان  - بخش دوم ( بخش اول در شماره28 مهر پيك منتشر شده‌است)

توليد ترياك در افغانستان

200 تن افزايش يافته

 

درست يك سال پيش "آري فيشر" سخنگوي كاخ سفيد با افتخار اعلام كرد: "ما جبهه جديدي در جنگ عليه تروريسم گشوده ايم"0

كابل، قندهار، جلال آباد بمباران شدند. در چند هفته رژيم طالبان سقوط كرد و مردم تحت ستم اين كشور نفسي به راحتي كشيدند. مردمي كه ديگر ناچار نبودند ريش خود را نتراشند، زناني كه چادري سنتي را اجبارا بر سر داشتند، موسيقي كه ممنوع شده بود. در خيابانهاي كابل يا ديگر شهرهاي افغانستان، هيچ كس براي طلبه هاي از قدرت خلع شده اشكي نريخت، طلبه هايي كه بعضا به پاكستان پناه بردند يا در كوهها مخفي شدند. كسي افسوس آن دوران را نمي‌خورد. اما اين بدان معنا نيست كه زندگي در افغانستان ناگهان تغيير يافت. در كابل هنوز مي‌توان با زناني برخورد كرد كه حجاب اسلامي دارند و در بقيه نقاط كشور نيز حتي چادري سابق و سنتي زنان رايج است0 تراشيدن ريش ديگر خطر ندارد اما  بگفته دكتر حامد « از آزادي بيان كه در زمان طالبان وجود نداشت اكنون نيز خبري نيست» دكتر حامد بيش از هر چيز از شروع بازداشتهاي خودسرانه نگران است.

شادي ماههاي نخست سقوط طالبان پايان يافته و مردم افغانستان احساس مي‌كنند از اين تحول چيزي بدست نيآورده‌اند.

اسامه بن‌لادن همچنان مفقود است. يكي از فرماندهان نيروي دريايي امريكا صريحا اعلام مي‌كند كه «من نمي‌توانم بگويم كه او زنده است يا مرده». حامد كرزاي رئيس دولت انتقالي افغانستان نيز اقرا مي‌كند كه احتمال دستگيري ملا عمر نابينا- كه ميگويند با موتر(اتومبيل) فرار كرده- ضعيف است. گفته مي‌شود ملاعمر درجايي در كوههاي مركزي كشور پنهان شده است. همه اينها بهانه هاي خوبي است كه نيروهاي امريكا براي مدت طولاني در افغانستان بمانند. نيروهاي ويژه بي‌وقفه فعال هستند، درگيريهاي پراكنده در شرق كشور ادامه دارد، اما اطلاعاتي پيرامون آن منتشر نمي‌شود. مسئله تعداد كشته‌هاي امريكا كاملا مخفي است. بدشواري ميتوان فهميد در كشور دقيقا چه چيز مي‌گذرد. مثلا «ايمان ظواهري»، مرد شماره 2 القاعده كه منابع نظامي افغان وي را زخمي و احتمالا در جريان بمبارانهاي شرق افغانستان در دسامبر 2001 مرده اعلام كرده بودند، اخيرا مجددا در جريان يك عمليات ويژه توسط افراد ناشناس بقتل رسيد. اين البته روايت آژانس خبرگزاري ايتار‌تاس روسيه است، درحاليكه سرويسهاي مخفي المان آن را تكذيب مي‌كنند. در اين وضع چگونه ميتوان واقعيت را فهميد؟

وضعيت سياسي نيز دور از ثبات است. همين چندي پيش انفجاري قوي در 500 متري سفارت امريكا در كابل روي داد. اين انفجار تنها چند مجروح سطحي بجاي گذاشت اما بگفته يك منبع نظامي غربي « اين انفجار بيشتر به يك هشدار شبيه است و نه يك عمل تروريستي واقعي كه هدف آن كشتن تعداد هرچه بيشتري باشد» در 5 سپتامبر بمبي در يك بازار مركزي شهر منفجر شد كه حدود سي كشته و دهها مجروح برجاي گذاشت. درجايي ديگر پايگاه هاي نظامي امريكا با راكت مورد حمله قرار گرفته‌اند.

در مورد آنچه به وحدت دولت مركزي مربوط مي‌شود، در اين عرصه هم راهي دراز در پيش است، زيرا روشن است كه فرماندهان جنگي سابق به هيچوجه از ادعاها و بلندپروازيهاي خود دست بردار نيستند. در پايان ماه سپتامبر، درگيريهايي ميان نيروهاي ژنرال ازبك، عبدالرشيد دوستم و استاد عطا محمد تاجيك در ايالت سمنگان، در چند صد كيلومتري جنوب مزارشريف درگرفت. در غرب، در نزديكي مرزهاي ايران، اسماعيل خان ميكوشد از قدرت اقتصادي كه موقعيت جفرافيايي هرات به او داده استفاده كرده وجايگاه خود را تحكيم كند0 (نگاه كنيد به پيك 28 مهر) در جلال آباد و قندهار نيز اوضاعي مشابه جريان دارد. بدون آنكه از  فردخون‌ريزي نظير گلبدين حكمتيار صحبت كنيم كه فعلا از بازي قدرت حذف شده اما به احتمال قوي هنوز حرف آخر خود را نزده است. ضمن آنكه هرگاه صحبت از آمرين بمب‌گذاري ها مي‌شود نام او نيز برده ميشود.

افغانها اكنون، با نگراني خود را آماده مقابله با زمستان مي‌كنند. روزها برق در كابل و ديگر شهرهاي بزرگ كشور قطع است. وضع اقتصادي از هر زمان ديگر وخيم تر است. فقر فزاينده به همراه خود نفرت رو به رشد از نيروهاي امريكايي را بوجود آورده كه هر روز بيش از پيش يك نيروي اشغالگر جلوه مي‌كنند كه دولت افغانستان را زير نظر خود گرفته است. از جمله، حضور نيروهاي ويژه امريكايي در حول حامد كرزاي موقعيت ناخوشايند بوجودآورده‌است. درمقابل، نيروهاي گشت ويژه بين المللي براي كمك به امنيت مورد قبول هستند.

جرج بوش اكنون آماده حمله به عراق مي‌شود و يقينا خوشحال است كه از اين طريق ايران را در محاصره قرار خواهد داد. نيروهاي امريكا تقريبا در همه جاي منطقه وجود دارند. اما هم رئيس جمهور امريكا و هم برادر خوانده او " توني بلر" - نخست وزير انگليس - از بيان يك واقعيت بشدت اجتناب مي‌كنند : توليد ترياك افغانستان، كه بخش عمده هروئيني كه در اروپا به فروش مي‌رود و تقريبا تمام بازار هروئين غيرقانوني انگلستان از آن تامين مي‌شود، درست در فاصله سال 2001 تا 2002 حدود 200 تن افزايش يافته است.

  
 


 

ی