سخن روز

پيك

                         

 

دير و زود دارد، اما سوخت و سوز ندارد!

بسيج نيز به مردم

خواهد پيوست!

 

درآغاز هفته بسيج، مسئولان مختلف کشوری و لشکری برای تجمع های مختلف بسيج سخنرانی کردند وهرکدام از نگاه خود به بسيج رهنمود دادند. از جمله هاشمي رفسنجانی که بسيج را دعوت به آمادگی برای يورش به مردم کرد و يا رهبران موتلفه اسلامی که هر کدام به نوعي تعبير رهبر برای فراخواندن مردم به ميدان را به معناي فراخواندن بسيج برای يورش به دانشجويان تفسير و تبليغ کردند. همين مضمون را آيت الله طبسی در خراسان نيز بکار گرفت و روزنامه کيهان به تبليغ اين مضمون پرداخت.

در همين هفته جمعی از معلولين جنگی را نيز به ديدار رهبر بردند تا برای آنها سخنرانی کند. تصاويری دردانگيز از جمع زياد معلول جنگی که بر ويلچرها و يا روی زمين نشسته بودند تا خطابه رهبر را از فراز بلندی بشنوند. آنها که خون به دل بر زمين و روي ويلچرها نشسته بودند قربانيان يورش ارتش عراق به ايران و خيانت ملی ادامه جنگ با عراق برای فتح کربلا بودند. همه آنها با هزاران اميد و آرزو به طواف حسينيه جماران و آيت الله خمينی رفته و سپس راهی جبهه شده بودند و امروز برای نمايش قدرت و بمانند ابزاری برای مقابله با مردم، همانند اسرای جنگی به ديدار رهبر برده شده بودند. ماموران امنيتی در ميان آنها موج می زدند. همان ها که همگان چهره شان را در سيماي جمهوری اسلامی و در لابلاي بسيجی ها ديدند. گردن هايی که طبر نمی زند، گوشی تلفن همراه در گوش، موبايل در دست و حرکت در رکاب صاحبان ثروت و قدرت!

بسيج قدرت تلفن همراه در کف دارد و بسيج ديروز جان به کف به ديدار آيت الله خمينی رفت و از آنجا يکسر راهی جبهه هاي جنگ شد؛ بی آنکه بپرسد چرا و به برای کي؟

آنکه جنگ را برد همان است که ثروت را برد و آنکه ثروت مملکت را به غارت برد همان است که آزادی و حريت يک ملت را به يغما برده است.

10 تا 15 هزار تن را به خرج و از بودجه کميته امداد امام به سلاح و انواع ورزش هاي رزمی مجهز کرده و بنام بسيج و حتی در صفوف بسيج به خيابان ها می کشند تا با چوب و زنجير و نارنجک گازهای سمی به جان مردم بيفتند و اين معولين و قربانيان را مقابل دوربين های تلويزيونی به صف می کنند تا چوب بدستان، چاقو کش ها، قداره بندها و شکنجه گران را از همين طايفه معرفی کنند. از طايفه قربانيان معلول و مجروحی که جوانی و سلامت خود را در راه آرمان هايی از کف دادند که به همه آنها همان کساني خيانت کردند که امروز بنام اين بسيجی ها سخن مي گويند و بنام آنها در نه در مقابل ارتش صدام و امريکا، بلکه به سود امريکا در برابر ملت ايران ايستاده اند!

آنها که بر ويلچر نشسته و يا زمين گيرند نه توان و نه قصد مقابله با مردم را دارند؛ آنها که بنام مردم و با قصد يورش به مردم به خيابان دعوت می شوند همان ها هستند که گوشی تلفن همراه؛ بی سيم در بغل و چاقو و نارنجک در جيب دارند و نه اهل جبهه بوده و هستند و نه مفت و در راه خدا به مردم يورش مي برند.

از جمله کلمات و مثال های به ياد ماندني آيت الله خمينی در سخنرانی های مکرری که در طول حياتش کرد و در تاريخ ثبت است يکی هم آن مثال معروفي است که در باره مفتی اعظم دانشگاه الازهر مصر نقل کرد. مفتی اعظم مصر خواهان رهايی گروگان های سفارت امريکا شده بود و آيت الله خمينی خطاب به وی گفت: { مفتی مفت حرف می زند اما مفتی حرف نمی زند}

اين بسيج که می خواهند بنام مردم به خيابان بکشند هم مفتی به ميدان نمی آيند؛ همچنان که بازداشت فرمانده دانشجويان تصرف کننده سفارت امريکا و به يغما رفتن يادداشت ها وخاطرات دانشجويان خط امام از سوي معاوين عراقی لانه کرده در قوه قضائيه و روحانيون مخالف انقلاب و آيت الله خمينی که در همين قوه جا سازی شده اند مفتی دست به عمل نمی زنند. خواب حکومتی به سبک حکومت عربستان سعودی را در ايران ديده اند!

نه اين بسيج زمين گير شده براي هميشه ساکت و زمين گير خواهد ماند ونه آنها که حسابشان از اوباش تحت فرمان موتلفه اسلامی و سازمان امنيت موازی جداست و هنوز روی پا ايستاده اند و همچنان به مبارزه با مفاسد اقتصادی و تقسيم ثروت کشور اميد بسته اند برای هميشه ساکت خواهند ماند. اين دو گروه سرانجام در کنار مردم قرار خواهند گرفت و حساب خود را از حساب آلوده به فساد و پول و جنايت 10 – 15 هزار اوباش خيابانی جدا خواهند کرد.

نه تنها چنان روزی دير نيست، بلکه زمزمه های آن حتی همين امروز هم شنيده می شود. در نامه هاي اعتراضی آن ها نسبت به تعلل قوه قضائيه در برخورد با مفاسد اقتصادی و به بايگاني سپرده شدن پرونده آقازاده ها! دير يا زود آنها نيز خواهند فهميد که تا آزادی بيان واقعيات و افشای فساد برقرار نشود هيچ مبارزه ای با مفاسد اقتصادی به سرانجام نمی رسد؛ چرا که دزد همان است که جلوتر از همه می دود و فرياد می زند: دزد را بگيريد!

  
 


 

ي