ايران

پيك

                         

 

ايران "بی طرفی فعال" در حمله نظامی امريکا به عراق را پذيرفت

 نبرد سياسی درحاکميت ج.ا

با آينده جنوب عراق و تفاهم با امريکا گره خورد

ايران و امريکا بر سر طرحی با هم به توافق رسيدند که به موجب آن ايران پذيرفت به خلبانان امريکايی هنگام سقوط هواپيماهای آنها در خاک ايران کمک کند. اين توافق در ارتباط با حمله نظامی امريکا به عراق صورت گرفته و به اين ترتيب ايران طرح "بي طرفی فعال" را در ارتباط با حمله نظامی امريکا به عراق پذيرفت!

شبکه تلويزيوني سی ان ان از قول يک مقام رسمی امريکا اطلاع داد:

" مقامات رسمی امريکا مذاکراتی را با ايران برای کمک اين کشور به خلبانان امريکايی داشته و به نتيجه رسيده اند. به گفته مقامات رسمی امريکا، مذکرات فوق در دو ماه اخير صورت گرفته است، اما موافقت ايران با خواست امريکا جنبه رسمی ندارد زيرا دولت های دو کشور با يکديگر رابطه مستقيم ندارند."

از آنجا که در روزهاي گذشته اخباری در رابطه با تماس امريکايی ها با رهبري مجلس اعلای انقلاب اسلامي عراق منتشر شده، اين گمان به يقين نزديک شده که آيت الله شاهرودی از طريق رهبری مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق و در رابطه با آينده شيعيان جنوب عراق با امريکا تماس برقرار کرده و مذاکرات منجر به نتيجه فوق را هدايت کرده است. پيشتر يک نشريه  متمايل به چپ سوئيس بنام "نويه سرشر" در رابطه با تماس امريکايی ها با مقامات ايرانی پيرامون تشکيل يک دولت خودمختار از شيعيان در جنوب عراق خبر داده بود. ظاهرا امريکا با قبول نقش تعيين کننده برای مجلس اعلای انقلاب اسلامی درحکومت محلی آينده شيعيان در جنوب عراق توانسته نه تنها بي طرفی فعال ايران در حمله نظامی امريکا به عراق را بدست آورد بلکه ايران با طرح کمک به خلبانان هواپيماهای جنگي امريکا در خاک ايران نيز موافقت کرده است.

بموجب همين اخبار پشت پرده که اکنون بتدريج و بصورت پراکنده فاش می شود، اين گمان روز به روز قوی تر می شود که دولت سايه ای که در قوه قضاييه تشکيل شده، خود را برای قبضه کامل حاکميت جمهوری اسلامی آماده مي کند. در اينصورت آيت الله شاهرودی نقشی به مراتب پرقدرت تر از امروز در جمهوری اسلامي برعهده خواهد گرفت. شاهرودی از روحانيون معاود عراق است و اساسا مقلد مذهبی آيت الله خمينی نبوده و تمام کساني که اکنون در قوه قضاييه مصدر امور شده اند از نظر مذهبی يا مرجعيت آيت الله شاهرودي را قبول دارند و يا از اساس مقلد آيت الله خويی نجفي هستند. اين نشانه ها در کنار يکديگر، به دستگيري های اخير از ميان دانشجويان سابق خط امام و بويژه عباس عبدی ( سرپرست دانشجويان اشغال کننده سفارت امريکا) و زمينه سازی و زمينه سنجی برای يورش به سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی بعنوان يک سازمان مذهبی متمايل به نظرات اقتصادی و سياسی چپ معنايی خاص می بخشد. ساده ترين و صريح ترين معناي اين دستگيری ها نشان دادن حسن نيت از سوی شاهرودی به امريکاست!

در ارتباط با تماس هاي امريکا با جمهوری اسلامي زير پوشش مذاکره با مجلس اعلای انقلاب اسلامي، روزنامه نيويورک تايمز نيز درآخرين شماره خود گزارش دقيقی از موقعيت مجلس اعلای انقلاب اسلامي؛ رهبر کنونی آن بنام آيت الله حکيم و بنيانگذاری اين مجلس از سوی آيت الله شاهرودی منتشر کرد. نيويورک تايمز نوشت که امريکا مناسبات ديپلماتيک خوب و گسترده ای با مجلس اعلاي انقلاب اسلامی برقرار کرده است. آيت الله حکيم نيز مانند آيت الله شاهرودی از مقلدين آيت الله حکيم و از روحانيون تحت نفوذ کامل آيت الله شاهرودی است. آيت الله حکيم موافق نظام سلطنتي در ايران و مخالف انقلاب سال 57 بود و در دوران اقامت آيت الله خمينی در نجف، وی را يک روحانی سياست پيشه معرفی کرده و به رسميت نمي شناخت. شاگردان و مقلدان وي نيز همين نظر را نسبت به انقلاب 57 و آيت الله خميني داشتند. رهبری انجمن حجتيه نيز پيوسته از ميان مقلدين آيت الله خويي  و جمع ديگری از مقلدين آيت الله ميلانی بودند که وی نيز مرجع برگمار شده از سوی دربار شاهنشاهی و مقيم مشهد بود. به اين ترتيب کسانی در داخل حاکميت جمهوری اسلامی با امريکا وارد مذاکره شده اند که سوابق آنها حکايت از مخالفت با آيت الله خمينی و انقلاب 57 دارد و از نظر اقتصادی کاملا از اقتصاد سرمايه داری و تجاری دفاع می کنند و حاضر به اتحاد با امريکا در منطقه هستند. از صحنه خارج ساختن بقايای کازگزاران دوران آيت الله خمينی که هنوز از انقلاب 57 دفاع و ديدگاه های آيت الله خمينی دفاع می کنند بی شک، از جمله تدابير اين گروه از روحانيون است. روحانيوني که قوه قضاييه، سازمان امنيت موازي، وزارت خارجه موازی تحت عنوان "بخش بين المللی قوه قضاييه" و واحدهای نو بنياد بسيج را تحت امر دارند.

شبکه تلويزيوني سی ان ان پيرامون موافقت ايران و امريکا بر سر حمله نظامی امريکا به عراق در گزارش خود می افزايد:

" منابع مطلع اطلاع داده اند که ايران موافقت کرده است در صورت سقوط هواپيماهاي امريکايي، چه به دلايل مکانيکی و چه بر اثر عمليات نظامی ارتش عراق در خاک ايران، به خلبانان و سرنشينان اين هواپيماها کمک پزشکي کند و آنها را بسرعت به پايگاههای امريکايي در منطقه تحول دهد. همچنين ايران پذيرفته هواپيماهای سرنگون شده امريکايی را نيز بلافاصله تحول ارتش امريکا دهد."

اين توافق که عملا ايران را به پشت جبهه جنگی امريکا در منطقه تبديل می کند و باحتمال زياد وعده موافقت امريکا برای موافقت با تشکيل يک دولت دست نشانده  در جنوب عراق به رهبری مجلس اعلای انقلاب اسلامي انگيزه ظاهری آنست، با سخنان و مواضع فرمانده سپاه پاسداران ايران که سه روز پيش در مقابل سفارت سابق امريکا و در برابر بسيجيان ايراد کرد تفاوت اساسی دارد. فرمانده سپاه هر نوع حضور امريکا در عراق را به ضرر ايران اعلام داشته و آن را خطری براي تماميت ارضی ايران قلمداد کرد.( بخش هايی از اين سخنان را که در شماره ديروز پيک منتشر شد، در ادامه همين گزارش می خوانيد)

سی ان ان پس از اشاره به برخی نگرانی ها در امريکا پيرامون امکان دستيابي ايران به تکنولوژی پيشرفته هواپيماهای امريکايي هنگام سقوط در خاک ايران ادامه می دهد:

" منابع رسمی گفته اند که اين موافقتنامه شبيه موافقتنامه دو کشور ايران و امريکا در مورد جنگ نيروهاي امريکايی با طالبان در افغانستان است."

سی ان ان سپس به منطقه مورد استفاده امريکا درخاک ايران اشاره کرده و ضمن اعلام تلويحی موافقت ايران با استفاده ارتش امريکا از فضاي ايران برای حمله نظامی به عراق می افزايد:

" اگر جنگی عليه عراق صورت گيرد، خلبان های امريکايي بيشتر از جنوب به غرب ايران نزديک خواهند شد تا به مناطق "پرواز ممنوع" در شمال و جنوب عراق."

سی ان ان در رابطه با بي طرفی ايران در جنگ امريکا عليه عراق می افزايد:

" مقامات رسمی گفته اند دولت ايران به امريکا گوشزد کرده است که در جنگ عليه عراق بی طرف خواهد بود اما مسئله سقوط خلبانان و سرنشينان هواپيماها تحت تاثير مسائل استراتژيک قرار دارد."

در ارتباط با آينده عراق از نظر جمهوری اسلامی سی ان ان گفت:

" دولت ايران با دقت و وسواس مسئله نوع رژيم آينده عراق را در سناريوی پس از صدام حسين دنبال می کند و از شيعيان عراق برای داشتن نقش در دولت آينده عراق پشتيبانی مي کند."

  

نسبت به نفوذ نيروهای مسلح موتلفه

در صفوف بسيج هشدار داده شده؟

سخنان متفاوت فرمانده سپاه

پاسداران برای بسيجی ها

 فرمانده سپاه پاسداران طی سخناني برای جمعی از بسيجيان نکات واقع بينانه ای را مطرح کرد، که اگر اين نکات باور صادقانه امثال وی باشد، بايد به اطراف خود در ميان فرماندهان سپاه و بسيج و در جمع روحانيون و غير روحانيون حکومتي نگاهی انداخته و با مصاديق بارز آنچه مطرح کرده آشنا شود.

اين مصاديق ملي-مذهبی ها نيستند، همچنان که موسسات نظرسنجی نيستند؛ مردمی که سه بار و در سه انتخابات بزرگ رياست جمهوری و مجلس عده اي از روحانيون و غير روحانيون حکومتی را بدليل فساد مالي، دروغگويي، عوامفريبي، ترويج خشونت و غارت کشور طرد کرده اند نيز نمی توانند مصداق اين سخنان باشند. روزنامه های مستقل نيز يگانه کاری که می توانند بکنند انعکاس آن چيزی است که درجامعه وجود و جريان دارد. بنابراين آنکه بحران سازي می کند، آنکه با نقض حقوق بشر در داخل کشور ايران را از اتحاديه اروپا دور کرده و عملا اروپا و امريکا را به يک سياست واحد در برابر ايران می رساند کيست و کدام جريان است؟ آنها که ثروت اندوخته و مردم از آنها روی برگردانده اند کيستند؟ آنها که از کانال مجلس اعلای انقلاب اسلامی با انگليس و امريکا پل ارتباطی برقرار کرده و تمرين رهبری مذهبی می کنند و عملا از هم اکنون دولت در قوه قضاييه تشکيل داده اند کيستند؟

 

فرمانده سپاه پاسداران در بخش ديگری از سخنان خود به بسيج هشدار مي دهد که درجريان راهپيمايی روز قدس آلت دست نشود و جز عليه امريکا و صهيونيسم شعار ندهد. فرمانده سپاه نمی گويد آنها که طرح ديگری دارند و با جاسازي کردن 10-15 هزار نيروی خودي مجهز به قمه و زنجير و چاقو و بنام بسيجی می خواهند به تظاهرات جنبه تعرض به مجلس؛ دانشگاه و دولت را بدهند کيستند؟ آنها، همان کسانی نيستند که بحران سازی در کشور می کنند و در جهت تيره ساختن مناسبات اتحاديه اروپا با ايران تلاش می کنند و سياست خارجی را فلج کرده اند؟ قائم مقام سپاه و فرمانده بسيج که در عين حال عضو رهبری موتلفه اسلامی است- ذوالقدر- نبايد خطاب قرار گيرد؟

سخنان فرمانده سپاه اشاراتی در خود نهفته دارد که با کمی دقت آن اشارات مثل روز روشن می شود. اين اشارات مي گويد بسيج را آلت دست کرده اند؛ کسانی همسو با سياست تجاوز امريکا به ايران حرکت می کنند؛ تنش در داخل کشور به سود امريکاست؛ بسيج نبايد در سمت گيری های سياسي شرکت کند و آلت دست شود و از حدود وظائف قانونی خود نيز نبايد خارج شود.

همه اين سخنان خوب و بجاست، اما مصاديق آن در همان جبهه ايست که مقابل اصلاحات ايستاده است؛ نه در صف مردم و اصلاحات.

اگر اين سخنان سنجيده و برخاسته از يک تحليل عميق سياسی باشد؛ چندان تعجب آور نيست که در آينده نزديک يا اين تفکر و اين انديشه بر انديشه و عمل امثال حسين شريعتمداري و اکثريت غالب مصلحت نظام و شورای نگهبان غلبه خواهد کرد و يا برعکس؛ آنها فکری براي فرماندهی سپاه خواهند کرد. سخنان فرمانده سپاه را بخوانيد:

 

خط امريکا در داخل کشور بحران سازی می کند

 فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گفت: ايران نمي‌تواند اشغال عراق از سوي آمريكايي‌ها، هم‌چنين تغيير محيط امنيت بين‌المللي جديد را شاهد باشد.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران، ايسنا، سردار سرلشكر يحيی صفوي، فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در تجمع بسيجيان ادارات و وزارتخانه‌ها در مقابل ساختمان سفارت سابق امريکا در تهران گفت:

آمريكايي‌ها برای از بين بردن انسجام مردم و مسئولان، بحران‌سازی مي‌كنند، لذا همه‌ی دلسوزان انقلاب اسلامی را به حفظ آرامش دعوت مي‌كنم.

وی تاكيد كرد: برخی از گروه‌هاي سياسي، اهداف، مصالح و امنيت ملی را فدای اهداف گروهی خودشان مي‌كنند در حالي كه بايد از اين كار پرهيز كنند و باعث به وجود آمدن نگراني‌ در كشورمان نشوند.   

وی افزود: اهداف آينده‌ آمريكا مناطق خاورميانه، قفقاز و آسيای مركزی است.

واهداف كوتاه ‌مدت و بلندمدت آمريكا در ايران نيز ايجاد تنش و بحران در ايران است.

صفوی تصريح كرد: ايجاد تنش‌هاي اجتماعی و بحران‌های ساختگی در داخل ايران و ايجاد بحران در سياست خارجي ايران، هم‌چنين تيره‌كردن روابط كشورهاي اروپايی با ايران از جمله برنامه‌هاي آمريكا است.  بسجيان نبايد تحت تاثير جوسازي‌ها و شبكه‌هاي راديويی و تلويزيونی خارجی قرار گيرند.  فرمانده‌ سپاه پاسداران تاكيد كرد: بسيجيان بايد به انجام وظايف قانونی خود توجه و از دخالت در اموری كه به آنان مربوط نمي‌شود پرهيز كنند؛ بسيج بايد قانونمند باشد و مبادا عده‌اي با كارهای غيرقانوني چهره‌ی بسيج را لوث كنند.

 وي بسيجيان را به حضور گسترده در راهپيمايی روز جهانی قدس دعوت كرد و گفت: اين تظاهرات برای نشان‌دادن خشم و ابراز انزجار از اعمال رژيم جنايتكار صهيونيستی و حامی آن آمريكاست.

  
 


 

ي