اخبار

پيك

                         

 
مرور نتایج و دستآوردهای
 تظاهرات و اعتراضات اخیر دانشجوئی

چه کسی رهبر و چه کسی فرمانبردار است؟

سيامند

 

     صدور حکم اعدام براي هاشم آغاجری و سپس تحولات بعدي چهره و معادلات سياسي تا کنوني ايران را بطور جدي تغيير داد و عرصه هاي جديدي را به روي جنبش دمکراتيک مردم ايران گشود . شايد پرداختن بيش از اندازه به اين که چرا و چگونه اين حکم طرح و اعلام شد , حال که تقريبا همه ابعاد آن بر مردم ايران روشن شده , باعث تطويل کلام باشد ؛ هر چند که مي بايست کماکان به جنبه هايي از آن پرداخت و از کنار آن بي تفاوت نگذشت .

     مي توان حدس زد که حکم اعدام هاشم آغاجري در هزارتوي تاريکخانه هاي مافياي حکومتي جمهوری اسلامي صادر و طرح شده بود . چند هفته قبل از طرح و اعلام اين « حکم » سايت اينترنتي « يه خبر » - که اصلاح طلبان در مقالات خود فاش ساختند علی لاریجانی رئیس سیمای جمهوری اسلامی و محمدرضا باهنر عضو شورای مصلحت نظام آن را راه اندازی و اداره می کنند- خبر اين حکم را به قصد ارزیابی واکنش اجتماعي انتشار داده بود . آنان با انتشار اين خبر توسط اين سايت و سپس نشريه "جام" وابسته به جمعيت مهندسان اسلامي به دبیرکلی محمدرضا باهنر  در صدد بودند عکس العمل اجتماعي را در رابطه با چنين خبري بسنجند . اين اعلام خبرها زياد جدي گرفته نشد و عکس العمل آنچناني اي در پي نداشت . در نتيجه مافياي حکومتي طرح یورش خود به نیروهای سیاسی – مذهبی رادیکال درون جبهه دوم خرداد را با صدور حکم اعدام آغاجری به اجرا گذاشت. به نظر مي رسد با اعلام حکم اعدام براي هاشم آغاجري و تهدید به دستگیری بقیه افراد رادیکال جبهه دوم خرداد, قصد داشتند خاتمي  را به امتياز دهي در رابطه با لوايح ارائه شده به مجلس وادارند . درست چند روز قبل از اعلام حکم ضربه اي سنگين وارد آمده و با تصادفي مشکوک دو نماينده مجلس از جناح اصلاح طلبان حکومتي از سر راه کنار رفته بودند ؛ به مدت يکي دو روز پس از اين « تصادف» رهبر حکم عفو عبدالله نوری را امضا کرد و عبدالله نوری از زندان به خانه فرستاده شد . به نظر مي رسيد مافياي حکومتي سياست چماق و شيريني را انتخاب کرده باشد . اول ضربه اي سنگين وارد مي کرد تا مدعيان بدانند با چه کسي طرفند , سپس براي اينکه همچنان قدرش را بدانند شيريني اي در مقابل جناح مقابل مي گرفت .

     خاتمي و دو لايحه اش هدف اصلي تمام اين چالشها بود و هست . از آنجا که مجلس وارد جلسات شور و مشورت به قصد تصويب لوايح شد , راست افراطي به حرکات خود سرعت بيشتري بخشيد که تا دير نشده و لوايح تصويب شده به شوراي نگهبان نرسيده , خاتمی لوايح را يا پس بگيرد و يا اينکه جرح و تعديل کند ؛ تا مخالفت و جرح و تعديل آنها به گردن شوراي نگهبان و در اصل « مجمع تشخيص مصلحت نظام » نيفتد . اما عکس العملي از جانب او ديده نشد , در يکي دو صحبتي هم که مسئولين کابينه و معاونين خاتمي داشتند , همه جا از بي دليل بودن رد احتمالي لوايح سخن گفتند و هر بار بر انطباق کامل اين لوايح با قانون اساسي جمهوری اسلامي تاکيد نمودند و عملا هر بار متوليان راست افراطي را در مقابل عمل انجام شده قرار مي دادند.

     شکل گيري اعتراصات دانشجويي و گسترش آن مافياي حکومتي را که انتظار هر چيزي به جز اين عکس العمل را داشت دستپاچه کرد . در يکي دو روز اول , به حساب اينکه اين حرکات موقت خواهد بود و فرو خواهد نشست , با توپ پر و از موضع بالا و از  زبان روابط عمومی دادگستري همدان به نمايندگان معترض مجلس پاسخ دادند و حتي آنان را جدي هم نگرفتند . روند رو به رشد اعتراضات به اين حکم , خواست دانشجويان را که تا کنون , فقط محدود به آزادي و يا برداشتن محدوديت از يکي دو نماينده در طيف اصلاح طلبان حکومتي بود , ارتقا داد و اين بار شعار و مطالبه اصلي دانشجويان « آزادي زنداني سياسي» در کليت آن تبديل شد . یوسفی اشکوری، ناصر زرافشان , اکبر گنجي , باقي , دانشجويان زنداني و دستگير شدگان روزها و اعتراضات اخير , عباس اميرانتظام و .... آزادي همه اين سرکوب شدگان عقيده و مبارزين دمکرات به خواست دانشجويان بدل شد . با هر حرکت سرکوبگران حکومت جنبش دانشجويي قدمي فراتر رفت , تا جايي که برخي  اصلاح طلبان حکومتی و جناحهاي دورانديش تر درون رژيم , با محکوم کردن حکم صادر شده به مسئولين قضايی هشدار دادند که مي بايست از عواقب کار ترسيد ؛ و در همين حال هم خطاب به دانشجويان هشدار  دادند که در دام خشونت نيفتاده و با آرامش مطالبات خود را طرح کنند .

     پراکندگي و دامنه وسيع حرکات و اعتراضات دانشجويان و ترس از گسترش اين اعتراضات به محيط دانش آموزي و به ميدان آمدن نيرويي 20 ميليوني , مافيای حکومتي را بشدت هراس زده و سردرگم نمود . در طي چند روز انواع مواضع از افراد مختلف صادر شد . مواضع نه بر عقل سياسي و به هدف پيشبرد استراتژي اي خاص , بلکه عموما عکس العملي بود . در همين دوره کوتاه چند روزه در متشکل ترين جريان راست افراطي کشور , يعني جمعيت موتلفه اسلامي , چندين موضع مختلف مشاهده شد . برخي از مسئولين از قابل تجديد نظر بودن اين حکم سخن گفتند و تلويحا اصرار وتاکيد داشتند که آغاجری اقدام به تجديد نظر خواهي کند ؛ هدف آنان نيز بسيار روشن و واضح بود که با تجديد نظر خواهي آغاجري , حکم را تبديل به زندان دراز مدت کرده , هم از شر يکي ديگر از روشنفکران خلاص شوند و هم اينکه اصلاح طلبان حکومتي را به عقب نشيني ديگري وادارند : « ... قاضي در راي اوليه خود موازين فقهي و حقوق اسلامي را در نظر گرفته است. بويژه اينکه متهم از خود دفاع محکمه پسند نمي کند و هنوز بر مواضع تشويش آميز خود اصرار دارد و نه به حکم صادره اعتراض کرده و نه تجديد نظر خواسته است » (عسکر اولادي – نشريه شما , شماره 289 – پنجشنبه 30 آبان ) , و در همين حال برخي ديگر از رهبران همين جريان , که از معدود گروهها و دسته جاتي است که ساختار کامل حزبي دارد , با حرارت از حکم اعدام دفاع مي کردند و گلايه مند از عدم تکرار شعار « اعدام بايد گردد » در نماز جمعه بودند : « اسدالله بادامچيان , رئيس مرکز سياسي جمعيت موتلفه اسلامي و مدير مسئول نشريه شما با اشاره به حرکت خودجوش مردم متدين در راهپيمايي هاي نماز جمعه در سراسر کشور , تصريح کرد , متاسفيم که شعار مردم مبني بر « اهانت گر به دين اعدام بايد گردد » حذف شد . » ( همانجا ) . اين عدم تجانس مواضع و سرگشتگي سياسي با گسترش مبارزات دانشجويان همچنان تشديد شد .

    حسين شريعتمداری که تا همين چندي قبل از الگوي چيني و سرکوب در ميدان تين آن من دفاع مي کرد و مدعي بود که براي بازگرداندن آرامش به تاريکخانه های حکومتگران مي بايست با قدرت تمام به سرکوب پرداخت , در سرمقاله روز شنبه 25 آبان 1381 , از خطاي قاضي همداني نوشت و مدعي شد که اين حکم بهررو مورد تجديد نظرخواهي قرار خواهد گرفت , اما ايکاش قاضي به مسائل جانبي صدور اين حکم توجه بيشتري مي نمود . «  در صداقت، دلسوزي و حتي شجاعت قاضي محترم پرونده نمي توان ترديد كرد و احتمال اشتباه قاضي در انطباق مصداق جرم با مجازاتي كه در قانون براي آن پيش بيني شده هميشه وجود دارد و دقيقاً به همين علت است كه مراحل قانوني ديگري از جمله دادگاه تجديدنظر و ديوان عالي كشور براي تائيد و يا نقض حكم دادگاه بدوي در نظر گرفته شده است. بنابراين بسياري از جنجال و هياهوي اين روزها در مخالفت با حكم صادره را بايستي عمليات رواني حساب شده يك جريان مشكوك داخلي تلقي كرد كه با حمايت و خط دهي آشكار محافل بيگانه صورت مي گيرد. اين جريان مشكوك، به بهانه صدور حكم يادشده، تماميت نظام و در برخي از موارد، اساس اسلام و انقلاب را زيرسؤال مي برد و حال آنكه راه كار قانوني و مشخصي براي نقض حكم وجود دارد.» ( کيهان شنبه 25 آبان – يادداشت روز – غبارها فرو مي نشيند – حسين شريعتمداري ) اين مطلب در زماني نوشته شد که دانشجويان اعلام کرده بودند , براي روز دوشنبه 27 آبان تظاهرات سرتاسري برگزار خواهند کرد و از دانشگاهها خارج شده و به ميان مردم مي آيند و در پاسخ مخالفت وزارت کشور , خواستار تعطيلي تمامي کلاسهاي درس شده بودند .

     پيام رهبر به هاشمي شاهرودي مبني بر تجديد نظر در حکم صادره براي هاشم آغاجری , معاني بسياري در خود داشت. درست چند روز قبل يعنی در 23 آبان ماه به قصد تائيد نهادن بر حکم اعدام و جدا نمودن آغاجري از استادان مسلمان دانشگاه , رهبر تعدادي از « استادان » و روساي دانشگاهها  را به حضور پذيرفته و حتي از زباني خانمي که بعدها معلوم شد که از طرق غير معمول به جمع حاضرين در اين جمع اضافه شده است , به تائيد حکم اعدام پرداخت . باز هم چند روز قبل از اين ديدار در 13 آبان , در مراسم سالگرد حمله به سفارت امريکا , و همزمان با دستگيري عباس عبدي , دانشجويي که از رهبران حمله به سفارت در سالهاي گذشته بود و حال از مسئولين يکي از بنگاههاي نظرسنجي , با حمله به نظرسنجي هاي انجام شده چنين گفته بود :

«   آمريکا تلاش مي کند ملت ايران را با جوسازي , نظرسنجي هاي مجعولي که عواملشان درست مي کنند و برخي تيترها و نوشته هاي انسانهاي واداده , مرعوب جلوه دهد اما حتي تيزبينان امريکايي هم مي دانند که چنين چيزي واقعيت ندارد . ... دشمن با ديوارکشي هاي قومي , مذهبي , حزبي و سياسي در صدد است مردم را دچار تفرقه کند و با طرح مسائل انحرافي و تضعيف برخي مسئولان يا دفاع ظاهري از برخي از آنها , مسئولان کشور را نيز دچار دوگانگي کند اما همه اين روشها و اهداف , در صورت هوشياری مردم و مسئولان و عمل به وظايف مشخص شده , ناکام خواهد ماند . » ( روزنامه ايران – 14 آبان 1381)

     اما همه اين شعر و شعارها در برابر واقعیات رنگ باخت. جنبش وسيعی که به فاصله چند روز تمامي مجموعه هاي آموزش عالي کشور را  در بر گرفت , رهبر و ديگر گردانندگان راست افراطي را غافلگیر کرد. هراس از عواقب تهديد دانشجويان براي روز دوشنبه , رهبر را به صرافت انداخت ؛ در روز يکشنبه بالاخره رهبر « پيام انقلاب مردم را شنيد » ! و در پاسخ نامه اي از سوي استادان دانشگاهها  به هاشمي شاهرودي دستور تجديد نظر در حکم صادره را داد . اين که درست يک روز قبل از تاريخ اعلام شده توسط دانشجويان به قصد تظاهرات سراسري , رهبر به صرافت پاسخ دهي به تقاضاي استادان افتاد , خود نشان از دغدغه جدي رهبر از سير تحولات آتي داشت . روزنامه جمهوري اسلامي در گزارش خود نوشت : « خبرنگار روزنامه جمهوري اسلامي از منابع موثق كسب اطلاع كرد ديروز رهبر معظم انقلاب در پاسخ به نامه صدها نفراز اساتيد دانشگاه كه از ايشان خواسته بودند مشكل حكم اعدام هاشم آغاجري را با تدبير رهبري حل نمايند , در ذيل نامه اساتيد , به رئيس قوه قضائيه دستور دادند با توجه به درخواست اساتيد , دادگاه تجديدنظر اين پرونده را بررسي نمايد. بر اساس همين گزارش , ايشان در اين دستور ضمن اشاره به اهميت موضوع دم (جان انسان ) در فقه اسلامي تاكيد نمودند حكم دادگاه بدوي با رعايت دقت بيشتر مورد تجديد نظر قرار گيرد. » (جمهوری اسلامي – 26 آبان 1381)

     رهبر انتظار داشت که با اين حکم , به چند هدف دست يابد . جنبش اعتراضي دانشجويان را از تداوم بازدارد , و با گرفتن دليل حرکات اعتراضي از دانشجويان , باعث انشقاق و چند دستگي در ميان فعالين دانشجويي شود ؛ قدرت خود را بمثابه قدرتي فراي تمام قواي کشور يک بار ديگر طرح نمايد و جايگاه خود را استحکام بخشد ؛ با طرح تجديد نظر در حکم آغاجری , از سويي در راستاي استراتژي راست افراطي او را به زندان طويل المدت محکوم کند  و از سويي بمثابه ناجي او از مرگ , وجهه اي انساني و محبوب براي خود دست و پا کند .

     هيچکدام از حسابهاي رهبر درست از آب در نيامد . ضديت با جنبش دانشجويي در کارنامه حکومت اسلامي به سالها قبل بازمي گردد . اولين بار در جريان هجوم به دانشگاه که نام « انقلاب فرهنگي » گرفت اين دشمني خود را به نمايش گذاشته شد . در سالهاي بعد , زماني که دانشگاهها تک صدايي شدند و تنها گروه دانشجويي مجاز , انجمن های اسلامي و مجموعه « دفتر تحکيم وحدت » بود , باز هم مافیای قدرت که در پي تحميل و القاي اهداف مافیایی بود, با همکاری جريان های وزارت اطلاعات فلاحيان و رفسنجاني در رياست جمهوری گروه جديدي به رهبري طبرزدي را در مقابل انجمن های اسلامي سازمان دادند , گروهي که در اولين بيانيه هاي خود رفسنجاني را « آيت الله» ناميد و خامنه اي را  « امام » . اما نه رفسنجاني با القائات اين گروه آيت الله شد و نه خامنه اي امام ؛ و نه اين گروه همچنان وفادار به آنان باقي ماند ! باشکست طرح طبرزدی مافياي حاکم  را به فکر ايجاد گروه دانشجويي جديد افتاد. اما حتي در اين زمينه هم موفقيتي نصيبشان نشد . با تمام برنامه ريزي ها و ترفندهايي که به کار بردند , تنها در صدی کمتر از 10% اعضاي دفتر تحکيم وحدت, را توانستند در یک انشعاب تحمیلی در شیراز به خود جلب کنند ! بيش از 90%  اعضا و فعالين اين نهاد  دانشجويي  در مقابل مافياي حکومتي مقاومت کرد. اکنون از میان رهبران همین انشعاب 10 در صدی نیز کسانی متهم به همآهنگی با تظاهرات و اعتراضات اخیرند و این یعنی شکست طرح ایجاد انشعاب در دفتر تحکیم وحدت!

 رهبر , امسال به اميد بخشيدن اعتبار به جرياني که تنها درصد بسيار ناچيزي از فعالين اين تشکل دانشجويي را در بر مي گرفت و نام « دفتر تحکيم » نيز بر خود نهاده بود , خطاب به آنان پيامي صادر کرد و در واقع اعلام نمود که آنان را « خودي » محسوب نموده و گروه اکثريت را از مشروعيت بخشي محروم نمود .

     پاسخ بسيار وسيع دانشجويان دانشگاههاي سراسر کشور به فراخوان جناح اکثريت « دفتر تحکيم » , يکبار ديگر رهبر به موقعيت ضعيف خود در ميان دانشجويان و اقشار تحصيلکرده کشور , آگاه نمود . گروهي که از مشروعيت بخشيده شده توسط رهبر محروم شده بود , اتفاقا در ميان دانشجويان مشروعيت بيشتري يافت ! عجله رهبر و يارانش در مجمع تشخيص مصلحت و جمعيت موتلفه برای  در هم شکستن نهاد مورد حمایت خودشان در دانشگاهها و ترتيب دهي انشعاب در ماههاي پيش , اتفاقا باعث يکدست تر شدن اين نهاد شد . گروهها و افراد وابسته به باندهاي مافيايي قدرت , در ماههاي قبل انشعاب کرده و جدا شده بودند در نتيجه مانور رهبر به قصد ايجاد دودستگي در جرياني که حرکات دانشجويي را رهبري و هدايت مي کرد نيز بي حاصل بود و هيچ نتيجه اي در پي نداشت .

     فرمان رهبر که بصورت يادداشتي ذيل نامه درخواست استادان نوشته شد , بر قوه قضائيه و متوليان آن نيز هيچ اثري نگذاشت. هاشمي شاهرودي رئيس منصوب رهبر بر راس قوه قضائيه , اهميت زيادي براي فرمان رهبر قائل نشد و حتي به آن ترتيب اثر هم نداد ! شاهرودي که به نظر مي رسيد تا همين چندي قبل براي ظاهر شدن در عموم و از قوه قضائيه و اقداماتش دفاع کردن اعتماد به نفس کافي ندارد و عملا مقاصد و اهداف باندهاي مافيايي را توسط عليزاده و اطلاعيه های شداد و غلاظ او پيش مي برد ؛ جديدا با ظاهر شدن در مجامع , وظايف تاکنوني عليزاده را پيش مي برد . شاهرودي براي تصميم گيري در مورد دستور رهبر صبر کرد . اول مي بايست از عدم تداوم حرکت دانشجويان و تاثير فرمان رهبر اطمينان حاصل مي کرند . دانشجويان حرکت خود را بدون هيچ وقفه اي ادامه دادند و حتي وجود رهبر را به هيچ گرفتند . کار به جايي رسيد که در بسياري از مجامع دانشجويي , شرط مسئولين دانشگاه براي اجازه برگزاري مجامع سر ندادن شعار عليه رهبر شد . « دکتر صفايي مقدم در خصوص تشنج بوجود آمده در تجمع دانشجويي ديروز گفت : بعد از درگيري بوجود آمده در دانشگاه علوم پزشکي , صبح امروز با بچه های انجمن اسلامي صحبت کردم که در سخنراني هيچگونه توهيني به مقام رهبري نشود , بلکه اعتراض فقط در حوزه اعتراض به حکم صادره باشد و آن ها نيز پذيرفتند که وارد اين مقوله ها نشوند , حال اگر وارد اين مسائل شده اند , تخلف کرده اند , زيرا آن ها به ما قول داده بودند و شاهد هم داريم . اگر ايشان زير قول خود زده باشند , مقصر محسوب مي شوند و اين موضوع را پيگيري خواهيم کرد . » ( ايسنا - خبرگزاري دانشجويان ايران 27/8/1381 – تجمع اعتراض آميز دانشجويان در دفتر رئيس دانشگاه شهيد چمران اهواز )

اگر در جريان تظاهرات دانشجويان در 18 تيرماه سه سال قبل , شعارهاي عليه رهبر بسيار محدود بود، اين بار « توهين به مقام رهبري » اينقدر عادي و عمومي شده بود که قادر به پنهان کردنش نبودند .

     آغاجري تا کنون تقاضاي تجديد نظر نکرده , حرکت دانشجويان عليرغم  کاهش حرکات در چند روز اخير , رو به سستي ندارد, فرمان رهبر در قوه قضائيه و نزد گردانندگان مافياي حکومتي ارزش خود را از دست داده  و حتي به آن اشاره اي هم نشده است . بناچار رهبر هم به ارکستر تهديد کنندگان پيوسته و در کنار آيت الله مشکيني , مسئولين موتلفه و حسين شريعتمداری برای دانشجویان خط و نشان کشید. در حالي که مشکيني رئيس مجلس خبرگان و امام جمعه قم دانشجويان را مست از بوي دلار و در حال رقص به ساز امريکا معرفي کرد : « همه مي دانند که شما با ساز امريکا مي رقصيد و بوي دلارها شما را مست کرده که عربده مي کشيد. » (نماز جمعه قم – 1 آذر 1381 – ايرنا )  , رهبر هم مي کوشيد کم نياورد : «  كساني كه نظام اسلامي را به استبداد و ضديت با آزادي متهم مي كنند يا عامل دشمن هستند و يا فريب خورده او » (نماز جمعه تهران – 1 آذر 1381) .

همانطور که براي طرح حکم اعدام , از قبل برنامه ريزي کرده و با برنامه پيش رفته بودند , حال براي تهديد ها و شمشير از رو بستن هم , هماهنگ و همزبان شدند . مکارم شيرازي براي بسيجي ها به سخنراني پرداخت و از آنها خواست که براي روزهاي آينده آماده باشند : «  وي پنجشنبه شب در ديدار با فرماندهان و نيروهاي مقاومت بسيج قم افزود : هم اکنون مساله وجود بسيج از زمان جنگ اهميت بيشتري دارد و دليل آن است که در جنگ تحميلي دشمن داخلي نداشتيم و اگر هم بود خيلي کم بود ... کساني که خيال مي کنند با لفاظيها خيال بافيهاي آنها فاتحه جمهوري اسلامي خوانده مي شود , بدانند که وقتي بسيج در خيابانهاي سراسر کشور موج بزند , پاسخ خيلي از مسائل را خواهد داد .»  (آيت الله ناصر مکارم شيرازي – قم – ايرنا – اول آذر1381 ) زبان تهديد وگسيل بسيج به خيابانها  به ترجيع بند همه شان بدل شد , اما حرف دل همه از دهان  امام جمعه سمنان و نماينده ولي فقيه در استان در آمد , در سخنان او که شايد هنوز پيچيدگي هاي اوضاع  تهران و قم منعکس نبود, آنچه را به او ديکته کرده بودند , به صراحت و بدون پرده پوشي گفت: « حجت الاسلام محمد شاهچراغي با منفور و محکوم دانستن اين تجمعات و شورشهاي خياباني اظهار داشت : پس از دستور مقام معظم رهبري براي تجديد نظر در پرونده همدان ديگر حرفها بايد تمام شود و توقع و انتظار نيست که پس از اين دستور اين تجمعات باشد ...بگذاريد اين فرمان رهبري از راه قانون اجرا شود و سر و صدا و فحش هيچ مشکلي را حل نخواهد کرد. » ( امام جمعه سمنان – 1آذر 1381)

     آنچه که در اين هياهو بطور کامل به فراموشي سپرده شد , عمل به فرمان رهبري بود . قوه قضائيه , باندهاي مافيايي حکومت و ذوب شدگان در ولايت خود را کاملا به نشنيدن زدند و به روي خود نياوردند که گويا چنين فرماني از جانب ولي فقيه صادر شده است.

قرباني در اين ميان , نه آغاجري , بلکه رهبر بود که نه ذوب شدگان در ولايت براي فرمانش تره خرد کردند , نه دانشجويان جدي اش پنداشتند و نه نمايندگان مجلس اصرار زيادي در اجراي فرامينش کردند . نمايندگان مجلس اطلاعيه هاي خود را در حمايت از دانشجويان صادر کردند و نه در حمايت از فرمان رهبري . انجمن های اسلامي اصناف و بازار , يعني نام مستعار جمعيت موتلفه هم خطاب به نمايندگان مجلس اطلاعيه صادر مي نمود و پس از تهديد و خط و نشان کشيدنها براي نمايندگان امضا کننده به آنها گفتند: « در برابر قانون خدا نايستيد که اين مقاومت و ايستادگي , ديکتاتوري بدنبال داشته و ملت بارها تکليف خود را با ديکتاتوري مشخص کرده است ... اگر قانون ستيزي برخي و اخلال در رسيدگي پرونده اهانت به مقدسات ادامه يابد , مردم در دفاع از دين هيچ گاه ترديد به خود راه نخواهند داد. »  ( اطلاعيه انجمن های اسلامي بازار و اصناف در باره نامه 160 نماينده مجلس – ايرنا – 2 آذر 1381) در تمام اين درگيريهاي جناحين حکومتي تنها چيزي که اصلا مورد بحث قرار نگرفت و از جانب همه گروهها و اقشار درگير در تحولات کشور و حتي خود هاشم آغاجري حتي جدي هم گرفته نشد , همان فرمان رهبر براي تجديد نظر در حکم صادره بود . موتلفه و شرکا که در سرگيجه پس از حرکات وسيع اعتراضي دانشجويان , رهبر را به صدور اين حکم واداشته بودند , حالا در موضع عکس العملي و تنها به قصد انتقامجويي , فرمان رهبر و عوارض آن را کاملا به هيچ انگاشته و به موضع اول بازگشت نمودند و شعارهاي « اعدام بايد گردد » سر دادند , «  سردار سازندگي » رفسنجاني هم در پي موتلفينش در جمعيت موتلفه به شاخ و شانه کشيدن پرداخت . به جمع« بسيج سازندگي» رفت تا خاتمي را با بني صدر و شرايط امروز را با شرايط سال 1360 مقايسه کند و به مافیای ثروت و قدرت قوت قلب بدهد: « اوضاعي که الان مي بينيد , در سالهاي اول انقلاب هم بود . منافقين , چپي ها , ليبرالها و سلطنت طلبها و راديوهاي خارجي دست به دست هم داده بودند و مطمئن بودند که مي توانند نهال مقدس اسلام را ريشه کن کنند . حتي تظاهرات 500 هزار نفري مسلحانه راه مي انداختند و هدفشان اين بود که بني صدر راِي بياورد , اما ديديد که سرانجام چگونه مجبور به ترک ايران شدند و به جاهايي رفتند که تا ابد نمي توانند سر خود را بلند کنند ... اکنون همان موج شروع شده , اما اين بار مشکل دارند , زيرا ما تنها نيستيم و هر فشاري که به ايران بياورند از جاهاي ديگر سر بر مي آورد.» ( روزنامه ايران – دوشنبه 4 آذر 1381) . اگر باقي رهبران و مسئولين مافياي جمهوري اسلامي تهديدات خود را متوجه دانشجويان و جنبش دمکراتيک مردم ايران کردند , رفسنجاني , اما تهديدات را مستقيما متوجه غرب نمود . او مستقيم و روشن به غرب گفت اگر نگاهي به حمايت از حرکات جنبش مردم داريد « ما تنها نيستيم» فشار بر مافياي جمهوري اسلامي « از جاهاي ديگر سر بر مي آورد » . تهديد رفسنجاني مستقيما متوجه غرب بود . او با اشاره به سر برآوردن از جاهاي ديگر فشار بر ايران , مستقيما و بطور واضح غرب را  به عملیات تروريستی در « جاهاي ديگر » کرد ؛ او از سويي با يادآوري « سالهاي اول انقلاب » از قصد بر بازگشت به شيوه سرکوب و جنايات دهه 1360 مي گويد ؛ و از سوي ديگر  قصد دارد با تهديد به عملیات تروريستی غرب را به حمايت از مافياي قدرت در جمهوري اسلامي وادارد . تهديدات رفسنجاني , فريادهاي مشکيني , ولي فقيه , رهبران و مسئولين جمعيت موتلفه همه به هدف ايجاد رعب و وحشت صورت مي گيرد .

مقايسه امروز با سالهاي 1360 از جانب رفسنجاني قياس مع الفارق است , هاشم آغاجري نيز با محمد رضا سعادتي قابل مقايسه نيست . رفسنجاني و حواریون رهبر , رهبران جمعيت موتلفه و نظاميان قاچاقچي از نوع ذوالقدر نه از سر قدرت , بلکه از سر ضعف و ناتواني ناچار به تهديد مردم و حتي غرب شده اند .  

     بنيادهاي نظام مبتني بر ولايت فقيه لرزان شده اند ؛ مسئولين و گردانندگان حکومتي تنها در جناحهاي مختلف نيست که با يکديگر دشمني مي کنند, دشمني ها و تسويه حساب ها به درون باندهاي مافيايي نيز رسيده است . جريان موسوم به مجمع دانشجويان حزب الله , که از گروههاي نزدیک به جناح راست است نیز, در اطلاعيه اي خواستار مبارزه با فساد اقتصادي مي شود و مستقيما « آقازاده »های سران باندهاي مافيايي را مورد سئوال قرار داده و خواهان حسابرسي از اموال و دارايي هاي رفسنجاني , ولايتي و واعظ طبسي و حکومت مستضعفين در چاهي افتاده که خود کنده است , شايد دسته هايي از اوباش و اراذل را با استخدام در باند لباس شخصي ها , سازماندهي در مساجد , تکايا و نقاط موسوم به « دخمه» بتوان براي مدتي با حقوق هاي بالا و باز گذاشتن دست در غارت اموال عمومي و تجاوز به جان و مال مردم , با ترور , عربده کشي خياباني , دستگيري , آزار و اذيت و حتي شکنجه دستگيرشدگان به حیات مافياي قدرت در ايران چند صباحي بيافزايند، اما براي ساليان دراز ناممکن است. حتی نزول فرماندهان سپاه هم در نقش گماشتگان جلوي منازل رهبران موتلفه برای همیشه ممکن نخواهد شد. در اين ميان عیان شد که ولي فقيه نه تنها در میان اقشار مختلف اجتماعي، بلکه در ميان مافياي حکومتي نیز از قداست  برخوردار نيست . حتي مسئولان بيت رهبري ( مجتبي همداني , از  قلمزنان نشريه شما ) براي فرمان رهبر ارزشي قائل نشدند و با مقاله نویسی در روزنامه رسالت در تایید حکم اعدام آغاجری عملا او را تنها گذاشتند .

ائتلاف رفسنجاني - موتلفه در صدد پيشبرد طرحي کودتايي و به عقب نشيني واداشتن جنبش آزادیخواهی مردم ايران است . خامنه اي تنها مي کوشد براي حفظ جايگاه خود , هماهنگي خویش را با اين مافياي قدرتمند حفظ کند . عدم هماهنگي با اين مافيا مي تواند عوارض سنگيني براي او در پي داشته باشد , جرياني که بدون هيچ نگراني احمد خميني را سربه نيست کرد , و حال سالها پس از اين قتل حتي خانواده خميني جرئت خونخواهي را نيز در خود نمي يابد , براي سکته کردن ولي فقيهي که از هيچ محبوبيت و اتوريته اجتماعي برخوردار نيست , با مشکل چنداني روبرو نخواهد بود .   

در این میان، استوارترین گام ها را جنبش مردم بر می دارد. اين جنبش شايد به ظاهر مسدود و در حال عقب نشینی جلوه کند اما تجربه نشان داده است که هر حرکت بعدی آن چند گام جلوتر از حرکت قبلی خواهد بود . تعيين زمان رويارويي با نهادهاي سرکوب نه بر عهده اين نهادها , بلکه به اراده جنبش دمکراتيک مردم ايران وابسته است .

                                                                          دوشنبه 4 آذر 1381 

  
 


 

ی