سخن روز

پيك

                         

 

نگاهی به سخنان هاشمی رفسنجانی و مصاحبه محمد جواد لاريجانی

دو تاکتيک تهديد به ترور و

آمادگی برای مذاکره با امريکا

 

استراتژي مذاکره با امريکا و جلب حمايت آن برای مقابله با اصلاحات و يورش به جنبش مردم، که در هفته های اخير به اجرا گذاشته شده، همچنان با دو تاکتيک آشکار پيش برده می شود. اين دو تاکتيک عبارتند از

1-                   تهديد امريکا به عمليات تروريستی در سطح جهان در صورت ادامه سياست آن کشور در برابر حاکميت کنونی جمهوري اسلامي،

2-                   نشان دادن همه نوع آمادگی براي مذاکره و سازش با امريکا و همسوئی با سياست استراتژيک آن در منطقه.

سخنان فرمانده بسيج که طی آن مسيحيت را منحط اعلام کرد، سرمقاله مبهوت کننده حسين شريعتمداری در روزنامه کيهان که تلويحا انفجارهاي اخير در افريقا را به گردن جمهوری اسلامی انداخت و خطبه های جنگ طلبانه و دو پهلوي هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه روز قدس همگی بخشی از تاکتيک اول ارزيابی شده است. همچنان که سخنان تسليم طلبانه محمد جوادلاريجاني معاون بين الملل و محيرالعقول و کم سابقه رئيس قوه قضائيه و آخرين سخنرانی هاشمي رفسنجانی در ستاد فرماندهي نيروی دريائی ارتش نشانه های تاکتيک دوم است.

دو تاکتيک تهديد به عمليات تروريستی و گشايش آغوش برای مذاکره و سازش همه سويه با امريکا، دو بال آن استراتژی است که در موسسه تحقيقات استراتژيک دانشگاه امام حسين وابسته به سپاه پاسداران اتخاذ شده است.

در اين استراتژی کوشش می شود هدايت کنندگان و رهبران جبهه ضد اصلاحات چهره ملايم و سازش پذير خود را به امريکا نشان دهند و در عين حال براي ايجاد تحريکات نظامي امريکا عليه ايران سخنانی را بر زبان آورند. با اين تحريکات کوشش می شود شرايط جنگی در کشور برقرار شود تا بتوان در فضای بسته ناشی از اين شرايط مذاکرات پنهان و فارغ از نظارت مجلس و مردم را با امريکا پيش ببرند. دستگيری و محدود ساختن فعاليت چپ مذهبی و نيروهای راديکال اصلاحات، همانند فلج سازی نيروهاي ملي- مذهبی بخش ديگری از اين استراتژی است.   

بموجب همين استراتژی است که هاشمی رفسنجاني، تنها 48 ساعت پس از سخنرانی تهديد آميز خود عليه امريکا و اسرائيل در نماز جمعه تهران، در ستاد فرماندهی نيروي دريائی ارتش گفت:

" بهترين راه برای آمريكا اين است كه از خوي استكباري دست بردارد و راه‌ سازش را در پيش بگيرد. در اين صورت مي‌تواند با ايران رابطه داشته باشد، اما ما اين علامت را نمي‌بينيم.

آمريكايي‌ها قصد دارند كه بر مهمترين منابع انرژي خليج فارس سيطره پيدا كنند، ‌در اين صورت حضور آنها در خليج فارس باعث بر هم خوردن امنيت منطقه مي‌شود. اگر ايران نخواهد، هيچ كس نمي‌تواند امنيت خليج فارس را تامين كند."

اينکه امريکائی ها که اکنون اروپا نيز از قدرت برتر نظامی و اقتصادی آن در سطح جهان بشدت نگرانند نياز به سازش با آن بخش از حاکميتی داشته باشند که 95 در صد مردم ايران خواهان کنار رفتن آنها از حاکميت هستند اگر عوامفريبی آگاهانه نباشد، حکايت از درايت سياسي ندارد. آنهم از دهان کسی که در انتخابات تهران بين نفرات 30 تا 40 سرگردان بود و ورود او به مجلس ممکن نشد! به همين دليل بايد منظور رفسنجانی پيشنهاد سازش از طرف خود وی و هم انديشان او باشد و معنای برقراري رابطه هم که در جمله بالا معناي مستقل خود را دارد و نيازی به ارائه تعريفی سياسي برای آن نيست.
در چارچوب تاکتيک دوم است که محمد جواد لاريجانی نيز چنان شتابزده به ميدان فراخوانده شده که به رعم خود برای انداختن چپ مذهبی و اصلاح طلبان از چشم امريکا زمان را فراموش کرده و در توجيه پيشنهاد خود برای مذاکره با امريکا زمان انتشار سلام را به دوران حيات آيت الله خمينی وصل کرده است!

جواد لاريجاني، در عين حال که سازش و مذاکره با امريکا را رسما و علنا در مصاحبه خود با خبرگزاری ايسنا بيان مي کند، بعنوان چاشنی دلنشين امريکا سلام و چپ مذهبی را که اکنون بعنوان نيروهای اصلاح طلب در جبهه دولت خاتمی قرار دارند مخالف مذکرات و رابطه با امريکا معرفی کرده است. اين درحالی است که عباس عبدي باتهام دست داشتن در نظرسنجي عمومی پيرامون روابط با امريکا بازداشت و زندانی شده است. 74 در صد مردم در اين نظر سنجی موافق روابط عادي ديپلماتيک با امريکا بوده اند.

محمد جواد لاريجاني، معاون امور بين‌الملل قوه قضاييه در گفت‌وگو با خبرنگار سياسی خبرگزاری دانشجويان ايران، گفت:" به نظر من درباره رابطه با غرب و آمريكا دچار افراط و تفريط‌هايي شده‌ايم. در زمان حيات امام راحل در مقاله‌اي در روزنامه اطلاعات نوشتم كه اگر چه آمريكا با ما دشمن است ولی به نظر من در شرايطی به نفع ماست كه تشنج موجود را كاهش دهيم و با آنان وارد مذاكره شويم. همان زمان برخی دوستان اعتراضات شديدي كردند و حتی در روزنامه سلام نوشتند “ كسی كه چنين حرفي مي‌زند، بدون شك سر در آخور سيا دارد.”

اين استراتژی تنظيم شده در مرکز تحقيقات سپاه پاسداران در دانشگاه امام حسين را جبهه ضد اصلاحات پيش می برد و همچنان حق هر نوع اظهار نظر در باره مناسبات با امريکا برای اصلاح طلبان ممنوع است و بخشنامه بگيرو ببند قوه قضائيه پيرامون ممنوعيت اظهار نظر در باره مناسبات با امريکا تنها جبهه اصلاحات را شامل می شود!

نه فقط اصلاح طلبان با بخشنامه تهديد آميز قوه قضائيه ناچار به سکوت شده اند، بلکه پيشنهاد دهندگان گفتگو با امريکا که رفسنجاني و لاريجانی دو نمونه آن هستند، همراه با رهبر و ديگر ائمه جمعه و جماعات دانشجويان معترض به حکم اعدام هاشم آغاجري را جيره خوار و تحت تاثير امريکا معرفی کرده و آنها تهديد به سرکوب توسط اوباشي سازمان يافته 10-15 هزار نفره اي کردند که نام بسيج برخود نهاده اند!

يورش به سه موسسه نظرسنجی و زندانی کردن گردانندگان اين سه موسسه نيز بخشی از انحصاری کردن اظهار نظر در باره مناسبات و مذاکرات با امريکا و پيشبرد استراتژي مورد بحث توسط جبهه ضد اصلاحات است!

  
 


 

ي