سخن روز

پيك

                         

سرنوشتی كه برای 

رهبر رقم زده‌ اند

 

با نزديک شدن خطر حمله نظامی امريکا به عراق، اخبار هشدار دهنده و در عين حال نگران کننده ای پيرامون مذاکرات محرمانه و زدوبندهای مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق با امريکا می رسد. همزمان با اين مذاکرات و زد و بندها، حجتيه و قوه قضائيه، در نقش دولت کودتا و فرمانداری نظامي آن، از طريق اين مذاکرات پل پيوند با امريکا برقرار کرده و خود را برای يورش بزرگ به جنبش و قبضه قدرت آماده می کنند.

در جبهه اصلاحات، با آگاهی از اين اخبار و اطلاعات تکاپوهای جديدی براي تشکيل يک جبهه وسيع براي دفاع از استقلال کشور و جلوگيری از افتادن سرنوشت ايران بدست روحانيون معاود عراقی و مخالفان فقهی آيت الله خمينی و انقلاب 57 آغاز شده است. اين تکاپوی جديد را بصورت يک طرح پيشنهادي منسجم در ادامه سخن روز و به نقل از آقای عليرضا علوی تبار مي خوانيد.

در جبهه مذاکره با امريکا و يورش به اصلاحات و جنبش نيز تکاپوها برای جلوگيری از شکل گيری هر نوع اتحاد و جنبش جديد تشديد شده است. بلافاصله پس از انتشار آخرين شماره نشريه "آفتاب" که طرح علوی تبار در آن منتشر شده است، روزنامه کيهان در يک مقاله تحريک آميز عليه علوي تبار او را همکاری امنيتي معرفی کرد تا مانع تماس با وي و شکل گيری جبهه فراگير مورد نظر او شود. اين همان شيوه ايست که پيشتر در باره عباس عبدی به اجرا گذاشته شده بود. در آن مرحله نيز ابتدا عباس عبدی بازجوی عباس امير انتظام معرفی شد تا روابط ملي مذهبی ها با وی تيره شود و عباس امير انتظام نيز بار ديگر در باره عبدی صحبت کند. عباس عبدی رسما نوشت که امير انتظام وی را با يکی از بازجوهای دهه اول انقلاب که اتفاقا نام مستعار او "عبدي" بوده اشتباه گرفته است. شريعتمداری و محفل امنيتی زير نظر وي، وقتی از اين تبليغات نتوانستند سود ببرند عبدی را بصورت مستقل مامور امنيتي معرفی کردند و سرانجام نيز چون اين تبليغات نيز سودی برای آنها در بر نداشت او را باتهام مضحک جاسوسی دستگير و زندانی کردند.

اکنون همين سناريو با عليرضا علوی تبار پيش گرفته شده است و اين احتمال که ماجرای عبدی در مورد وي نيز تکرار شود وجود دارد.

همزمان با کوشش تبليغاتی برای تخريب موقعيت و اعتبار عليرضا علوی تبار و طرحی که وي پيشنهاد کرده است، جبهه معامله باامريکا احکام سنگيني برای ملی مذهبی هايي که قبلا بازداشت، شکنجه و سپس آزاد شده اند صادر کرد.( شرح اين شکنجه و بازجويی را در نامه سرگشاده تعدادی از شکنجه شدگان ملي مذهبی می توان دنبال کرد که در شماره های گذشته پيک منتشر شده است)

کسانی که در خانه داماد آيت الله طالقانی "بسته نگار" به جرم تشکيل جلسه شورای مرکزی "اتحاد نيروهای ملی مذهبي" بازداشت شده بودند، اين بار و با آنکه مدتی از آزادی آنها مي گذرد محکوم به حبس ابد و حتي اعدام شده اند. همه اين خيزهايی که برداشته مي شود برای جلوگيری از اتحاد نيروهای طرفدار استقلال و آزادی در کشور و مانع تراشی بر سر راه تشکيل يک جبهه وسيع ملی و ميهنی برای دفاع از تماميت ارضی کشور در برابر توطئه گران و زدوبند چی ها با امریکاست.  آنها در عین حال، می کوشند هر نوع امکان جانشینی حاکمیت راست در جمهوری اسلامی را از بین ببرند و به یگانه قدرتی تبدیل شوند که هیچ چاره ای جز معامله با آنها نیست!

در اين ميان روز به روز نقش آيت الله شاهرودی در کانون مرکزی توطته ها برجسته تر می شود. روحانی کم اعتباري که به حکم رهبر کنونی جمهوري اسلامی از رياست مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق به شورای نگهبان قانون اساسی راه يافت و با حکم وی رياست قوه قضائيه را بر عهده گرفت. انتصابی که فرمان آن، در اصل از سوي آيت الله طبسی در خراسان صادر شده و حجت الاسلام عليزاده نيز با همين فرمان در کنار دست وی گمارده شد تا راه را براي سرکوب آخرين اميدهای نجات انقلاب 57 هموار کند.

آنها آمدند تا نه تنها از هر نوع تشکلی براي دفاع از آرمان های آن انقلاب جلوگيری کنند، بلکه وصيت نامه اسدالله لاجوردی براي راه انداختن قتل عام طيف چپ مذهبي، دگرانديشان ديني و ملی مذهبی ها را اجرا کنند. از دل اين جنايت، بايد بزرگترين خيانت ملي بيرون بيآيد و آن نيست مگر سازش با امريکا و پيوند زدن سرنوشت ايران به سرنوشت عراق و بويزه شيعيان جنوب اين کشور.

جمعی روحانی نيمه عراقی نيمه ايراني پرچمدار اين فاجعه شده اند. در هر کجای جهان آن حاکمیتی که نه به رای و نظر مردم باور دارد و نه برای آن احترام و ارزشی قائل است چاره ای جز فروش استقلال کشور و جلب حمايت خارجی برای ماندن بر سر قدرت نداشته است.  طيف موتلفه اسلامي، مدرسه حقاني، حجتيه و مشتی غارتگر هدايت کننده اين تشکيل ها و يا وابستگان به آنها همین مسیر را طی می کنند.

دراين ميان سرنوشت و مسيری که رهبر جمهوري اسلامی و رياست جمهوري دوران حيات آيت الله خمينی تاکنون طی کرده، شباهتی رقت انگيز با سرنوشت انورسادات در مصر پس از جمال عبدالناصر پیدا کرده است. چهره ای مطرود در میان مردم ايران و نسل انقلاب، که پشت به مردم چاووشی خوان جبهه ضد اصلاحات و بستن کامل دفتر انقلاب 57 شده است.

گام به گام در مرداب دوري از مردم  فرو می رود و در باتلاق مافيائی که يک انقلاب را بلعيده غوطه می خورد و این درحالی است که هنوز این همراهی مورد قبول آنها نیست و شتاب بیشتری را از او طلب می کنند.

جبهه ضد اصلاحات و طرفداران بستن دفتر انقلاب 57 معتقدند رهبر کنونی جمهوری اسلامي باندازه کافی قاطع نيست، دچار سستی جسمی و روحی است و در باره مناسبات با امريکا اظهار نظرهای نسنجيده و نا همآهنگ با جبهه ضد اصلاحات  کرده و می کند که مذاکره با امريکا را دشوار ساخته است. از سوی ديگر ارتباطات وی با برخی از فرماندهان سپاه براي رهبران جبهه ضد اصلاحات مطلوب نيست و به همين دليل بسيج جديد و واحدهای تازه نفس لباس شخصی را سازمان داده اند. شواهد و نشانه های بسیاری وجود دارد که جبهه ضد اصلاحات می کوشد در عین سازش با امریکا، يورش به جنبش و قتل و اعدام های جديد سياسي در دوران علی خامنه اي انجام شود تا برکناری او از نظر مردم خود يک تحول استنباط شود. اين طرح شامل حال هاشمی رفسنجانی نيز مي شود و به همین دلیل است که در روزهای اخیر اوراق پرونده های مالی وابستگان هاشمی رفسنجانی میان دانشجویان بسیجی دست به دست می شود!

برخی ناظران سياسی اعتقاد دارند که با اطلاع از همين اخبار و اطلاعات و حتی همسوئی با اين طرح هاست که اخير برخی چهره هاي محتاط سياسی سال هاي اخير که عمدتا در شش سال گذشته منتقد محمد خاتمي  بوده اند تا جبهه ضد اصلاحات و مافیای اقتصادی جمهوری اسلامی؛ يکباره و با راه اندازی سايت هاي اينترنتی و مصاحبه با راديوهای فارسی زبان تندترين حملات را به رهبر آغاز کرده اند.

 بعيد به نظر نمی رسد که سکوت رهبران جبهه ضد اصلاحات در برابر اين افراد و  تهاجمات و حتي شعارهايی که گفته می شود در جريان تظاهرات اخير دانشجويی از سوی عده اي از لباس شخصی ها بنام دانشجويان عليه رهبر داده شد، همگی بخشی از فشار به علي خامنه ای برای همسوئی کامل تر وی با طرح يورش قطعی به جنبش در زمان رهبری اوست.

آنها تعيين تکليف نهایی او را به بعد از اين يورش موکول کرده اند و برای چنان آينده ای از هم اکنون زمينه هاي مذهبی قائم مقامی آيت الله شاهرودی را فراهم می سازند!

  
 
                      بازگشت به صفحه اول


 

ي