ايران

پيك

                         
 

نظری به  تظاهرات ايرانيان مقيم لس آنجلس

دو جنبش مدنی را

به هم پيوند بزنيم!

 
 

هزاران ايرانی مقيم کاليفرنيا، در يک اجتماعی بزرگ نسبت به رفتار پليس، اداره مهاجرت و وزارت امنيت تازه تاسيس امريکا نسبت به ايرانيانی که هنوز اقامت آنها در امريکا رسميت نيافته اعتراض کردند.در اين اجتماع که رقم آن را تا 20 هزار تن گزارش کرده اند هيچ نوع پلاکارد و يا شعار سياسی  نه عليه جمهوری اسلامی و نه عليه امريکا از سوی ايرانيان اجتماع کننده حمل نشد و چند تنی از وابستگان حزب کمونيست کارگری نيز که معمولا در هر اجتماعی با شعارهای خودشان ظاهر می شوند، در اين اجتماعی اعتراضی نيز طرد  و منزوی شدند. اجتماعی مورد بحث هدف مشخصی داشت و بر اساس همين هدف و با اعلام خواستی که انگيزه آن بود نيز برگزار شد.

اين دسته از ايرانيان نه به قوانين دولتي، بلکه به رفتاری که در ادارات مذکور با ايرانيان می شود و به تاخيری که  تشکيلات حقوقی و قضايی امريکا برای رسيدگی به پرونده متقاضيان پناهندگی از خود نشان می دهد اعتراض دارند.

تاکنون صدها ايرانی در کاليفرنيا به اتهام و جرم حضور غير قانونی در امريکا بازداشت و زندانی شده اند. اين افراد تنها با سپردن وثيقه نقدی 5 هزار دلاری می توانند تا تشکيل دادگاه از زندان مرخص شوند. پيشتر پليس امريکا و اداره مهاجرت اين کشور به کليه مهاجرينی که فاقد کارت سبز اقامت در امريکا هستند اطلاع داده بود که تا دوشنبه گذشته خود را به پليس معرفی کنند. اين فرصت به پايان رسيده و تمديد نيز نشده است. از جمله خواست های ايرانيان معترض تمديد اين مهلت است.

اخبار و فيلم های مربوط به اين تظاهرات نه تنها در شبکه های تلويزيون های محلی در کاليفرنيا بلکه از سوی شبکه های بزرگ تلويزيونی نظير سی ان ان  و بی بی سی نيز پخش شد.

 

کشف توطئه!

 

يک راديوی محلی در لس آنجلس که برنامه های آن در تمام سال های گذشته غير سياسی و عمدتا تفريحی و موسيقی بوده است، پوشش گسترده ای به اخبار مربوط به اين تظاهرات و در روزهای پيش از آن نيز به ماجراي  معرفی ايرانيان به پليس امريکا داده و شنوندگانی به مراتب بيشتر از ديگر شبکه های راديويی محلی و موقعيتی برتر از ديگر راديوها پيدا کرده است.

پس از اين تظاهرات بحث های زيادی در ديگر شبکه های راديوهای ايرانی که در روزهای گذشته به اخبار مربوط به اين رويداد بی اعتنا بودند آغاز شده است که مانند هميشه با انواع اتهامات وابستگي  و نقش جمهوری اسلامی در سازماندهی اين تظاهرات همراه است. بخشی از اين کارزار تبليغاتي، بصورت طبيعی اما با روشی که عمدتا کيهان تهران  از آن بهره می گيرد، ناشی از رقابت های کاری و راديويی است. راديوئی که شنونده بيشتر دارد خواه ناخواه آگهی بيشتری دارد و درامد بيشتري؛ و راديو و راديوهای ديگری که غافل مانده و عقب افتاده اند اگر توان جبران عقب ماندگی را با خبر و گزارش های جلب کننده ديگر نداشته باشند به شيوه پرونده سازی و اتهام زنی متوسل می شوند.

مجريان و تهيه کنندگان اخبار و تفسيرهای راديوهای رقيب پيش از آنکه به علل يک چنين اجتماعی بزرگ و چند هزارنفره، در فرصتی کوتاه و با نظمی مدنی بيانديشند، اين نظم مدني، سرعت اجتماع ايرانيان و اجتماع وسيع آنان را يک توطئه از پيش تدارک ديده شده معرفی کردند!

اين درحالی است که هر مفسری که در جستجوی کشف و درک واقعيت باشد، تنها پس از اندکی انصاف و تامل در می يابد:

1- آنجا که منافع يک جمع بصورت مشترک مطرح باشد و اين منافع با حيات روزمره انسان درارتباط مستقيم، نه تنها ايرانيان، بلکه هر انسان ديگری از هر کشور ديگری در پی چاره جوئی جمعی بر می آيد و با صرف وقت و انرژی در يک حرکت جمعی شرکت می کند. چنانکه ممکن است برای شنيدن سخنان يک فعال سياسی اينگونه صرف وقت و انرژی نکنند که در اجتماعی اعتراض به موقعيت پناهندگی خود کردند، زيرا آن اجتماع سياسی با نان و آب و زندگی روزانه آنقدر تنگاتنگ ارتباط ندارد که اين يکی دارد!

2- وقتی اجتماعی در کشوری انجام می شود که بايد قوانين و شرايط حاکم بر آن را مراعات کرد تا بتوان چند گام به جلو رفت و حقوقی را که ضايع شده گرفت، نيازی به شعارهای تند و آتشينی نيست که معمولا  در تظاهرات سياسی جانشين منطق و درک شرايط واقعی می شود. تظاهرات ايرانيان در لس آنجلس نمونه بارز اين واقعيت بود، گرچه در مهاجرت و به دور از يورش لباس شخصی ها و يا پيگردهای امنيتي! اما با مراعات شرايط!

3- آنها که اين تظاهرات را مشکوک ارزيابی می کنند، همانهائی هستند که جنبش اصلاحی و مدنی مردم ايران را هم قبول ندارند و در تمام سالهای گذشته از طريق راديوهای خود مشوق شورش دانشجويان بوده اند. آنها نه در ارتباط با اوضاع ايران و نه حتی در ارتباط با جامعه ايرانيان مقيم امريکا که بخشی از آن بشمار می روند قادر به درک منطق حرکت های صنفي-اعتراضی نيستند و آسان ترين راه را در آتشين ترين شعارها يافته اند! و به همين دليل هر آنچه را خلاف ميل وانتظار آنهاست مشکوک و جمهوری اسلامی زده معرفی می کنند.

4- تظاهرات آرام و مدنی 15 تا 20 هزار ايرانی در لس آنجلس درعين حال نمونه ای بود از آنچه در داخل کشور در جريان است. شايد بخشی از همانها که در اين تظاهرات شرکت کردند در جريان انتخابات رياست جمهوری و انتخابات مجلس ششم جزو نيروهايی بودند که در خارج از کشور از سياست تحريم انتخابات در داخل کشور پيروی کردند و يا طرفدار به خيابان سرازير شدن دانشجويان بودند. تظاهرات اخير که شايد بتوان آن را نوعی تظاهرات صنفی قلمداد کرد؛ در عمل به همين تحريم کنندگان و طرفداران شورش خياباني  نيز نشان داد که برای گرفتن حق و برای بودن در کنار هم و يکصدا شدن و پر قدرت شدن از آن روشی بايد بهره گرفت که اکثريت خواهان آنست و با پيروی از خواست اين اکثريت است که می توان در جمع حضور داشت وجمع را تقويت وپرشمار کرد. اين حکم واقعيت و حکم شرايطی است که انسان در آن قرار دارد. اين همان روشی است که مردم در داخل کشور بدان متوسل شدند و همچنان بر آن پای می فشارند.

همان دلائل و انگيزه هايی که اکنون موجب شده که برخی مفسران راديويی لس آنجلس تظاهرات مدنی 20 هزار نفره ايرانيان را مشکوک اعلام کنند (زيرا شعار سياسی نداشت، خوب ارگانيزه شده بود، سريع بود، پرشمار بود، مسالمت آميز بود و...) در جريان انتخابات انجام شده در 6 سال گذشته در ايران نيز موجب شد تا همين مفسران و راديو ها بر طبل تحريم انتخابات و شورش خيابانی بکوبند.

مردم در داخل کشور به آن راهی رفتند که ممکن، مقدور و کارساز بود. يعنی همان کار و روشی که در تظاهرات اخير ايرانيان در لس آنجلس همگان شاهد آن بودند. آن مفسران و مشوقان تحريم و شورش در اين تظاهرات هم دچار همان اشتباهاتی شدند که در شناخت مردم و روش های مبارزاتی وانتخاباتي  آنها در داخل کشور دچار آن هستند.

برای گرفتن حق خود، متناسب با شرايط بايد گام برداشت و در صحنه حاضر شد و بجای تخريب همبستگی برای تقويت آن کوشيد. جامعه ايرانی مقيم امريکا، مهاجرين اقتصادی از کشورهای قاره امريکا و يا آسيای دور نيست. اين جامعه سياسي، تحصيل کرده و آگاه است و به همين دليل برای نشان دادن اعتراض خود نسبت به روشی که پليس در برابر ايرانيان به آن متوسل شده، بر خلاف حوادثی که همگان در 20 سال گذشته بارها در همان لس آنجلس بخاطر دارند، نه به سوپرمارکت ها حمله و آنها راغارت می کند، نه کيوسک ها را می شکند و نه اتومبيل ها را به آتش می کشد، گرچه شمار آن 20 هزار تن باشد. 

همين جامعه در جريان کنفرانس برلين نيز، در شماری 2 هزار نفره وقتی اوباشگری مشتی بی چهره را در سالن کنفرانس شاهد شد با اعتراض سالن کنفرانس را ترک کرد و روزهای بعد وقتی به سالن بازگشت که متانت سياسی و فرهنگی بر آن حاکم شده و اوباش سازمان يافته توسط سازمان اطلاعات و امنيت وقت جمهوری اسلامی و انگشت شمار دو آتشه های معروف به کمونيست کارگری طرد شده بودند. در داخل کشور نيز اکثريت مردم چنين اند.

بجای شعارهای تو خالی و فريادهای خسته کننده دعوت مردم داخل کشور به شورش، آن هم از درون خانه امن خود در خارج کشور، دو جنبش مدنی را از دو سوی مرزهای ايران به هم بايد پيوند داد تا بتوان جامعه مهاجرين ايران در اروپا و امريکا را به پشتوانه ای استوار برای تماميت دفاع از تماميت ارضی کشور و حمايت واقعی و موثر از جنبش اصلاحی در ايران تبديل کرد. اين اصلاحات چقدر می تواند عمق يابد؟

پيش از آنکه به قدرت نيروی مخالف اصلاحات و توطئه ها بيانديشيم، به ضرورت اتحاد خود و قدرت خويش برای تعميق اين اصلاحات بيانديشيم! 

  
 
                      بازگشت به صفحه اول


 

ي