اخبار

پيك

                         

مرور تاريخی محكوميت يوسفی اشكوری

آيت‌الله بهشتی

چند بار بايد

اعدام می‌شد؟

حكمي كه قوه قضائيه برای حجت‌الاسلام يوسفي اشكوری صادر كرد، مي‌‌تواند معانی مختلف سياسی داشته باشد:

-‌ ترساندن روحانيون معترض

-‌ تخريب تلاش‌های دولت خاتمی برای جلوگيری از سرعت فراهم آمدن اسناد نقض حقوق بشر در ايران و مقدمه دخالت‌های جدی قدرت‌های خارجی در امور داخلی ايران،

-‌ دندان نشان دادن به بقيه روحانيونی كه متمايل به ملي‌-مذهبي‌ها موضع مي‌گيرند،

-‌ ترساندن جبهه دوم خرداد برای دعوت از ملي‌-مذهبي‌ها برای شركت در اين كنگره،

-‌ ايجاد تزلزل در نزديكی بازهم بيشتر روحانيون به جبهه مشاركت ايران اسلامی و يا نشانه عزم گروهبندی حقانی و كه قوه قضائيه و سازمان امنيت موازی را تاسيس كرده برای ادامه برخورد با آيت‌الله منتظری و هواداران روحانی ايشان000

همه اين احتمالات و ارزيابي‌ها محتمل است و يا از جمله احتمالات است0 سابقه ماجرای نزديكي روحانيون به نهضت‌آزادی و يا ملي‌-مذهبي‌ها نيز به دوران نهضت ملی كردن نفت ايران بر مي‌گردد0 دورانی كه امثال آيت‌الله زنجانی و آيت‌الله طالقانی خود بنيانگذار انديشه‌های روشن بينانه ملي‌-مذهبي‌ شدند و بعدها امثال آيت‌الله مطهری به آنها پيوستند، كه ادامه دارد0 آنها با اعتقاد به اصول و ارزش‌های ديني، اما معتقد به ضرورت خانه‌تكانی در حوزه‌های ديني و به روز كردن شيعه در لباس روحانی ماندند و به راهی نرفتند كه امثال احمدكسروی و محمد تقي شريعتی رفتند0 اولی محقق، دانشمند، اسلام شناس و تاريخ شناسی شد كه تا درس خارج در لباس روحانيت مانده و در آستانه مرجعيت دينی بود، اما يكباره علم طغيان برافراشت و عبا و عمامه را از تن و سر برآورد و دومی از لباس روحانيت درآمد اما خانه‌اش را در مشهد كانون ترويج نوانديشی دينی كرد و به راه كسروی نرفت0

اين حوادث، كه بخش بسيار اندكی از تاريخ پرفراز و نشيب شيعه طی يكصدسال اخير در ايران است، با حكمی كه برای يوسفی اشكوری صادر كرده‌اند ادامه مي‌يابد و تعجب آور هم نيست، همچنان كه در ادامه راهی كه آيت‌الله زنجاني‌ها، آيت‌الله‌ برقعي‌ها، آيت‌الله مطهري‌ها رفتند و اكنون نوبت به امثال حجج اسلام كديور و يوسفی اشكوري رسيده‌است ترديد نيست0 نفس شاخه شاخه بودن شيعه كه اين تازه خود يكی از دو انشعاب بلشويك، منشويك در اسلام و عروج اكثريت (اهل سنت) و اقليت (اهل تشييع) است، حجت را نه بر حجج اسلام، بلكه بر هر ناظر غير روحانی و غير مولوی تمام مي‌كند!

سخن نه بر سر تاريخ اسلام، بلكه بر سر تاريخ انقلاب 57 و سرنوشتی است كه تا اينجا پيدا كرده‌است0 عبرت را هم نه با يادآوری حلق آويز شدن روحانيون مشروطه‌خواه و طرفدار آزادی به حكم روحانيون مشروعه طلب و طرفدار استبداد محمد‌عليشاهي در يك روی حادثه و حلق آويز شدن آيت‌الله شيخ‌فضل‌الله نوری مجتهد مشروعه خواه و سلطنت طلب بدست مشروطه‌خواهان انقلابی در روی ديگر بازي روزگار، كه از دل همين انقلاب بايد بيرون كشيد0 گذشته را نيز نه برای لحظه شماری تكرار آن و بر دار شدن شيخ مصباح يزدي‌ها، كه آيت‌الله مهدوی كنی بسيار نگران آنست، بلكه براي جلوگيری از آن بايد مرور كرد0 ستيز كهنه و نو، هميشه ستيزی فرسايشی و طولانی است، كه در ظرف زمان به زايش و تولد كامل نو ختم مي‌شود0 هر نوع ذبح سياسی و مذهبي، چه از اينسو و چه از آنسو، البته حادثه را افزون مي‌كند-چنانكه در جدال مشروعه و مشروطه كرد-، اما مانع حكم تاريخ نمي‌تواند بشود0 كهنه مي‌رود و نو مي‌آيد!

اين جدال، در دهسال اول جمهوری اسلامي، اين كشاكش در عرصه‌های گوناگون و بويژه در عرصه اقتصادي و با كوتاه سازی دست بازار سنتی ايران از حاكميت جريان داشت و در سال‌های پس از درگذشت آيت‌الله خمينی با يكه‌تازی ارتجاع مذهبی و حاكميت بازاري‌ها0 آنچه كه در ترازوی انصاف بايد برابر نهاد و قضاوت كرد، اين دو دهسال و دو دوره‌ است0

در مقايسه اين دو دوره است كه جايگاه ارتجاع مذهبی و سرمايه‌داری بزرگ تجاری ايران در حاكميت جمهوری اسلامی و عروج و افول انقلاب آشكار مي‌شود0 تسخير مجمع تشخيص مصلحت، فتح شورای نگهبان، قبضه مجلس خبرگان، مالكيت بر سيمای جمهوری اسلامی و حكومت از سكوی قوه قضائيه آن رقم 100 روزگاری است كه 90 هم در قامت حكم 7 سال محكوميت برای يوسفی اشكوري، در زندان نگهداشتن عبدالله نوري، حبس خانكی آيت‌الله منتظری و غارت كشور هم پيش اوست!

در آن دهه كه سال‌های نخست آن، سال‌های تثبيت دستآوردهای انقلاب بود، آيت‌الله بهشتی در كنار نورالدين كيانوری دبيركل حزب توده‌ايران بر صفحه تلويزيون جمهوری اسلامی ظاهر شده و بر سر مهم‌ترين رويدادهای سياسی با هم مناظره و گفتگو ‌كردند و در اين دهه يوسفی اشكوری در همان لباس بهشتی به جرم گفتگوئی كه گويا در خارج از كشور با چند فدائی كه معلوم نيست در كدام شاخه از درخت پرشاخه فدائی نشسته‌اند داشته و در حكم اشكوری به شبح آن اشاره مي‌شود محكوم به زندان! در آن سال‌های تثبيت، به جرم كم حجابی در خيابان متعرض كسی نمي‌شدند و در اين دهه اشكوری به جرم بيان اين واقعيت كه در هيچ كجای اسلام اشاره به چادر بعنوان حجاب و چه رسد به رنگ مشگی آن نشده و مردم برای حجاب انقلاب نكردند مرتد و محكوم به زندان!

از قضا، آن سخنرانی يوسفی اشكور كه در آن پيرامون انقلاب، انتخابات مجلس ششم و آينده آن و حجاب سخن گفته را ما در اختيار داريم0 خطابه‌ايست در دفاع از انقلاب و ستيز با ارتجاع مذهبی كه اگر در نماز جمعه تهران قرائت مي‌شد و يا هنوز هم در نماز جمعه تهران پخش شود، بر خلاف سخنان بی مستمع امام‌جمعه‌های در لقب موقت و در مقام ثابت تهران ميليون‌ها شنونده مي‌داشت و خواهد داشت0 اشكوری مرتد و محكوم به 7 سال زندان است، زيرا در بنيانگذاری "اتحاد نيروهای ملي-مذهبي" پيشگام شد و بنای آن را پی ريخت0 در آن دهه مشهورترين نيروهای ملي-مذهبي، حتی وقتی از دولت كناره گرفتند در مجلس شوراي اسلامی جای گرفتند و در اين دهه به سلول‌هاي انفرادی منتقل مي‌شوند!

عيبی دارد؟، اگر در مقايسه با دلائل محكوميت يوسفی اشكوري به جرم گفتگو با شبح فدائي، نه در تلويزيون جمهوری اسلامي، بلكه در حاشيه كنفرانس برلين پرسيده شود: اگر آيت‌الله بهشتي در انفجار حزب جمهوری اسلامی كشته نشده بود، حكمش امروز و در نيمه دوم جمهوری اسلامی چه بود؟ به جرم مناظره‌های تلويزيونی طولانی و حتی ديدار و بحث‌های حضوری و خصوصی در دفترش در حزب جمهوری اسلامی با نورالدين كيانوري، -كه قطعا از نظر اين آقايان افسد مفسدان و مرتدان بود-  چند بار بايد اعدام مي‌شد؟ همان يكبار خاموشي ابدی در انفجار حزب جمهوری اسلامی برايش كافي بود؟ آنها كه امروز حكم ارتداد و زندان براي يوسفی اشكوری صادر مي‌كنند، همان‌ها نيستند كه زمينه ساز و ای بسا طراح انفجار حزب جمهوري اسلامی بودند؟

 


 


ی