سخن روز

پيك

                           

 
در پايان مقاومتی كه در برابر اصلاحات ميشود
مردمسالاری آمريكايی
جانشين
مردمسالاری ايرانی

سياست جديد كاخ سفيد درارتباط با ايران، بدنبال انتشار بيانيه جورج بوش مبنی بر دفاع از مردمسالاری و نهادهای انتخابی مردم در برابر نهادهای انتصابی اعلام شد. آن بيانيه جورج بوش با واكنش جناح راست در جمهوری اسلامی روبرو شده و يك راهپيمائی در تاريخ 28 مرداد در ايران سازمان داده شد كه برخی برآوردهای اعلام نشده در ايران، رقم آن را بين 300 تا 350 هزار نفر ارزيابی كرده‌است. در پايان همين راهپيمائي، بيانيه تهديد آميز سپاه پاسداران عليه اصلاحات و اصلاح طلبان صادر شد كه با واكنش‌هاي تند اصلاح طلبان و مجلس شورای اسلامی روبرو شده و وزير دفاع برای ادای توضيح در اين خصوص به مجلس احضار شد. وزير دفاع در مجلس گفت كه سپاه مستقل است و او نمي‌تواند در باره اين بيانيه توضيح بدهد. اين در شرايطی است كه در حاشيه مجلس گفته مي‌شود بيانيه سپاه را حسين شريعتمداری به توصيه رهبر نوشته و تعدادی از فرماندهان سپاه طی تماس با رهبر موافقت او را برای انتشار اين متن گرفته بودند.

سياست جديد كاخ سفيد كه زلمای خليل زاده با توجه به تسلطی كه بر زبان فارسی دارد، اجزای آن را با دقت تشريح كرد، عملا چيزی نيست جز حمايت برنامه ريزی شده امريكا برای انجام يك همه‌پرسي در ايران و زير نظر مجامع بين‌المللی تحت نفوذ امريكا. اين استراتژی امريكا را در حال حاضر عواملی در حاكميت جمهوری اسلامی و بويژه در حساس‌ترين ارگان‌های تبليغاتي، قضائی و امنيتی وابسته به بيت‌رهبری آگاه و يا نا آگاه دنبال كرده و آن را تقويت مي‌كنند و اين نيست مگر مقاومت خشن‌تر در برابر اصلاحات، نقض آشكارتر حقوق بشر در ايران، نا اميد ساختن مردم از هر تحولی در حاكميت جمهوری اسلامی و اميدوار ساختن مردم به حمايت‌های مستقيم از خارج از كشور. يعنی همان نكته‌ای كه حتي صريحتر از جملات ديپلماتيك مرسوم در عُرف بين‌المللي از دهان مشاور رسمی كاخ سفيد واشنگتن "زلماي خليل زاد" در سخنرانی اخير وی در موسسه مطالعات خاورميانه بيان شد. به اين ترتيب دو تيغ قيچي، يكی در دست جناح راست و مخالف اصلاحات، با مقاومت در برابر مردم و تاكتيك تحديد آزادي‌ها، دستگيري‌ها، صدور احكام زندان و بستن مطبوعات و فلج سازی مجلس و دولت و ديگری در دست امريكا و با حمايت روز به روز آشكارتر و قاطع‌تر از خواست و اراده مردم برای اصلاحات، مردمسالاري، مخالفت با سركوب مردم و جلب افكار عمومی مردم و دولت‌هاي اروپائی جهت دخالت‌های مستقيم‌تر در امور داخلی ايران از يكديگر عبور كرده و آنچه در اين ميان قطع خواهد شد استقلال و تماميت ارضي كشور است.

اين ارزيابی آنچنان آشكار است، كه دادفر صاحب امتياز روزنامه آئينه نيز در مجلس شوراي اسلامی به صراحت آن در قالب اين جمله بيان داشت «وای به روزی كه مردم فكر كنند امريكا برايشان آزادی خواهد آورد.» همين مضمون را به شكل ديگري محسن آرمين، عضو شورای مركزی سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی و نماينده مجلس در نطقی كه در اواخر هفته گذشته در مجلس ايران كرد عنوان و نسبت به آن هشدار داد.

در برابر اين تحليل آشكار و روشن، كه بهترين و متقن ‌ترين سند آن سخنرانی اخير زلمای خليل زاد است، مخالفان اصلاحات برای گريز از تنگنای اصلاحات و فشار مردم برای دگرگوني‌هاي بنيادی در جمهوری اسلامي، راه چاره تحريك امريكا به حمله نظامی و يا تحريك به ادامه تبليغات برای حمله نظامی امريكا به ايران يافته‌اند تا به بهانه‌ آن فضای سياسی كشور را بيش از آنچه كه هست ببندند و موج جديدی از دستگيري‌ها را در ايران سازمان بدهند. كنترل شبانه تهران و تعطيل شهر از ساعت 12 شب به بعد كه اكنون توسط نيروی انتظامی اعلام شده و گشت‌هاي شبانه بسيج در خيابان‌های تهران و كنترل مردم در صورتيكه سه نفر بيشتر در حال عبور و حركت باشند، نشانه‌های رفتن به استقبال فضاي نظامی در كشور است. آنها بر اين تصورند كه اين حمله نظامی موقت خواهد بود، زيرا بلافاصله پس از اعلام فضای نظامی در كشور، دستگيری اصلاح طلبان و يورش به مردم، سازماندهندگان و هدايت كنندگان اين تاكتيك بدون بيم از افشاگري مطبوعات و فشار افكار عمومی وارد مذاكرات پنهان با امريكا شده و با دادن همه نوع امتياز به كاخ سفيد ( حتی همكاری در حمله نظامی به عراق و استقرار واحدهائی از نيروهای امريكائي در خطوط مرزی ايران و عراق از يكسو و ايران و افغانستان از سوی ديگر) حمايت امريكا را جلب خواهند كرد و بر سر قدرت خواهند ماند. اين، رويا و تاكتيكی نيست كه امريكا از آن بي‌اطلاع باشد. مشاوران و منابع اطلاعاتی كنونی امريكا كه بسيار وسيع‌تر و همه جانبه‌تر از گذشته مي‌دانند در دستگاه حكومتی جمهوری اسلامی از يكسو و در خانه و خيابان‌ها چه مي‌گذرد و نتايج نظرسنجی های اخير چه حكمی مي‌كند، ناظر آگاه اجرای اين رويای جبهه مخالف اصلاحات هستند تا در صورت تكامل اين تاكتيك و يورش به اصلاحات و اصلاح طلبان، از موضعی بسيار آمرانه‌تر از امروز با جمهوری اسلامی وارد گفتگوی آشكار شده و همان خواستی را مطرح كنند كه امروز خليل زاد مي‌گويد: مردمسالاری در ايران. و اين مردمسالاری زير نظر و تحت حمايت و نظارت امريكا نه مردمسالاری ايراني، بلكه مردمسالاری امريكائی است، گرچه بخش‌هائی از مخالفان امروز اصلاحات نيز بتوانند در آن حاكميت بيرون آمده از دل همه‌پرسی تحميلی و رفراندوم امريكائی بخش اندكی از قدرت خود را به اتكای تجربه 24 ساله حكومت و داشتن نقدينگي نجومی حفظ كنند!

بدين ترتيب است كه چه با يورش به اصلاحات و اصلاح طلبان، چه با اعلام فضای نظامی در كشور و خيز برداری برای سركوب جنبش رفُرم طلبی مردم ايران و چه با ادامه مقاومت گام به گام و فرسايشی 6 سال گذشته در برابر اصلاحات و خواست‌هاي مردم، در عمل آنچه به پيروزی و تحقق نزديك مي‌شود سياست و استراتژی جديد امريكاست كه زير لواي دفاع از خواست و اراده مردم ايران و دفاع از مردمسالاري، در برابر مقاومت جبهه مخالف اصلاحات در برابر آن پيگيری مي‌شود.

خروج از اين بحران تنها يك راه‌حل دارد و آن نيست مگر تجديد نظر اساسی در ساختار سياسی حاكميت و رفتن به سوی آن خانه‌تكانی اساسی كه اميد مردم به امكان اصلاحات در جمهوری اسلامی را تقويت كند. اين اميد، حتی اگر نهادهای انتصابي بتوانند و يا اصرار باشد كه بر سر جای خود بمانند و يا توازن قدرت در جمهوری اسلامي امكان انحلال همه آنها را ندهد، با تركيب  و وسعت كنونی هرگز جلب شدنی نيست. همچنان كه ادامه سلطه منصوبين كنونی در اين نهادها اميدی را برای اعتماد پايدار مردم نسبت به امكان دگرگوني‌های بنيادين در جمهوری اسلامي را، پيش از آنكه فروپاشی كامل آن متصور باشد و يا به واقعيت نزديك تر شود جلب نمي‌كند.

 

  


 

ی