سخن روز

پيك

                           

 
تراژدی حاصل از 
سيزده سال رهبری مطلقه

در آستانه پيروزی انقلاب 57 و در روزهای نخست پيروزی اين انقلاب، دو اقدام جنجال برانگيز بنام حجت‌الاسلام هادی غفاری و آيت‌الله صادق‌خلخالی ثبت است. در اقدامی زود هنگام و نمادين، بدستور اولی فاحشه‌خانه تهران در انتهای خيابان سي‌متری با خاك يكسان شد و در اقدام دوم، بدستور آيت‌الله خلخالی بارگاهي كه برای رضاخان در شاه‌عبدالعظيم ساخته و هر ميمهان خارجی را برای نثار گل بر قبر وي، بعنوان بنيانگذار ايران نوين به آنجا مي‌بردند، با بلدوزر صاف و با خاك يكسان شد.

كسي بخاطر ندارد كه مهندس بازرگان و دولت موقت اعتراضی آشكار نسبت به اقدام دوم كرده باشند و يا مطبوعات سخنی به اعتراض در اين باره نوشته باشند، مگر آنكه اين تخريب بر اساس موازين شرعی بايد صورت گيرد؛ اما در باره اقدام اول هم دولت موقت معترض جدی بود و هم مطبوعات. ويرانی سرپناه بر سر مشتی زن بي‌پناهی كه با تن فروشی امرار معاش مي‌كردند و يا در چنگال سوداگران فحشاء به اسارت در آمده بودند، نمي‌توانست مشكل فحشاء را حل كند، همچنان كه ويران سازي مقبره رضا‌خان نمي‌توانست خلق و خوي ديكتاتوري، استبداد و سلطنت را بخشكاند.

بسياري از زنان فاحشه‌خانه آن دوران تهران را به خانه بزرگ ثابت پاسال در انتهای خيابان جُردن آنروز منتقل كردند و در پشت ديوارهای طوسي‌ رنگ و سنگی آن، بدستور هادی غفاری كلاس‌هاي توبه و آموزش اسلامی را برپا كردند. از ميان آنها، تعدادی را برای برهم زدن متينگ‌ و سخنراني‌ها سازمان دادند و تعدادی نيز بقيه عمر خود را وقف خدمت در زندان‌ها و يا حضور در گشت‌های خيابانی كردند. گفتند مي‌خواهيم فحشاء را از ميان برداريم، غافل از علل اجتماعی آن پديده‌ای كه ابتدا از سطح به عمق رفت و اكنون با وسعتی كه تصور آن را نمي‌كردند يكبار ديگر به سطح بازگشته‌است.

24 سال پس از آن دو رويداد فراموش نشدني، تهران يكی از مراكز تجارت دختران نوجوان و صدور آن به كشورهای خليج‌فارس و شهرهای بزرگ آن-بويژه تهران- چنان به فحشاء و تن فروشی آلوده‌اند كه حضور زنان و دختران در حاشيه خيابان‌‌ها، به شناسنامه اين شهرها تبديل شده‌است. نسخه‌هائي كه هاشمی رفسنجانی برای ترويج ازدواج موقت در نماز جمعه‌های تهران مي‌پيچيد، سرانجام به انتشار طرح تاسيس نخستين فاحشه‌‌خانه رسمي در تهران انجاميده‌است. به موجب اين طرح قرار است چندين هتل و خانه امن (!) به بنگاه‌ها، دفاتر و موسسات صيغه موقت و تقسيم تن فروشان ميان مشتريان اختصاص يابد و درآمد ناشی از آن نيز تحت نظارت شرعی خرج شود. قربانيان فقر، فلاكت، شكست طرح‌های متعدد حجاب اجباري، مقابله با ورزش بانوان، جشن‌های شرم‌آور بلوغ در مدارس دخترانه كه روان پريشی را در اين مدارس بدنبال آورده‌است، كشاورزی ويران، گسترش ايدز، سفره‌های خالي، شوهران بيكار، زنانی كه شوهرانشان را در جنگ از دست دادند و... قرار است در اين موسسات ثبت‌نام شده و نهضت تن‌فروشي ترويج يابد! آنچه را "زال‌ممد" در انتهاب خيابان سی متری تهران پی افكنده بود و آيت‌الله خلخالی با تصور خام از بين بردن آن ويران كرد، اكنون دهها هتل و صدها خانه‌امن نيز پاسخگوي آن نيست!

سيامك پورزند و يورش فرهنگي

همزمان با انتشار گزارش مربوط به تاسيس نخستين فاحشه‌خانه بزرگ و متمركز در تهران، سيمای جمهوری اسلامي يك روزنامه‌نگار مطبوعات دوران شاه را به پشت ميز مصاحبه تلويزيونی كشانده‌است: سيامك پورزند. روزنامه‌نگاری كه در دوران پيش از انقلاب در حاشيه مطبوعات اينسو و آنسو مي‌رفت و سخنش بيش از توان و عملش بود!

24 سال پس از ويرانی مقبره رضاخان و در تلاش براي احيای سلطنت زير لوای ولايت، سيامك پورزند را به تلويزيون آورده‌اند تا بگويد در تمام اين سال‌ها سلطنت طلب‌ها اشاعه فرهنگ غربی مي‌كرده‌اند، روشنفكران و دگرانديشان ملی و مترقی كشور طرفدار سلطنت و فرهنگ غربي‌اند و رهبری آن هم برعهده وی بوده‌است! افتخاری كه هرگز در دفتر سلطنت دوران پهلوی پسر و پدر ثبت نيست و در هر دو دوره سيطره ظل‌الله بر سر ملت ايران، اهل فرهنگ، انديشه، دگرانديشی و مطبوعات در تنگنای معيشت و حرفه بوده‌اند. طرفداران احيای سلطنت، زير لوای ولايت مطلقه، پورزند را به تلويزيون آورده‌اند تا بگويد همه بحرانی كه اكنون سراپای جامعه‌ايران را فرا گرفته ناشی از يورش فرهنگی غرب است و اين يورش هم كار سلطنت‌طلب‌هائی است كه قدرتمندانه 24 سال در جمهوری اسلامی عرصه علم و فرهنگ و هنر جولانگاهشان بوده‌است!

اين بحران ناشی از چپاول مردم توسط بازاري‌ها و تجار محترم نيست، بحران ناشی از سلطه آقايان و آقازادگان بر اركان حكومت نيست، بحران ناشي از تشكيل شورای شيوخ و كارگزاران آنها در مجمع تشخيص مصلحت نظام و تقليد از سيستم حكومتي عربستان سعودی نيست، بحران ناشی از سلطه مافيای حجتيه بر حاكميت نيست... بحران ناشی از يورش فرهنگی غرب است. و لابد همين يورش فرهنگي باعث نابودی توليد و صنعت در كشور شده و اعتصابات كارگری را بوجود آورده و ايران را به بزرگترين وارد كننده گندم در جهان تبديل كرده‌‌است. بيست و چهار سال پس از سرنگونی نظام شاهنشاهي، آيت‌الله جنتی مفتخر به كشف شبكه برانداز فرهنگی به رهبری سيامك پورزند، يك خطبه از نماز جمعه را به تشريح اين فتح اختصاص داده‌است و بدنبال وي، رهبر جمهوری اسلامی نيز براي خنثی سازی فشار سنگينی كه از حوزه‌های مذهبي، از درون سپاه پاسداران، از ميان اقشار مختلف مردم، از مجلس، از طرف نمايندگان ادوار گذشته مجلس، از سوی دانشجويان، كارگران، روحانيون، كارگزاران دهساله اول جمهوری اسلامی و... به وي وارد مي‌آيد تا بلكه نگاهی به كارنامه 13 ساله خود بياندازد سخنان آيت‌الله جنتی را تكرار مي‌كند. شش سال تمام تلاش كردند تا بلكه بتوانند او را از موتلفه اسلامي، مدرسه‌حقاني‌چي‌ها و حجتيه و مافيای اقتصادي-حكومتی جدا كنند و جلوی ادامه فاجعه 13 ساله گذشته را بگيرند، و حالا او، پشت به اينهمه افشاگری و آگاهی عمومي مردم، با تكرار سناريوی سعيد‌امامي -كه خود وی او را عامل صهيونيسم بين‌المللي اعلام كرده بود- طی سخنانی با افتخار اعلام مي‌كند كه كاشف اصلی يورش فرهنگی او بوده‌است و محصول اين كشف بزرگ امنيتی را هم همگان مي‌توانند در سيمای سيامك پورزند و ادعاهاي خنده‌داری كه مي‌كند ببينند!

مردم حساب و كتاب رهبری 13 ساله را از وی مي‌خواهند، ايشان مردم را به نمايش مضحك تلويزيونی سيامك پورزند حواله مي‌دهد، كه سناريوی آن از درون موسسه كيهان، به سرپرستی حسين شريعتمداري بيرون آمده‌است!

24 سال پس از آن دو بلدوزری كه هادی غفاری و صادق خلخالی در تهران به حركت در آوردند، فاحشه خانه بزرگ تهران تاسيس مي‌شود و سيامك پورزند به تلويزيون آورده مي‌شود تا بگويد طرفداران بازگشت سلطنت پهلوي، در رقابت با آقايان، بر فرهنگ و هنر و روشنفكری كشور سلطه دارند. اگر نام اين دو پديده فاجعه نيست، بفرمايند چيست؟

هستند روزنامه‌نگاران و اهل قلم حاضر در صحنه‌اي كه بخاطر دارند، در سال 57، اندك زمانی پس از كشتار مردم در ميدان ژاله، زلزله طبس را ويران كرد. شاه كه از تكرار تظاهرات انقلابی جان به لب شده بود، از اين فاجعه استقبال كرد و براي گمراه ساختن افكار عمومي، همراه با دوربين‌هاي تلويزيونی عازم طبس شد تا بلكه نمايش تلويزيونی صحنه‌های دلجوئی وی از زلزله‌زدگان مردم را برای مدتی از تظاهرات انقلابی منصرف كند و فرصتی برای تجديد قوا و تجديد آرايش سياسي-نظامی فراهم شود. وقتی شاه به طرف زلزله زدگان طبس رفت، پيرمردی از ميان جمعيت به طرف شاه آمده و با صدای بلند خطاب به شاه كه لباس نظامی به تن داشت گفت: «آقاي شاه! چرا مردم را كشتي؟»

شاه با نگاه عاقل اندر سفيه گفت:«ما نكشتيم، زلزله كشت!»

پيرمرد شاه را از خواب بيدار كرد و گفت:« اينجا را نمي‌گويم، ميدان ژاله را مي‌گويم!»

مردم گزارش كارنامه 13 ساله رهبری را مي‌خواهند، مضحكه تلويزيونی سيامك پورزند كه پاسخ نيست!

 

  


 

ی