سخن روز

پيك

                           

 

تفنگ دو لول شكاری

در پی

پرنده سفيد آزادی

انگشتان چه كسانی از ركوع بر ماشه تفنگ شكاری خسته شده و می‌خواهد به سجود برود؟

وزير دفاع "علي‌شمخاني" در مجلس شورای اسلامي حاضر شد تا به سئوال نمايندگان در باره بيانيه جناحی سپاه پاسداران پاسخ بدهد. "جناحي" نامی است كه مطبوعات طرفدار اصلاحات براي گريز از پيامدهای بردن نام واقعی بيانيه سپاه كه همان "بيانيه تهديد نظامي اصلاح طلبان" است اختراع كردند.

وزير دفاع در مجلس گفت كه پاسخگوی پرسش نمايندگان مجلس در باره اين بيانيه نيست، زيرا سپاه مستقل است. "استقلال" نيز نامی است كه وزير دفاع برای گريز از گفتن "سپاه زير نظر رهبر است" پيدا و آن را در مجلس طرح كرده‌است.

اگر اين دو گريز و طفره را كنار بگذاريم، معناي صريح بيانيه تهديد آميز سپاه، كه گفته مي‌شود چند تن از فرماندهان سپاه آن را نوشته‌اند اينست كه« رهبر و فرمانده كل قوا با صدور يك بيانيه سياسي-نظامی اصلاح طلبان را تهديد نظامی كرده‌است». "استقلال" سپاه معنائی جز اين ندارد كه يا فرمانده كل قوا كه رهبر باشد تحت نفوذ تعدادی از فرماندهان سپاه عمل مي‌كند و دست اين فرماندهان برای عمل بر فراز دولت و قانون باز است و يا برعكس، اين رهبر و فرمانده كل قواست كه با توپ و تانك و تشكيلات امنيتی سپاه ولايت مي‌كند. هر دو فرض، به يك نقطه ختم مي‌شوند و آن نيست مگر سخن گفتن با مردم به زبان سرنيزه سپاه، باتوم نيروی انتظامی و گفتگو در اتاق‌هاي شكنجه. هر نوع رضاخاني، چه با عبای روحانی و چه با شنل نظامی از درون همين نوع سخن گفتن و ولايت راندن بيرون مي‌آيد.

محمد‌خاتمي در آخرين سخنرانی خود در برابر اعضای انجمن اسلامی مدرسين دانشگاه‌ها گفته‌است: «مشكل حكومت نهادهای انتخابی و انتصابی نيست، كه هر دو مستقيم و غير مستقيم متكی به رای مردم  هستند، بلكه مشكل پاسخگو نبودن برخي نهادهاست.»

رئيس جمهور منتخب مردم نيز از بيان صريح آنچه در اين جمله پنهان است طفره رفته تا هزينه‌ حقيقت‌گوئی را به تاخير اندازد، والا او هم همان را مي‌خواهد بگويد كه وزير دفاع براي بستن دهان نمايندگان مجلس به آن اشاره كرد و از مجلس بيرون آمد. مطبوعات نيز برای فرار از همان هزينه‌ای زبان اشاره و اصطلاحات اختصاصی را اختراع كرده‌اند كه رئيس جمهور و وزير دفاع از آن گريخته‌اند. زبان طنزی كه در طرح و عكس و يادداشت‌های كوتاه روزانه مطبوعات به كار گرفته شده و با رشد سينماي ايران مي‌خواهد برابری كند نيز حاصل گريز از همين هزينه‌است.

پول و تفنگ، دو لوله آن تفنگ شكاری است كه در آسمان غبارآلوده ايران، پرنده سفيد آزادی را دنبال مي‌كند! از شكاف نشانه اين تفنگ سرگردان چه كسانی با يك چشم بسته بر واقعيات جاری در كوچه و خيابان و يك چشم باز بر قدرت و ثروت در پي شكارند، تا به انگشتانی فرمان سجود بدهند كه از ركوع خسته شده‌اند؟

 

  


 

ی