سخن روز

پيك

                           

 
چه كسی بايد
حاكميت را ترك كند؟

 

بحث پيرامون خروج از حاكميت، كه از سوي پاره‌ای طرفداران اصلاحات مطرح شده و مدتي پيرامون آن مقالات و نظرات در مطبوعات نوشته و منتشر مي‌شد، اكنون به نتايج منطقی خود نزديك مي‌شود. آن نتايج از دل اين پرسش بيرون مي‌آيد: چه كسی از حاكميت بايد خارج شود؟

با آنكه پاسخ اين پرسش، حداقل از 6 سال پيش روشن و آشكار است، اما اين پاسخ هرگز باندازه امروز شفاف نبوده‌است. يعنی خروج آن گروه از حاكميت كه مردم نه آنها را وكيل خود مي‌دانند، نه مرجع تقليد خود، نه ماليات و خمس و زكات به آنها مي‌دهند و  نه رهبری و حاكميت را در دست آنها مي‌خواهند.

فرض محال آنست كه اين گروه از نتايج تمامی نظرسنجي‌هائی كه هم خود و هم مخالفان آن در سراسر كشور مشغول آنند بی خبر است و نتايج انتخابات سال‌های گذشته و بی پايگاهي خود در ميان مردم را نيز باور ندارد و يا اگر هم قبول دارد، نه تنها آن را به روی خود نمي‌آورد، بلكه با تبليغاتی گوبلزی كليدي‌ترين مراجع قدرت را بی خبر از واقعيت نگه ميدارد.( نگاه كنيد به نامه دفتر سياسی جامعه مدرسين حوزه علميه قم و نظری كه در باره حمايت مردم اصفهان و نجف آباد از رهبر و از بی پايگاهی آيت‌الله منتظری منتشر كرده‌است و يا نامه رهبر به آيت‌الله طاهری كه گوئی فردی در ملكُوت و بی خبر از جامعه‌ای كه ادعای رهبری آن را دارد نامه نوشته است)

حتی اگر همه اين فرضيات پذيرفته شود، آنوقت بايد پرسيد كه اگر زير پای آقايان تا حد ادعای بخشی از روحانيون قم و محتوای پاسخ رهبر به آيت‌الله طاهری محكم و خدشه ناپذير است، چه نيازی به تهيه ليست 360 نفره برای دستگيري است؟ ليستی كه گفته مي‌شود رقم آن به 900 رسيده‌است. جز اين است كه شتابزده و برای دفاع از خود و باقی ماندن در حاكميت نقشه حذف از حاكميت ديگران را در سر دارند؟ يعني، آنكه بايد برود و سرانجام نيز به حكم مردم خواهد رفت، نه تنها به زور تفنگ و چماق و زندان و شكنجه و جنايت و زدوبند با امريكا در اين سال‌ها از منبر قدرت پائين نيآمده، بلكه با همين ابزار پنجه به صورت رقيبی مي‌زند كه دوپله از يكصد پله منبر حكومتی بالا آمده است.

اين معادله ساده و روشن‌تر از روز، يك پرسش و پاسخ ديگر هم دارد: آنان كه تصور مي‌كردند با تهديد خروج از حاكميت و يا حتی اقدام به خروج از حاكميت فشاری منطقی را به مخالفان اصلاحات و جنبش مردم وارد مي‌آورند، امروز بايد به خود و مخاطبين بحث "خروج از حاكميت" پاسخ بدهند كه وقتی مخالفان مردم و اصلاحات و جنبش ليست برای حذف از حاكميت و نقشه حذف از صحنه روزگار در دست دارند، آنكه دارندگان و تهيه كنندگان اين ليست را تهديد به خروج خود از حاكميت مي‌كند، هزينه بسيار سنگين "حذف" را بجای رقيب، خود پرداخت نمي‌كند؟ و به حاكميت كودتائي، مشروعيت حكومتی نمي‌بخشند؟

آنان كه بايد بروند و مردم حكم به رفتن آنها داده‌اند، آنهائی نيستند كه با رای مردم در مجلس نشسته‌اند و يا به رياست جمهوري رسيده‌اند، بلكه آنهائی هستند كه ليست حذف منتخبين مردم از حاكميت، حذف مراجع دينی مورد قبول مردم و سياستمداران و مبارزان راه آزادي و استقلال مردم را در سر دارند و تشنه به خون هرآن كسي‌اند كه زبان به عدالت بگشايد و يا قلم در اين راه بزند.

آنها بايد بروند، شما چرا برويد و صحنه را ترك كنيد؟ مگر آنكه از هزينه ماندن بيمناك باشيد، كه دراين صورت سری به آرامگاه انقلاب در خاوران تهران بزنيد تا ببينيد برای رسيدن به لحظه رسوائی و افشاي آنها كه امروز ليست در دست در بيت رهبری بالا و پائين مي‌روند و كودتای خونين را توصيه مي‌كنند چه هزينه سنگينی پرداخت شده‌است.

بحث خروج از حاكميت، به نقطه اوج خود نزديك شده‌ و به نتيجه منطقی خود نيز خواهد رسيد، اگر اين يقين حاصل شود، كه آنكه بايد برود اما نمي‌خواهد صحنه را ترك كند، نه با منطق و استدلال، نه با شعار و نصيحت و نه با دعوت به وفاق و همدلي،  و نه با تهديد به "خروج از حاكميت" بلكه با زور از صحنه خارج خواهد شد. اين حكم تاريخ و سرانجام هر مبارزه اجتماعی و طبقاتی است.

 


 


ی