ايران

پيك

                           

 

      محمد علی خيرخواه - برای پيك نت

بيست و هشتم مرداد
تاريخ نيست، حادثه روز است

 

سالگرد 28 مرداد امسال مانند سالهای گذشته نبود. تلاش برای يك حركت كودتائی ديگر عليه جنبش اصلاحات، اين‌بار با سالگرد 28 مرداد همراه شد. تلاشی كه به دلايل مشخص، همچون گذشته بي سرانجام ماند.

 زنده ياد احسان طبری مي‌گفت آن كس كه در كوه راه پيمايی مي‌كند هرقدر كه از دامنه و ابتداي راه دورتر و به قله نزديك ميشود مي‌تواند با ديدی گسترده تر و در چشم اندازی وسيعتر بر راهی كه طی كرده و پيچ و خم‌های آن نظر بيفكند، به همان شكل نيز هرقدر زمان از حوادث تاريخی مي‌گذرد امكان بررسی و درك و مطالعه عميقتر و عينی تر آن فراهم ميشود.

اين اصل، ظاهرا در مورد حكام كشور ما و تجربه 28 مرداد صدق نمي‌كند. چند دهه پيش زنده ياد فرج الله ميزانی - جوانشير- پس از سالها مطالعه، تحقيق، گفتگو و مصاحبه و جمع آوری اسناد سرانجام در مقدمه كتاب "تجربه 28 مرداد" نوشت : "28 مرداد تاريخ نيست، مشغله روز است". اكنون كيست كه با تاريخ ايران كمی آشنا باشد و احساس نكند بررسي تاريخی 28 مرداد پس از گذشت نزديك به يك ربع قرن گامی نيز پيش نرفته است. 28 مرداد امروز حتی بيش از ديروز نه تاريخ كه "مشغله روز" است.

در اثبات اين ادعا سندی گوياتر از مجموعه مصاحبه‌هايی كه خبرگزاری دانشجويان ايران- ايسنا امسال بمناسبت 28 مرداد با جمعی از كسانی كه خود را صاحبنظر مي‌دانند انجام داده وجود ندارد. حتي اگر از انبوه سخنان غيرمسئولانه و سرسري صرفنظر كنيم، در اين جمع حتی دو نفر يافت نشدند كه نه فقط در تفسير حوادث، بلكه در خود حوادث و فاكتها نيز با هم اتفاق نظر داشته باشند. و جالب و بيش از آن تاسف آور آنكه آفرينندگان و سازندگان تاريخ سالهای ملی شدن نفت، همانان كه بار فشار و سركوب و زندان و اعدام بعدی اين فاجعه را برشانه‌های خود و حتی در خلوت خانه‌های تحمل كردند، يعنی انبوه اعضای حزب توده ايران و حتی جبهه ملی ايران از اظهار نظر محرومند. آيا درست به همين دليل نيست كه 28 مرداد پس از پنجاه سال همچنان مشغله روز باقی مانده است؟

رژيم شاه خواست تاريخ جنبش ملی شدن نفت و كودتای 28 مرداد را برضد سازندگان اين جنبش و بسود برپاكنندگان كودتا بنويسد. بعد از انقلاب، هواداران ايت الله كاشاني- كه نقش آنان در بازگشت سلطنت كتمان ناپذير است - به تاريخ نويسان پرمدعا و جديد حوادث تبديل شدند. نتيجه اين فاجعه‌اي شد كه اكنون دانش تاريخ و عمل تجربه اندوزي ملی در كشور ما با آن روبروست. نتيجه آن شد كه خبرنگار نوجوان و بي‌خبری كه از سوی خبرگزاري ايسنا برای مصاحبه اعزام شده از مخاطبان خود، كه اتفاقا برخی  از آنان هم‌انديشان آيت‌الله كاشانی هستند و امروز همين طيف (موتلفه‌چي‌ها- فدائيان اسلام) در ايران در مظان اتهام انواع عمليات كودتائي‌اند، با سادگی و صداقت ميپرسد : "چرا حزب توده طرفدار كودتا بود؟ "  اين فاجعه نيست؟

آنگاه كه استبداد و ارتجاع رابطه يك خلق با گذشته و تاريخ خود را قطع مي‌كند، درس گيری از تاريخ به مضحكه‌ای تبديل مي‌شود كه مصاحبه‌هاي خبرگزاری ايسنا دربرابر چشمان خواننده مي‌گذارد. هنوز پس از گذشت پنجاه سال، چند اثر انگشت شمار جدی كه در مورد حوادث ملی شدن نفت نوشته شده است از جمله كتاب‌های تجربه 28 مرداد، افسانه طلاها، حماسه 23 تير نوشته ف. م. جوانشير يا كتاب خاطره گونه "حزب توده ايران و دكتر محمد مصدق" اثر دكتر نورالدين كيانوری يا آثار رسول مهربان اجازه انتشار ندارند. كسی با كادرهای باقيمانده حزب توده ايران و حتی جبهه ملی ايران، يعنی قربانيان اصلی كودتا در مورد حوادث سالهای ملی شدن نفت مصاحبه نمي‌كند. تلاش در اين نيست كه از فاجعه 28 مرداد درسي برای امروز و فردای ميهن ما و برای پيشگيری از تكرار 28 مرداد آموخته شود. برعكس همانگونه كه زنده ياد جوانشير در آستانه و ابتدای پيروزي انقلاب بهمن 57 نوشت : "جنجال بر سر 28 مرداد برای تكرار 28 مرداد، جزيی از جنگ روانی امروز است". بايد مصاحبه‌های خبرگزاری ايسنا را مطالعه كرد تا درك كرد تا چه اندازه ارزيابی و پيش بينی او، امروز بيش از هر زمان ديگري واقعي‌تر و دارای فعليت بيشتري‌است. بي‌دليل نيست كه امسال در حساس‌ترين لحظات تاريخ انقلاب ايران، حادثه 28 مرداد بيش از هر سال ديگری پس از انقلاب توجه را بخود جلب كرده است. جنگ روانی برای تكرار كودتای 28 مرداد از دو سو به اوج خود رسيده است. نخست از سوی مخالفان اصلاحات در داخل كه كودتا عليه اصلاحات را برای كودتای بزرگ‌تر عليه انقلاب 57 تدارك مي‌بينند و ديگری از جانب سلطنت طلبان در خارج كه به اميد 28 مردادی ديگر و بازگشت مجدد سلطنت با مداخله مجدد ايالات متحده آمريكا لحظه شماري مي‌كنند.

بررسي گذشته و تاريخ هيچگاه از مسايل مشخص و نيازهاي روز انسانها و طبقات، اميدها، مبارزه‌ها و چشم اندازهای آنان جدا نبوده است. از اين نظر در هنگامه نبرد سهمگينی كه برای تكرار 28 مرداد و جلوگيری از آن در كشور ما جريان دارد، يادآوری تاريخی 28 مرداد عجيب نيست. آنهائی كه امروز ميكوشند تا 28 مرداد را تكرار كنند، چه در صف هواداران سلطنت در خارج و چه از جانب مخالفان اصلاحات در داخل، تلاش مي‌كنند حوادث ديروز را بسود كودتاچيان و برضد قربانيان 28 مرداد تفسير كنند، تا از بار سنگين جنايت عليه مردم و خيانت عليه استقلال كشور‌ بكاهند.

عجيب آنكه در ميان مصاحبه كنندگان و اظهار نظر كنندگان امسال سالگرد 28 مرداد كساني، بقول زنده ياد شاملو "گيج و منگ" همچنان اسير توهمات و كينه‌توزي‌های كهنه خود به قربانيان كودتای 28 مرداد مي‌تازند. هستند در ميان آنان كسانی كه خود در صف قربانيان كودتاي امروز جای دارند. تفاوت نمي‌كند، كه امكان وقوع حادثه در چه ماه و سالی فراهم شود، زيرا بهرحال اين عده نيز قربانی خواهند شد و با حملات امروز خود، توجيه قربانی شدن‌ خويش را برای دشمن فراهم مي‌سازند. دشمن با همان ابزاری پس از كودتا به جنگ تبليغاتی عليه اين قربانيان برخواهد خواست كه دربار كودتائی 25 سال تمام عليه قربانيان توده‌ای و ملی و ميهن دوست از اين ابزار استفاده كرد.

اميدوارم همتی كنند و يا فرصتی برای من فراهم شود تا مجموعه اين مصاحبه‌ها را در مقايسه با واقعيات تاريخی و ضد و نقيض‌هائی كه در همين مصاحبه‌ها وجوددارد بررسی كرده و بدست انتشار بسپارم.

 


 


ی