ايران

پيك

                           

 

در جلسات غيرعلني دو گروه بحث و تحقيق چه مي‌گذرد:

 

هشدار برخي روحانيون به سران حكومت

 

مقابله با مردم

ادامه اشتباه ادامه جنگ است!

 

درجلسه اخير مجلس خبرگان، بخشي از اين بحث‌ها، از جمله توصيه آيت‌الله فاضل لنكراني مبني بر ضرورت عقب نشيني روحانيون از حكومت، طرح شده‌است0

 

 

در روزهاي اخير، پيامي حاوي برخي اطلاعات به «پيك‌نت» رسيده‌است. بخش‌هائي از اين پيام را، فارغ از هر نوع اظهار نظري منتشر مي‌كنيم تا به امر اطلاع رساني سالم و در جهت مردمسالاري و تقويت جنبش عمومي مردم ايران ياري رسانده باشيم.

 

تغييراتي در حد يك انقلاب

اوضاع ايران، در 6 ماه اول سال به اندازه يك انقلاب تغيير كرده‌است. گسترش نارضائي درميان اقشار مياني مردم با سرعتي باورنكردني به گسترش اميد به دخالت از خارج انجاميده‌است. هر مقابله‌اي كه با مردم مي‌شود، به اين اميد وسعت مي‌بخشد. دو گروه در حاكميت، كه حتي افرادي از جناح راست هم در ميان آنها هستند از دو ماه پيش بحث‌هاي بسيار جدي را پيرامون سرانجام وضعي كه در حاكميت و در جامعه وجود دارد شروع كرده‌اند. اين دو گروه به آمار، نتايج نظرسنجي‌ها و اخباري از پشت صحنه دسترسي دارند. محور اين بحث‌ها بر اين مبنا قرار دارد كه اصلاحات كوشيد فضاي خاكستري بين سياه حكومت و سفيد ملت را گسترش دهد و جامعه‌اي مدني را در چارچوب قانون اساسي برقرار سازد، اما مخالفان اصلاحات با تبديل قوه قضائيه به يك دستگاه كامل حكومتي و بهره‌گيري از بندهاي مختلف قانون اساسي و بويژه بند 4 آن در برابر گسترش فضاي خاكستري ايستاد و در نتيجه عبور از قانون اساسي را عملا در دستور كار اصلاحات قرار داد. اين عبور چنان آشكار است كه محمد‌خاتمي نيز با اعلام بردن لايحه تدقيق اختيارات رياست جمهوري و با اعلام تلويحي اينكه به سمت رفُراندوم خواهد رفت آن را پذيرفته‌است و هر نوع رفراندومي در آينده پاسخ به همين خواست عمومي و رو به گسترش است. با آنكه از ميان دو گروه ياد شده كسي حاضر نيست آشكارا اعلام كند، اما در اين بحث‌ها گفته مي‌شود كه براي حفظ نظام هيچ راه ديگري جز عبور از برخي جنبه‌هاي ديني قانون اساسي و ارگان‌هاي ديني-حكومتي نيست!

اصلاح طلبان در شش سال گذشته قانون اساسي را محور اصلاحات قرار دادند اما مخالفان اصلاحات با استفاده از همين قانون اساسي و تكيه بر اصول مذهبي مندرج در اين قانون و بويژه بند چهارم قانون اساسي توانستند به مخالفت‌هاي خود با اصلاحات جنبه قانوني بدهند.

در همين نشست‌ها به دو محور ديگر بعنوان مشكلات شش سال گذشته بر سر راه اصلاحات و سوء استفاده مخالفان اصلاحات پرداخته شده‌است: 1- نبود تئوري براي اصلاحات، 2- روش قانوني و ملايم محمد‌خاتمي، كه مخالفان اصلاحات از آن سوء استفاده كردند.

يكي ديگر از جنبه‌هاي بحث و مذاكرات مورد اشاره حداكثر خواست مردم و اصلاح طلبان درون حاكميت در ابتداي انتخابات دوم خرداد 76 و حداكثر خواست كنوني بود. از اين بحث چنين نتيجه گرفته شده است كه در خرداد 76 خواست مردم و اصلاح طلبان حكومتي بر هم منطبق بود، اما اكنون و متاثر از مخالفت‌هائي كه با روند آرام اصلاحات صورت گرفت، آن خواست حداكثر خرداد 76 به حداقل خواست مردم تبديل شده و به اين ترتيب عبور از جمهوري اسلامي در حال گسترش است!

حفظ نظام

با اطلاع از نتايج بدست آمده از رويدادهاي 6 سال گذشته، اكنون مهم‌ترين سئوالي كه هم براي اصلاح طلبان مذهبي و هم براي مخالفان مذهبي اصلاحات مطرح است در اين جمله خلاصه شده‌است: حفظ نظام و يا عبور از نظام؟

جزئيات اين بحث چنان گسترده شده كه آشكارا اين جمله بعنوان هشدار مطرح مي‌شود: « اگر بموقع عقب‌نشيني نكنيم، بجاي واعظ طبسي وليان مي‌آيد؟» (وليان، از افسران كودتاي 28 مرداد و استاندار خشن خراسان و نايب توليت آستانقدس رضوي در دوران شاه، كه بازار و ميدان جديد صحن حرم امام رضا در زمان وي ساخته شد. طرح گسترش ميدان ورودي صحن حرم امام رضا، با نظارت همسر شاه تهيه و اجرا شد و براي يك دوران چند ساله تخريب دهها ساختمان و مغازه و جاده سازي در اطراف صحن با مخالفت روحانيون و جنجال‌هاي بسيار همراه بود.)

بحث مربوط به ضرورت حفظ نظام، با تهديدهاي نظامي امريكا و خطر مداخله مستقيم نظامي امريكا وارد مرحله تازه‌اي شد و در حاليكه جمع قابل توجهي از اصلاح طلبان حكومتي بيمناك از سقوط كامل نظام برخي عقب نشيني‌هاي موقت را جايز دانستند و با تائيد بخشي از جناح راست حاكميت نيز روبرو شدند، از شتاب مردم براي فاصله گرفتن از نظام نه تنها نكاست، بلكه بر آن افزود و با كمال تاسف اين شتاب همراه شده‌است با تقويت اميد مردم به تغييرات اساسي درحاكميت در صورت حمله امريكا! تمام تلاش‌هاي امنيتي و ضد اصلاحي مخالفان اصلاحات كه اكنون آشكار شده بخشي از روحانيون وابسته به مافياي حجتيه نيز در آن مستقيما دست دارند، اين گرايش را در مردم تشويق كرده‌است، چنانكه در اماكن عمومي نيز در باره آن بحث مي‌شود.

خشم و نفرتي كه در بحث‌هاي دو گروه ياد شده در بالا پيوسته با جزئيات و دلائل و نشانه‌هاي اجتماعي آن مطرح است، به گونه‌ايست كه همگي از انفجار آن وحشت دارند. از قول يكي از افراد ثابت در اين بحث‌ها نقل مي‌شود كه گفته: « من در طول 30 سال حضور سياسي در اوضاع ايران هرگز چنين نفرتي را نديده‌ام». حتي مردم به روزنامه‌ها تلفن مي‌كنند و بجاي طرح مشكلاتشان ناسزا مي‌گويند. در اين ميان و درحاليكه نفرت از تمام سران جناح راست در حد سنگين‌ترين خشم‌هاست، نفوذ كلام محمد‌خاتمي نيز در ميان مردم پائين آمده‌است. چند سال پيش حضور خاتمي در مسابقات جهاني كشتي، اسم خاتمي در حضور ناطق نوري كه در استاديوم حضور داشت، سقف سالن مسابقات را به لرزه در آورد، امسال استقبال مردم از احمدرضاعابدزاده دروازه‌بان تيم ملي فوتبال بيش از حضور محمد‌خاتمي بود! درتمام طول مسابقه دوربين تلويزيون چهره غمگين و در فكر فرو رفته خاتمي را نشان مي‌داد.

رهبران جناح راست از فاجعه اجتماعي، جدائي مردم از نظام و اميد به خارج از كشور با اطلاع‌اند و از دل همين اطلاع تمايل موتلفه اسلامي براي گفتگو با جبهه مشاركت ايران اسلامي بيرون آمده كه در نامه عسگراولادي به محمد‌رضا خاتمي منعكس است و اين درحالي است كه خواست واراده مردم بيش از اين نوع مذاكرات است.

آيا دين با دمكراسي سر آشتي مي‌تواند پيدا كند؟ اين نيز از جمله سئوالات مطرح در گفتگوهاست. بيم و هراس به گونه‌ايست كه آيت‌الله فاضل لنكراني نيز طي چند پيام از رهبران جناح راست و رهبر جمهوري اسلامي خواسته‌است براي حفظ نظام كمتر در مقابل مردم بايستند و روحانيت را بتدريج از صحنه كنار بكشند! گفته مي‌شود بسياري از اين مسائل در جلسات غير علني اخير مجلس خبرگان رهبري، بويژه نظرات آيت‌الله فاضل لنكراني مطرح شده‌است. يكي ديگر از مقامات روحاني"عدم تكرار اشتباه فتح خرمشهر" را به آقايان يادآور شده‌است. اين نقل قول، اكنون كه در جناح راست و بويژه در هشدار به رهبر، مجمع تشخيص مصلحت، شوراي نگهبان و مجلس خبرگان به يك عنوان و هشدار مهم تبديل و اينگونه تفسير شده‌است، كه در فتح خرمشهر هم اگر طمع نكرده و جنگ را ادامه نمي‌داديم، بعدا مجبور به پذيرش آن شكست و سر كشيدن جام زهر نمي‌شديم. اكنون نيز بر سر همان دو راهي قرار داريم، زماني خواست‌هاي مردم را قبول خواهيم كرد كه اين پذيرش به نوعي سركشيدن جام زهر و يك خودكشي مجدد در مجدد است. دو شخصيت كليدي جمهوري اسلامي يعني رهبر و رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در ادامه جنگ نه تنها نقش داشتند، بلكه هدايت كننده آن بودند و به همين دليل هشدار "اجتناب از تكرار ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر" در واقع شامل حال اين دو روحاني مي‌شود.

 

 

 


 


ی