ايران

پيك

                           

 

زنجيره به هم پيوسته قتل‌درمانی و تهيه ليست‌ پانصد تا يك هزار نفره حذف،

از صدر مشروطه تا روزگار كنونی

هزار دشمن خودكامگی

از صدر مشروطه تاكنون

مزاحم استبدادند!


ليست كشتار و حذف از شيخ فضل‌الله نوری به شاه و از شاه به جمهوری اسلامی به ارث رسيده است و گزارش شرف عرضی علي‌لاريجانی، رئيس سيمای جمهوری اسلامی و حسين شريعتمداری برای دستگيری 900 اصلاح طلب و بستن مجلس ششم، از روی طرح رضا قطبی رئيس سيمای شاهنشاهی برای سركوب انقلاب 57 تهيه شده‌است


 

در ايران پانصد تا يك هزار نفر عمر يكصد ساله دارند و از صدر مشروطيت تاكنون زنده‌اند! آنها مزاحم خودكامگي‌ و طرفدار مردمسالاري‌اند. شيخ فضل‌الله نوري از دستشان به فغان بود، مظفرالدين‌شاه چشم ديدنشان را نداشت، ناصرالدين‌شاه نيز چون ياری رسان دين بود و دشمن ترقی و آزادي بسياريشان را كشت و صدرشان، اميركبير را به حمام فين كاشان فرستاد. رضاخان برای برچيدن نسل آنها به سرپاس مختاری اختيار تام داد، پسرش محمدرضا نيز دو بار به اين سپاه زخم ديده حمله برد، يكبار پس از كودتای 28 مرداد و يكبار هم در خرداد سال 42 . در آستانه فرار بی بازگشت از ايران نيز خيز برداشت تا يكبار ديگر به اين گروه يك هزار نفره، كه هر چه مي‌كشندشان باز هم در همين رقم باقی مي‌مانند حمله ببرد كه موج انقلاب امانش نداد.

در اين يكصد سال، در هر خيزش انقلابی و آزادي‌خواهی حكومت‌هائی كه بر گُرده مردم سوار بوده‌اند اين چند صد نفر را مُخل حكومت و محرك مردم برای آمدن به خيابان و كشيدن آجر از زير ستون قدرت خويش مي‌دانسته‌اند.

دكتر ابراهيم يزدي، نخستين وزير خارجه بعد از انقلاب و دبيركل كنونی نهضت آزادي ايران بخش اندكی از اسناد باقی مانده از كودتای در نطفه خاموش شده ژنرال‌های شاه، در آستانه انقلاب بهمن 57 را سال‌ها پيش منتشر كرد. اين اسناد در ميان پرونده‌های محرمانه سپهبد امينی افشار آخرين فرماندار نظامي تهران پيدا شد. در اين اسناد يگانه چاره مقابله با انقلاب مردم دستگيري، اعدام و تبعيد 830 فعال سياسی آن دوران پيشنهاد شده بود. اين توصيه‌ای بود كه يكبار اردشيرزاهدی شخصا به شاه كرده بود و يكبار هم رضا قطبي، رئيس سيمای شاهنشاهی بعنوان راه‌حلی نهائی تنظيم و در اختيار شاه گذاشته بود تا غائله انقلاب را خاتمه بخشد. هر دو نفر انگشت روی ضرورت دستگيري، اعدام و تبعيد 500 تا يك هزار نفر گذاشته بودند. پانصد نفر اول از ميان مليون، روزنامه‌نگاران، فعالان سنديكائي، هنرمندان و روحانيون انتخاب شده بودند. دكتر ابراهيم يزدي، دركتاب خود تحت عنوان "آخرين تلاش‌ها، در آخرين روزها" اين اسناد را بعنوان اسناد كودتای ناموفق و شكست خورده‌ای كه پيروزي انقلاب را تسريع كرد منتشر كرده‌است.

پايان خواب‌های طلائي

شاه نيز تا وقتی سوار بر بال هليكوپتر، در روزهای تاسوعا و عاشورای سال 57 برفراز تهران و تظاهرات مردم به پرواز در نيآمده و به چشم خود مردم خشمگين را نديده بود، يقين داشت كه فقط 500 و حداكثر 1000 نفرند كه مردم را تحريك به انقلاب مي‌كنند و اگر آنها را سر به نيست كند، كار انقلاب تمام است و رژيم شاهنشاهی نجات پيدا مي‌كند. بی وقفه در اين انديشه بود و از امريكا برای اجرای آن كسب تكليف مي‌كرد، اما آنگاه كه ارتش، در پايان دوران طولانی حكومت نظامي، برای اجرای اين طرح به خيابان آمد، تازه معلوم شد سركوب مردم ناممكن است.

نامه‌های رضا قطبی و اردشير زاهدی به شاه و توصيه به دستگيری و اعدام و تبعيد 500 نفر از فعالان انقلاب 57 و سپس رساندن اين رقم به يك هزار از جمله اسناد تاريخی انقلاب ايران است. قرار بود، جمعی از اين عده را، از ميان روحانيون و روزنامه‌نگاران وقت بلافاصله پس از دستگيری اعدام كنند و جمعي را به جزيره "سيري" در جنوب ايران تبعيد تا كار انقلاب تمام شود. (مراجعه كنيد به صفحات 478 و 442 كتاب "آخرين تلاش‌ها، در آخرين روزها" از انتشارات قلم در تهران)

25 سال بعد!

25 سال پس از پيروزی انقلاب 57 و پشت سرماندن خونين‌ترين رويدادها و درخاك خفتن صادق‌ترين انقلابيون دگرانديش. علي‌لاريجاني، رئيس سيمای جمهوری اسلامی و سرتيپ امنيتي حسين شريعتمداری كه مديريت موسسه كيهان را در اختيار دارد همان پيشنهادی را به رهبر جمهوري اسلامی كرده‌اند كه رضا قطبی و اردشير زاهدي كرده بودند. ارقام و تعداد كمی بالا و پائين شده، اما ماجرا همان است كه بود. حيرت آور است كه از ليستی كه ساواك شاهنشاهی در اختيار رضا قطبی و اردشير زاهدی گذاشته بودند و فرمانداری نظامی تهران و ركن 2 ارتش شاهنشاهي نيز آن را تائيد كرده بودند، چند تنی كه هنوز در قيد حيات‌اند در ليست شريعتمداری و علي لاريجانی جای دارند و بقيه ليست را اصلاح طلبان و دگرانديشان اين عصر تشكيل مي‌دهند. آنها باقی ماندگان ليست قتل‌های زنجيره‌اي اند كه اين بار در ليست كودتائی لاريجاني-شريعتمداري قطع حيات سياسی و موجوديتشان پيشنهاد شده‌است.

ليست شرف عرضی برای رهبري

بلافاصله پس از تظاهرات سازمان داده شده در 28 تيرماه و به بهانه مخالفت با امريكا و نظرات جورج بوش رئيس جمهور اين كشور، كه به خواست رهبر برگزار شد، اين ليست در يك گزارش شرف عرضی تقديم رهبر شد تا به اصلاحات براي هميشه خاتمه داده شود. آنگونه كه شنيده شده رهبر در گام اول با دستگيری 30 تن از اين ليست موافقت كرده و بقيه را مشروط به حركت گام به گام كرده‌است.

اين ماجرا و ليست شرف‌عرضی علي‌لاريجاني و حسين شريعتمداری اكنون از سوی اصلاح طلباني كه در مجلس و در مطبوعات حضور دارند افشاء شده و حتی آنها تصريح كرده‌اند كه اين ليست به 900 نفر رسيده و در گام اول قرار است 200 نفر بازداشت شوند. كسانی كه كتاب دكتر يزدی و اسناد كودتای آستانه انقلاب بنام "طرح نجات" را خوانده باشند، به آسانی مي‌توانند اين ليست و اين خيز را با آن اسناد و انديشه پشت آن مقايسه كنند تا دريابند اين دو طرح هيچ تفاوتي با هم ندارند.

"طرح نجات" كه اسناد آن در ميان اسناد سپهبد امينی افشار پيدا شد برای نجات رژيم شاهنشاه و سركوب انقلاب بود و طرح حسين شريعتمداری و علی لاريجانی برای سركوب اصلاحات و جنبش مردم و نجات مافيائی كه زير پرچم ولايت مطلقه، سلطنت را بازتوليد مي‌كند و مردم را غارت.

در صدر انقلاب مشروطه

همين پانصد تا هزار نفر در صدر مشروطه هم مزاحم بودند و مي‌خواستند آزادی و دمكراسي را جانشين استبداد و ارتجاع مذهبی كنند.

محمد‌امين‌زاده، روزنامه‌نگار مترقی و انقلابی نشريات باكو، از جمله گزارش نويسان انقلاب مشروطه است. بخشی از يادداشت‌هاي او اخيرا در ايران و به همت رحيم رئيس نيا چاپ و منتشر شده‌است. نام اين كتاب "گزارش‌هائي از انقلاب مشروطيت ايران" است. اين كتاب و گزارش‌های رسول‌زاده عمدتا رويدادهاي آذربايجان و تبريز را بعنوان قلب انقلاب مشروطه در نظر دارد، اما نه چنان كه از تهران و دربار شاهنشاهی بي‌خبر باشد. ما در آينده اين كتاب ارزنده را بيشتر معرفي خواهيم كرد، اما در اينجا دو بخش از گزارش‌هاي رسول‌زاده را در ارتباط با رويدادهای امروز ايران مي‌آوريم تا سرگذشت آن پانصد نفر تا يك هزار نفر را كه عمری به قدمت صدر مشروطيت تا لحظه كنونی دارند دنبال كرده باشيم و قضاوت تاريخ در باره انديشه‌های خشك و منجمدی كه قادر به درك زمان و گذشت آن نيستند را مرور كرده باشيم. رسول زاده در كتاب گزارش‌هاي انقلاب مشروطيت مي‌نويسد: 

از طرح نجات از شر انقلاب مشروطه
تا طرح نجات از شر جنبش اصلاحات

«علما و ارباب حكومت به مدت شانزده شبانه روز در خانه شيخ فضل‌الله (آيت‌الله شيخ فضل‌الله نوری مجتهد بنام تهران در انقلاب مشروطه) مذاكره كرده، سرانجام به اين نتيجه رسيده‌اند كه گويا در ايران بيش از پانصد نفر مشروطه خواه وجود ندارد. اگر اين پانصد نفر كه باعث و بانی اينهمه انقلاب‌ها هستند دستگير شده، از دم تيغ گذرانده شوند، همه مملكت از اغوای اين كافران آسوده شده، مذهب هم سالم خواهد ماند. برای اجرای اين افسانه‌ها سياهه‌ای ترتيب داده شده‌است. در اين سياهه از آن پانصد نفر، دويست نفر به عنوان موسس و سيصد نفر ديگر سياهی لشكر قلمداد شده‌اند. از اين دويست نفر هم پنجاه نفر در خارج و پنجاه نفر در تهران هستند و صد نفر ديگر هم در شهرهای ديگر ايران پراكنده‌اند. به خيال آن‌ها، اگر اين دويست نفر موسس از ميان برداشته شوند، مشروطه بالمره از بين مي‌رود. بنابراين، براساس گزارش ماموران خفيه، پنجاه نفری كه نامشان در سياهه مذكور آمده، توسط مفاخرالملك دستگير شده، تحت شكنجه هستند. بعضی از دستگير شدگان به قزاقخانه، بعضی به نظميه و بعضی ديگر به باغ شاه برده مي‌شوند و پس از شكنجه و آزار، از آنها رشوت ستانده، التزامی داير بر اين كه از مشروطه روی گردان شده‌اند مي‌گيرند و مرخصشان مي‌كنند و به عبارت اُخري، قلدری مي‌كنند.»

امين‌زاده خود نتيجه مي‌گيرد:

«به اين جايش بايد دقت كرد: اولا مشروطه خواهان پانصد نفرند و از آن ميان دويست نفر موسس هستند. آن هم چنان موسسی كه برای دور انداختن مشروطه خواهی تعهد مي‌سپارند.»

به بخش ديگری از كتاب گزارش‌های رسول‌زاده باز گرديم كه مربوط به فتوای قتل اين و آن، به جرم مشروطه‌خواهی توسط شيخ فضل‌الله نوري است. كاری كه امثال مصباح يزدی و ديگران در جمهوری اسلامی از آغاز ترور آيت‌الله مطهري تا قتل‌عام زندانيان سياسي، ترور حجاريان و تهيه طرح قتل درمانی دنبال كرده‌اند و هنوز هم در انديشه آنند!

احكام و فتاوی قتل‌های زنجيره‌ای در انقلاب مشروطه

رسول زاده گزارش مي‌نويسد: «به نظر شيخ هيچ كدام از اين ها مشروطه خواه نيستند. امروز در ميان ايران و ايرانيان سراسر قيام كرده، نه پانصد، نه دويست، تنها بيست نفر مشروطه خواه وجود داشته، خواه در خارج و خواه در داخل سوای اين بيست نفر شلوغ كار ديگري وجود ندارد. هر كس مي‌خواهد مملكت را از بلاي بابي‌گری و انقراض و هلاكت نجات دهد و... بايد اين بيست نفر شرير را گرفته، بكشند و بسوزانندشان. در نتيجه همين فتوا... بوده كه ميزا مصطفی افتخار العلما به اتفاق سه نفر رفيقش، در حالی كه در شاه عبدالعظيم متحصن بوده‌اند به قتل رسانده شده‌اند. معلوم شده است كه قاتل‌های آن‌ها عبارت بوده‌اند از حسين عابدينی و سيد كمال كور و صنيع حضرت پسر نقيب كه با فقره جنايات توپخانه شهرت يافته‌اند. آنان بنا به امر و توصيه شاه و شيخ اجرای فساد كرده‌اند.»

داستان كهنه و تكراری مقابله با مردم!

رسول زاده در بخش ديگری از گزارش‌های خود كه آقای رحيم رئيس نيا، با حوصله و دقت فراوان آن را از زبان آذری به فارسی ترجمه كرده مي‌نويسد: «‌اكنون برای آن كه سر ملت كلاه نرود و دشمنان ملت كامياب نشوند، در اين خصوص بايد به فكر چاره بود. اما مادام كه مطبوعات تحت تفتيش و نظارت آمران حكومت است و قلم آزاد نيست، خان‌ها و وزيران هر چه بخواهند خواهند كرد. برای آگاه كردن مردم از كم و كيف اصول انتخابات و كشف خيانت‌هاي آمران حكومت لازم است كه مطبوعات آزاد و از هر اعمال نفوذی مصون باشند... خلاصه مادام كه آزادی مطبوعات، كلام، اجتماع، شورا و اتحاديه وجود نداشته‌ باشد اميد چندانی به مجلس نمي‌توان بست.»

در انتظار نقطه پايان- كافی است نام‌ها را در گزارش‌های رسول زاده عوض كنيم تا ربودن و كشتن افشار طوس، رئيس شهربانی مصدق، ترور دكتر حسين فاطمي، وزير خارجه مصدق، ترور احمد كسروی پژوهشگر و تاريخ‌نگار بنام انقلاب مشروطه، ترور ميرزاده عشقی و بالاخره ترور امثال سعيد حجاريان و نام‌های پيش و پس از اين ترور و عاملان و آمران آن در برابر چشمان تاريخ تكرار شود.

بر اين فاجعه جنبش كنوني مردم ايران خواهد توانست نقطه پايان بگذارد و آزادي‌ را در همان حد ممكن و مقدور در جامعه ايران نهادينه كند و ارتجاع را خانه نشين! 

(نقل از راه توده 119)

 


 


ی