ايران

پيك

                           

 
سخنرانی بهرام بيضايی در خانه هنرمندان
بهتر است جامعه را همانطور كه هست ببينيم

 

روز شنبه گذشته پس از قرائت نمايش "افرا" يا روز می گذرد، بهرام بيضايی در خانه هنرمندان دربرابر تعداد بسياري از علاقهمندان كه تمام سالن را پر كرده بودند سخن گفت. وی در ابتدا در پاسخ به اين سوال كه چرا آموزش را كنار گذاشته است، گفت من در سال 1360 از دانشگاه تهران اخراج شدم و رابطه من با دانشگاه قطع شد اما با دانش كه قطع نشده است. ضمن اينكه اموزش تنها سر كلاس نيست و من با نوشتن نمايشنامه وفيلمنامه نيز به نوعي آموزش می دهم. بيضايی در پاسخ به سئوالی مبني بر رمز و راز نويسندگی گفت: پاسخ به اين سئوال در فرصتي كوتاه امكان پذير نيست، و اضافه كرد اغاز راه نويسندگان امروز بهتر از اغاز راه ماست و اكنون امكانات بهتر است و فقط بايد راه را گم نكرد و اگر به خود و ارزشها ومعيارهای ارزشی خود تكيه كنيد حتمآ موفق می شويد. وی در خصوص انعكاس تاريخ در خود و آثار خود افزود كه در من از گذشته و تاريخ چيزی جز وحشت وجود ندارد و ما هميشه در حال ويرانگری هستيم و هيچ گاه بازنميگرديم تا به گذشته خود نگاه كنيم. ما همه برای جهان آرزوهای بزرگ داريم، در صورتی كه جلوی پای خودمان را هم نگاه نمی كنيم، وی در سخنان خود باطرح اين پرسش كه ما در كدام دوره قرار بوده كه خوشبخت باشيم افزود بايد در خودمان، در باره معارف وگذشته هايمان و معاني آنها تجديد نظر كنيم، در داشته هايمان ترديد كرده و جستجو و پژوهش كنيم. ما بايد به خود نگاه كنيم وببينيم چطور كسی كه همشكل و همفكر ما نيست را تحمل می كنيم. بيضائی در خصوص پژوهش گفت در ايران پژوهش نياز به پول زيادی دارد و پژوهشگر بايد از زندگی روزمره اش بگذرد .بايد ذهن پژوهش در جامعه وجود داشته باشد و متآسفانه ما در جامعه ای زندگی ميكنيم كه در آن اطلاعات غلط داده ميشود . بيضائی اضافه كرد در اين كشور فكر می كنند كار پژوهش كاري سرسري است و پژوهشگران را ابله مي‌پندارند و به همين خاطر نيز هيچ علاقه مندی به پژوهش در سطح مديريت ها وجود ندارد. بيضائي در پاسخ به سئوالی در مورد علت نوشته شدن نمايش ( افرا ) به صورت تك گوئی (مونولوگ) افزود ما در جامعه ای زندگی می كنيم كه تك گوئي رواج دارد و اين به زندگی ما نزديكتر است. و در پاسخ به سئوال ديگری گفت من فمينيست نيستم ولی هر نوع تبعيض بين زن و مرد را قبول ندارم و در مورد خلق شخصيت های تازه در آثارش اضافه كرد جامعه ما عوض شده و رمانتيزم آن موقع را ندارد و شايد بهتر است جامعه را همانطور كه هست ببينيم . وی فقدان عشق را يكی از ضايعات زمان ما عنوان كرد و گفت آنقدر به مسائل جانبی می پردازيم كه عشق را از ياد مي بريم.

 


 


ی