ايران

پيك

                           

 
به بهانه
اجرای اپرای رستم و سهراب 
و اخلال در نمايش آن

 

بمناسبت يكهزارمين سالگرد تولد فردوسی اپرای رستم و سهراب اثر لوريس چكناوريان از روز پنجشنبه 31 مردادماه به مدت چهار شب بر صحنه تالار ميلاد تهران رفته است. رستم و سهراب محصول 25 سال مطالعه و تحقيق اين آهنگساز ارمنی ايرانی است و پنج سال پيش نيز با گروهي از كشور ارمنستان بر صحنه رفته‌است. اما در اجراي كنونی 125 هنرمند از كشورهای هلند، اطريش، ارمنستان و استونی به اجرای نقش و نوازندگی مي پردازند و يك بانوی ايرانی نيز در نقش تهمينه هنرنمائی ميكند، و اين همه به اين اجرا ويژگی خاصی بخشيده است. با وجود انكه خشك زار هنر مدرن ايران در انتظار بارش بارانهائي از اين دست سالهای متمادی لحظه شماری ميكند، مردم به دليل جو ضد فرهنگی موجود به تجربه پی بردهاند در اين موارد بايد منتظر اخلالگری اعلام نشده عناصري از حاكميت بود كه گر چه در اقليتند اما خواستهای تماميت طلبانه دارند و برای اين كارشكنيها نيز نيروي آرم دار و بيآرم در اختيار دارند. همانطور كه انتظار می رفت در دومين شب برنامه با آنكه هزار بيننده كه در ميان آنان صدها نفر از نمايندگان سياسي سفارتخانه های خارجی نيز حضور داشتند، در انتظار ديدن اين اثر بودند، اجرای برنامه براثر ممانعت نيروی انتظامي متوقف و تنها با پافشاری مردم و بعد از تاخير يك و نيم ساعته با آن موافقت شد. فعلا نيز نمايندگان وزارت ارشاد در حال مذاكره با مسئولان نيروی انتظامي هستند تا سرنوشت ادامه نمايش روشن شود.

لوريس چكناوريان هرچند در سالهای دهه شصت به خاطر شرايط فرهنگ ستيزانه ناگزير از ترك ميهن گرديد، تاكنون از هيچ فرصتی براي تلاش و خلق آثار هنری با دستمايه موضوعات و تمهای ملی ايرانی فرو گذار نكرده و حتيالمقدور كوشيده آثار خود را در ايران اجرا كند. اين آهنگساز برجسته براي نوشتن اپرای رستم و سهراب از راهنمائي بسياری از اساتيد موسيقی مانند حسن ناهيد، روح الله خالقی و فرامرز پايور بهره برده و ضمن مشورت با استادان ادبيات برای خلق اين اثر از ضر ب آهنگهاي موسيقی زورخانهای و ظرايف آن و موسيقی تعزيه نيز سود برده است. گفتنی است كه هزينه اجرای اين اثر (به اطلاع يك راديوی برون مرزي) بطور مشترك توسط مركز موسيقي وزارت ارشاد و مؤسسه‌اي اتريشی تامين شده است. به عنوان تكمله شايان ذكر است كه بعد از گذشت 24 سال از انقلاب هنوز به اشكال مختلف سنگ اندازيها و ممانعت ها در راه اجرا ی آثار هنری در حوزه هاي مختلف  ادامه دارد و اين خود جلوه‌ای است از ميدان دادن و سوق دادن فضای جامه به سوئی كه در آن  فرهنگ تك صدائي، شعارگونه و سطحی در بخشي از مظاهر هنر، آن هم به صورت گزينشي و به شيوه ای كه در مدار نظريات نيروهای تماميت خواه است به اجرا در آيد. در اين ميان آنچه بيشتر انسان را به انديشه وا ميدارد اصرار  بخشی از حاكميت است كه عملا حيات و ممات خود را در ادامه اين سياستهای ضد فرهنگی مي بيند. بدينگونه است كه اگر بعد از ساليان متمادی بر اثر ممارست و تلاش هنرمندی در خارج از كشور ،اثری در ابعاد ملی آفريده شد بايد بخشی از هزينه اجرای آن در ايران توسط يك شركت خارجی تامين شود و اين در حالی است كه سالهاست بودجه و امكانات بيكران صرف  اهدافی شده كه نتيجه اسفبار آن در اقتصاد، فرسايش نيروی انقلاب و فرهنگ جامعه را به عينه شاهد هستيم     ا .م .

 


 


ی