ايران

پيك

                           

 

   امير كاويانی

زين دايره مينا

 

 با فرياد جگر خراش و پيوسته زنی در تاريكي، فيلم آغاز و در پي، علت اين فرياد از اطاق زايمان بيمارستان بر بيننده نمايان می شود . با اين ايماژ نخستين ، نهيبي بر تماشاگر زده می شود و او برجای خود منتظر مي ماند كه اين غريو دردآلود او را به كدام وادي می كشاند. و قتی كه پرستار از ميان دريچه اي بر در كه تمثيلی بجا از زندانی كوچك است خبر تولد دختری را می دهد و در واكنش منتظران با شنيدن آن حالتی مغبون به خود می گيرند ، ما با دنيائی در مقابل ديد خود قرار می گيريم ، كه در آن بايد با هر نوع اتفاق نا ميمون بر ضد مولود يعنی دختر مواجه باشيم.

 پا گذاردن به دنيائی تاريك با دردی جانكاه ، كه فرياد آورنده اش از ستم مضاعفی كه در انتظار است ، همچون بانگ جرس ، بيدار باشی است كه درد در استخوان  بيننده می آورد . آن زمان كه از آمدنت به اين دنيا هم نوعانت نيز از آينده ات ، همچون حال خود دچار اندوه مي شوند ،  در می يابی كه اين شروع بيان دردناك سرنوشت نيمی از انسانها درجامعه ای سياه است كه در آن بديهی ترين حقوق نيز از آنان سلب می شود .  فيلم با داستانی به هم پيوسته اما سوژه های مختلف ، از شرايطی غير انسانی در جامعه ما حكايت مي كند ، كه بصورتی عريان به تصوير در آمده و دنبال می شود . اين مضامين اگر چه متفاوتند اما درعين حال ارتباط منطقی خود را حفظ ميكنند و در خدمت رئاليسم اجتمائی كه كارگردان در جاي جای اثر به آن وفا دار است ميمانند . جان كلامهای گوناگون فيلم همه از بيرون رفتن زن از زندانی و وارد شدن به زندانی ديگر كه فقط اندازه های آن كوچك و بزرگ ميشوند حكايت مي كند . خشونت ، جو پليسی ، فساد ، كه در كل جامعه حاكم و جاری است ، در حركتی دوار و جنون آور ، زندگی مشقت باری را برای آنان رقم می زند ، كه از نقطه ای آغاز و به همان نقطه نيز ختم ميشود . در فيلم زنانی كه از زندان بيرون آمده اند برای رهائی از موقعيت دردآوری كه فراروي آنهاست بايد به نوعی به هم كمك كنند و همه براي اين منظور نيز می بايد در شرايط غير انساني موجود ، مجبور به حركت در راهی شوند ، كه از آن گريزی نيست . و اين راه ها جز فرار ،تحمل ذلت،تن فروشی ،ترك فرزند و ....برای رسيدن به بديهی ترين حقوق انسانی نيست. در قسمتی از فيلم زنی برای فرستادن دوستش به محل زندگی را ميبينيم كه نياز به پول دارد ، در اين بخش قابل تامل و زيبا كه از تمايل دوست به حد اقلی از زندگی بصورتی انسانی در گوشه ای از آن ملك حكايت می كند ( و اين  بصورت تامل دختر در خيره ماندن او بر يك تابلو كه تجسم زندگی آرام و آزادی است ) را شاهد هستيم . در ادامه هر دو برای گرفتن پول به مكانی در بازار می روند ، كه مركز خريد و فروش است . بعد از چندی زنی كه برای تهيه پول به بالا رفته است بگونه ای باز می آيد ، كه با تمهيدات بصری و كمك ديگر اجزائ فيلم ، بيننده باور ميكند كه او با تسليم خود به پول رسيده است . اين كه تن زن نيز در قبال پول به كالا تبديل می شود ، غايت شرايط اقتصادی فاسد در جامعه ای مملو از هرگونه پليدی و شكاف طبقا تی است . در بخشي ديگر زنی فرزند خود را با دردی غير قابل تصور بخاطر فقر در خيابان رها می كند ، در جائی ديگر نماينده شحنه شهر تمايل خود را به سوء استفاده از او نمايان می كند و در ادامه وقتی درمقابل سئوال منطقی زنی ديگر كه بعلت ستم طبقاتی به تن فروشی روی آورده قرار می گيرد ، با پاسخهاي مزورانه اقدام به بازداشت وی می كند . پناهی در پس زمينه های متفاوت معضلات ديگر اجتماعی را نيز كه به نوعی با اصل موضوع در ارتباط هستند از نگاه تيز بين دوربين خود پنهان نگذاشته و اين نماها هر كدام بجای خود دارای پيامی ويژه و پربار هستند . همانند صحنه ای كه دو دختر به دنبال آدرسی هستند و هنگام سئوال از مردم در خيابان ، در زمينه صحنه شاهديم كه پليس روزنامه های دكه روزنامه فروشی را عليرغم خواهشهای فروشنده ضبط ميكند كه اشارتی است به تعطيلی فله ای روزنامه ها و نيز موضوعات مهم و متفاوت ديگری در كه در كنار موضوع اصلی فيلم نماد می يابد و هر يك بيانگر اشراف بی نقص كارگردان به مسائل و مشكلات مبتلا به جامعه ماست . در منظری ديگر سوژه ها و دوربين با چرخش پر حركت و دوار در اجزاء و سكانسهای مختلف از آغاز در پله های بيمارستان ، و سپس در گريز دختر در ترمينال از دست گزمگان در محيطی با ديوارهائی كه منحنی و ميله دار هستند، يا بالا رفتن و پائين آمدن از پله های مارپيچ در بازار و نيز در سكانسهای ديگر فيلم ، همه بيانگر شرايط  سرگيجه آور زنانی است كه در محيطی سرشار از تبعيض و نا برابری ، همچون يك  زنداني در زندانی به گستره يك اجتماع مجبور به زيستن هستند . تماشاگر با ديدن فيلم در نمی يابد كه اين زنان به چه جرمی در زندان بوده اند و چرا و چگونه آزاد می شوند . ولی به اين واقعيت پي ميبرد كه زن چه در زندان و چه بيرون از آن نيز آزاد نيست ، و اين هر دو تفاوتی با يكديگر ندارند . در پايان باز دوربين در حركتی دوار بر همه زخم خوردگان كه با داستان رنج و ستمی كه بر آنان رفته است ، تماشاگر در طول فيلم آشنا شده ، مرور می كند .  واين خود بيان بازگشتی است به نقطه آغاز ، درچرخه ای باطل از زندگی و رنج نيمی از جامه ما در مواجه با ستمی مضاعف و دلالت از كاربردی بجا با ايماژهائی خلاق دارد ،  كه تاثيری ماندگار بر تماشاگر باقی مي گذارد . در مجموع مضمون و محتوای فيلم حكايت از پايمال كردن حقوق و خشونت در حق زن است ، كه در تمام حالات قربانی شرايط موجود در جامعه ما مي شود . در اين ميان آنچه قابل تامل است ، علاوه بر قوانين و شرايطی خفقان آور و تحميلی ، فرهنگ اجتمائی ما نيز كه در طی قرون و اعصار شكل گرفته ، خود به نوعی وارث خصلت ناهمگون و نقض كننده حقوق زن است . برای بيان اين معنی در قسمتی از فيلم برادر يكی از زنان به قصد كتك زدن خواهر ، ديوانه وار اما حق به جانب به خانه هجوم می برد و عموما نيز بسته به موضوع اينگونه ضرب و شتم ها تا مرحله مرگ نيز مي تواند پيش رود . بدينصورت ما با بخشی ديگر از كنش اجتمائی مواجه هستيم ، كه خود از درون نيز در به وجود آمدن شرايط موجود تاثير به سزائي دارد . با توجه به كليت و جامعيت موضوع فيلم و توانی كه كارگردان در ساخت اثری ماندگار از خود نشان داده بايد برای ساخت اثر آينده اش به اسم طلا با همكاری ديگر سينماگر مؤلف عباس كيارستمی آرزوی موفقيت كرد . در خاتمه بايد خاطر نشان كرد كه اخيرا وزارت ارشاد در جلسه ای كه با حضور خبرنگاران مطبوعات و منتقدين فيلم در ظاهر برای بررسی رفع توقيف دايره برگزار كرد با پخش سؤالهايی جهت دار در آغاز جلسه نمايش ، عملا تمايل خود را در ادامه توقيف فيلم نشان داد . شايان ذكر است كه اگر چه پس از گذشت سه سال هنوز اجازه اكران اين فيلم صادرنشده ، اما نمايش آن در خارج از كشور و در فستيوالهای مختلف باعث شناخت مردم روشن بين جهان از وضعيت اجتمائی كشورمان و به وجود آمدن موفقيتهای بين المللی افزونتر برای سينماي ايران و كارگردان فيلم جعفر پناهی شده است . در موقعيت داخلی نيز كاست های ويدئويی آن بصورت پنهانی در كشور پخش و مردم بخصوص زنان از آن استقبال بی نظيری بعمل آورده اند،و مسئولين امر بايد به تجربه پی برده باشند كه با ادامه اين روش فقط عرض خود بيشتر می برند .                                                                

 

 


 


ی