ايران

پيك

                           

 

ساختن يك اقليت دركنار تحكيم وحدت

ادامه توطئه امنيتی گروهبندی طبرزدی‌است

 

موفقيت مخالفان اصلاحات برای ايجاد انشعاب در سازمان دانشجوئی دفتر تحكيم وحدت و بيرون كشيدن يك اقليت 5 در صدی از اين دفتر و خطاب آن بعنوان كل دفتر تحكيم وحدت موجب يك سلسله بحث‌های افشاگرانه در مطبوعات شد. كسانی كه صاحب اطلاعات در باره دفتر تحكيم وحدت و توطئه‌های 10 سال گذشته برای ايجاد انشعاب در اين تشكل دانشجوئی بودند، سرانجام بخشی از اين اطلاعات خود را منتشر كردند. از جمله، محسن ميردامادی از بنيانگذاران دفتر تحكيم وحدت و عضو كنونی كميسيون امنيت ملي مجلس، در مصاحبه‌ای مستدل، كه در روزنت‌ "ديدار" منتشر شد، پيرامون سابقه تلاش مخالفان اصلاحات برای متلاشی كردن دفتر تحكيم وحدت اين سابقه را معطوف به ماجرای گروهبندی حشمت‌الله طبرزدی كرده و بدون آنكه نام وی را مستقيما ذكر كند اعلام داشت كه وزارت اطلاعات و امنيت وقت ( فلاحيان و سعيد امامي) محرك و حامي انشعاب طبرزدی بودند و اميد داشتند كه تشكل او را جانشين دفتر تحكيم وحدت كنند. ميردامادي تصريح مي‌كند كه اين تلاش با شكست روبرو شد و سرانجام نيز خود طبرزدی از چارچوبی كه برايش در نظر گرفته بودند خارج شد و به فردی عليه جمهوری اسلامی تبديل شد.

آقای شريعتي، كه او نيز از آشنايان به سوابق دفتر تحكيم وحدت است، در روزنت "ديدار" همين مقوله، يعنی سابقه انشعاب در دفتر تحكيم وحدت را بر شمرده و بر خلاف ميردامادی كه از بردن نام طبرزدی خود داری كرده است، مستقيما از او طبرزدی نام برده و بر نقش مخربش انگشت نهاده‌است. هر دو نويسنده، يعنی ميردامادی و شريعتی تصريح مي‌كنند كه در صورت ادامه توطئه‌ها عليه دفتر تحكيم وحدت، بيم آن مي‌رود كه اين تشكل بكلی متلاشی شود و دانشگاه‌ها از مدار نظام و اصلاحات خارج شده و سرانجامی نظير گروهبندی طبرزدی پيدا كند. اين درحالی است كه كوچكترين شانسی برای اقليت انشعاب كرده از دفتر تحكيم وحدت نمي‌توان قائل شد، مگر آنكه، اين اقليت نيز مانند ماجرای طبرزدی با شعارهای چپ روانه جمعی را برای زمان كوتاهی در اطراف خود جمع كرده و جاده صاف كن متلاشی شدن دفتر تحكيم وحدت شود.

تمام كوشش هفته‌های گذشته رهبران مجاهدين انقلاب اسلامی و جبهه مشاركت ايران اسلامی متوجه جلوگيری از تفرقه در دفتر تحكيم وحدت بوده است. تفرقه‌ای كه روزنامه كيهان و رسالت پشت آن قرار دارند.

دو مقاله مورد اشاره را در ادامه مي‌خوانيد:

 


 


 

 هشدار رئيس كميسيون امنيت ملی نسبت به جريان‌سازی دستگاه‌های اطلاعاتی در محيط‌های دانشگاهی

 

رئيس كميسيون امنيت ملی مجلس به دستگاه‌هاي اطلاعاتی و بخش‌هايی از حاكميت هشدار داد تا «تجربه ناموفق جريان‌سازی در محيط‌های دانشگاهی در اوايل دهه 70» را تكرار نكنند.

دكتر «محسن ميردامادي» در گفت‌و‌گو با خبرنگار «رويداد» اظهار داشت: در مسائل اخير دفتر تحكيم وحدت، بخش‌هايی از حاكميت و دستگاه‌های اطلاعاتی سعي كرده‌اند تا به حركت‌های دانشجويي وارد شوند و با تضعيف يك جريان و تقويت جريان ديگر، در محيط‌های دانشگاهي جريان‌سازی كنند.

وي از اتخاذ اين استراتژی توسط بخش‌هايي از حاكميت ابراز تعجب كرد و با «تكراري» خواندن اين راهبرد، آن را «تجربه‌اي ناموفق» دانست.

اين نماينده تهران توضيح داد: «در ابتداي دهه 70، كسانی در وزارت اطلاعات با اين تحليل كه دفتر تحكيم وحدت به عنوان جريان غالب در دانشگاه‌ها منتسب به جناح چپ مي‌باشد و اين جريان مطابق ميل و ديدگاه‌های سياسی آنها عمل نمي‌كند، خودشان به فكر ايجاد يك جريان چپ موازي در دانشگاه‌ها افتادند.

ميردامادي افزود: آنان فكر مي‌كردند كه اقدام آنها يك شاهكار است. به همين دليل، دو سالی هم از جريان ساختگی خود حمايت كردند اما به تدريج آن جريان دست‌ساخته تبديل به يك جريان ضد‌‌حكومت شد كه تندترين شعارها را عليه حكومت و حاكميت مطرح مي‌ساخت.

رئيس كميسيون امنيت ملی بدون نام بردن از اين جريان، اظهار داشت كه «فعاليت‌هاي اين گروه، هنوز هم به شكل پراكنده ادامه دارد».

مديرمسؤول روزنامه توقيف شده «نوروز» تأكيد كرد: اگر افراد و جريان‌هايی از حاكميت و بيرون دانشگاه بخواهند بدون شناخت از واقعيت‌های درون دانشگاه در محيط‌هاي دانشگاهی جريان‌سازی كنند، شكست خواهند خورد.

ميردامادي همچنين به جريان‌های دانشجويی هشدار داد كه «در صدد يافتن پشتوانه‌هايی در قدرت نباشند.» چرا كه به عقيده او، «جريان دانشجويی وابسته به حكومت يا نهادهاي اطلاعاتي، پايگاه خود را به طور كامل در ميان دانشجويان از دست مي‌دهد و به اقليتی متكی به قدرت تبديل مي‌شود كه سرنوشتی جز حذف نخواهد داشت.»

به گفته رئيس كميسيون امنيت ملی مجلس، اقداماتی از سوی كميسيون در اين باره انجام شده است و نمايندگان پرسش‌هايي را از وزرا درباره برخی دستگاه‌ها و نقش آنها در مسائل اخير تحكيم وحدت مطرح كرده‌اند.

ميردامادي در تحليل مسائل كنونی حاكم بر جنبش دانشجويی گفت: به‌عنوان يكی از پايه‌گذاران دفتر تحكيم و عضو شورای اول تحكيم وحدت معتقد هستم شرايطی كه تحكيم وحدت در آن ايجاد شد، تمام شده است.

وي افزود: در آن زمان به‌ دليل پيروزي انقلاب و غلبه انقلاب بر يك رژيم ديكتاتوری شرايطی وجود داشت كه دانشجويان و جنبش دانشجويی هم تحت‌تأثير آن بود.

اين نماينده تهران توضيح داد: دفتر تحكيم وحدت به دليل نفوذ فوق‌العاده امام و انديشه‌های ايشان در دانشگاه‌ها، شكل گرفت و به عبارتي، ادامه حاكميت در دانشگاه‌ها بود بدون آن كه ساخته و پرداخته حاكميت باشد.

ميردامادي يادآور شد: زمانی حاكميت مي‌كوشد تا در دانشگاه‌ها جريان‌سازی كند اما زماني حاكميت آن‌قدر قوی است و الگوهای آن در دانشگاه‌ها نفوذ دارد كه دانشجويان خود جريانی در دانشگاه‌ها به راه مي‌اندازند تا به حاكميت متصل شوند و در مسير اهداف آن حركت كنند.

وي ارتباط تحكيم وحدت با حاكميت در زمان تأسيس را از نوع دوم دانست و ادامه داد:‌ دانشجويانی كه در اوايل انقلاب مي‌خواستند در متن انقلاب حاضر باشند و برای آن كار كنند، دفتر تحكيم وحدت را تشكيل دادند تا با امام و انقلاب مرتبط شوند. ميردامادی جريان دفتر تحكيم وحدت در ابتدای پيدايش آن را «جريانی فراگير» توصيف كرد كه به‌عنوان «جريان دانشجويی اسلامي» در دانشگاه‌ها، بي‌بديل بود.

رئيس كميسيون امنيت ملی مجلس شرايط كنونی را با آن سال‌ها «كاملاً متفاوت» ارزيابي كرد و گفت: امروز، جريان دانشجويی به‌دنبال آن نيست كه خود را به حاكميت متصل سازد و از آن مشروعيت بگيرد. امروز جريان دانشجويی خود را مستقل مي‌داند و معتقد است كه در محيط‌های دانشگاهي مشروعيت دارد.

ميردامادي تفاوت ديگر شرايط كنونی بازمان تأسيس دفتر تحكيم وحدت را «حركت جامعه به سوي تنوع و تكثر» دانست و توضيح داد: همان‌طور كه امروز، هم در جناح راست محافظه‌كار و هم در ميان اصلاح‌طلبان احزاب و گروه‌هاي مختلفی وجود دارند، تكثر در دانشگاه‌ها و جنبش دانشجويی نيز يك مسأله اجتناب‌ناپذير است.

وي با بيان اين كه «نبايد نگران تكثر در جريان دانشجويی باشيم» تأكيد كرد: بايد به‌نحوی عمل كرد كه محيط‌هاي دانشگاهی سالم بماند كه اين امر با عدم تبعيت جنبش دانشجويی از قدرت و نيز دورماندن دانشجويان از منافع سياسي محقق مي‌شود.

ميردامادي كه معاونت سياسی دبيركل جبهه مشاركت را نيز به‌عهده دارد در پاسخ به پرسش خبرنگار «رويداد» پيرامون حضور «علي مزروعي» عضو شورای مركزی اين حزب در نشست طيف اقليت تحكم وحدت در ساری گفت: تعداد زيادی از اعضای شورای مركزی جبهه مشاركت به اين نشست دعوت شده بودند كه در نهايت شورای مركزی تصميم گرفت يك نفر را اعزام كند.

وي افزود: عضو شورای مركزی جبهه مشاركت در اين نشست، به‌عنوان «يك گردهمايي دانشجويي» حاضر شد و آن زمان هم به دعوت‌كنندگان اعلام كرديم كه آنها را «دفتر تحكيم وحدت» نمي‌دانيم.

ميردامادي يادآور شد كه اعضای جبهه مشاركت نه تنها در نشست‌های دانشجويی بلكه در صورت دعوت در جلساتی كه از سوی گروه‌هاي محافظه‌كار هم برگزار مي‌شود، شركت مي‌كنند.

 

 
 

«جنبش دانشجويی؛ آنچه می‌ماند و آنچه می‌رود»

 

سعيد شريعتی

1-جنبش اصلاحات متكی به اجزايی است كه در سطح جريان‌های فعال سياسی اجتماعی اصلي‌ترين آنها جريان فعال سياسی چپ ايران، جريان روشنفكری دينی و جريان دانشجويی مي‌باشد.

پديد آمدن حركت اجتماعي‌ای كه منجر به رخداد دوم خرداد 76 شد. حاصل پيوندی است كه ميان اين سه جريان از سال‌های اوليه دهه 70 شمسی و آغاز دهه دوم انقلاب صورت پذيرفت؛

اصلي‌ترين نقشی كه جنبش دانشجويی ايران در حركت اجتماعی جنبش اصلاحات ايفا كرده است در اختيار قرار دادن قدرت «توزيع كنندگي» خود به جريان روشنفكری دينی و جريان سياسی چپ بوده است.

اگر در برخی مقاطع از اين حركت جنبش دانشجويی از توان «بسيج‌كنندگي» خود نيز در راستای جنبش اصلاح‌طلبی بهره كافی برده است اما اين نقش با تأسيس نهادهای مدنی ديگر نظير احزاب فعال، مطبوعات مستقل و سازمان‌های غيردولتي (NGO‌ها) رفته رفته به اين گونه نهادها واگذار شد. جريان دانشجويی كشور نقش كاركردي ديگر خود را نيز كماكان فعال و پويا نگاهداشته است. اين نقش، كه بايد از آن به «نيروسازي» و «كادرپروري» ياد كرد، با توجه به ارتباطی كه ميان جريان سياسی و جريان روشنفكری و جريان دانشجويی برقرار است كمك مي‌كند تا خروجي‌های جريان دانشجويی بهترين و جوان‌ترين ورودي‌های دو جريان ديگر قرار گيرند.

اگرچه در نگاه اول به نظر مي‌رسد كه رقم نه چندان بالايی از دانشجويان در فعاليت‌هاي سياسي-اجتماعی دانشجويی مشاركت دارند، سكوت تأييد‌آميز بدنه اصلی دانشجويان نسبت به نقش فعال جريان دانشجويي نشانگر ظرفيت بالايی است كه اين جريان در ميان نخبگان حال و آينده كشور ايفا مي‌كند.

جايگاه كليدی جريان دانشجويی كه با در اختيار قرار داشتن تريبون‌های دانشجويي اثرگذارترين پايگاه توزيع انديشه و تفكر اصلاحات را هدايت مي‌كند و به عنوان نقطه اتصال جريان روشنفكری ديني و جريان سياسی چپ ايران سبب پيوند و توزيع و تبادل راهبردها، برنامه‌ها و انديشه‌های جريان اصلاح‌طلب و مؤثر در برقراری ارتباطات جريان‌های فوق با بدنه اجتماعی حامی اصلاحات در ايران شده است. جايگاهی است كه نمي‌تواند از ديدگان ستاد ضداصلاحات پنهان بماند.

2-ستاد ضد اصلاحات كه پس از مدتی گيج و گنگ بود از ضربه سهمگينی كه در خرداد 76 خورده بود با بازسازی نسبی خود و رسيدن به تحليلی روشن از وضعيت حركت اجتماعي جنبش اصلاحات در گام نخست پروژه خود برای توقف و سركوب جنبش اصلا‍‌ح‌طلبي، تريبون‌های رسمی جنبش اصلاحات كه مطبوعات مستقل و همسو با جريان اصلاحات بودند را نشانه گرفت و به زعم خود راه ارتباط جريان‌های هدايت‌گر اصلاحات را با بدنه اجتماعی خود متوقف ساخت.

فاز دوم سركوب اصلاحات از ميان بردن نقطه اتصال ميان جريان روشنفكری دينی و جريان سياسی چپ يعنی جنبش دانشجويي بوده است.

كنترل جنبش دانشجويی از مدت‌ها قبل در دستور كار نيروهای حاشيه‌ای و ميدانی ستاد ضداصلاحات قرار داشت و اين وضعيت از طريق ايجاد اغتشاش توسط گروه‌های فشار در برنامه‌های دانشجويی اعمال مي‌شد (نظير آنچه در 11 اسفند 76 در جريان برگزاري ميتينگ تحكيم وحدت در اعتراض به نظارت استصوابی رخ داد). اما با جدي‌تر شدن نقش‌آفرينی جنبش دانشجويي، با وارد كردن نيروهای عمل‌كننده رسمی و تحت امر ستاد ضداصلاحات و خلق فاجعه «حمله شبانه به كوی دانشگاه تهران» و دانشگاه تبريز اين كنترل به سركوب، تغيير فاز داد. اما به دليل آنكه سركوب خشن جنبش دانشجويی هزينه‌های سنگينی را براي ستاد ضداصلاحات به دنبال داشت، آنان مجبور شدند كه با راه انداختن تظاهرات‌هاي خيابانی حمايت‌آميز، دستپاچه، جريان سركوب عريان را متوقف نمايند. اگرچه سركوب عريان در جريان حادثه خرم‌آباد بار ديگر چهره خود را نمايان ساخت.

از آن پس تلاش برای بي‌اثر كردن جنبش دانشجويی با دو راهكار از سوی ستاد ضد‌اصلاحات دنبال شد. اولاً برخورد با چهره‌هاي فعال دانشجويی برای جلوگيری از باز توليد فعالان دانشجويی در دستور كار ستاد ضداصلاحات قرار گرفت و ثانياً بخش‌هايي از دستگاه‌هايی كه دخيل در امور امنيتی هستند به ايجاد شكاف و سامان دادن به جريان‌های موازی پرداختند. اين دو راه‌كار اگرچه كماكان در دستور كار ستاد ضد اصلاحات قرار دارد و تا اطلاع ثانوی نيز با اين دو اهرم به سركوب و خنثي‌ كردن جريان دانشجويي خواهند پرداخت، اما هرگز نخواهد توانست مانع از آن شود كه پتانسيل‌هاي جريان دانشجويی به منصه ظهور برسد.

3-در جريان ايجاد تشكل‌های موازی دركنار دفتر تحكيم وحدت پيش از اين تجربه‌هايي را دستگاه‌های امنيتی داشته‌اند از جريان طبرزدی تا ريشه‌های تشكيل جريان بسيج دانشجويی در سال 73 و .‎.‎.‎ اما هيچ دستاورد روشنی برای تضعيف پايگاه دفتر تحكيم وحدت نداشته‌اند.

بي‌گمان تلاش جديد آنها نيز كه تحت امر ستاد ضداصلاحات صورت مي‌پذيرد، قرين موفقيت نخواهد بود.

جريان اصيل دانشجويی متكی به آرای اكثريت دانشجويان فعال و انگيزه‌مند سياسي است و هرگونه تلاش و توجيه برای مضمحل كردن قدرت رأی اكثريت و ايجاد تشكيلات موازی با زيربال و پر گرفتن و پروار كردن اقليت در كوتاه‌مدت و ميان مدت با شكست روبه‌رو خواهد شد.

4) شخصاً معتقدم كه نه وزارت علوم و نه احزاب سياسی نيازی نيست كه در مورد برحق بودن دوجريانی كه به‌نام «تحكيم وحدت» خود را معرفی مي‌كنند اقدام خاصی نمايند. اگرچه نبايد منكر وظايف قانونی وزارت علوم در رسميت بخشيدن به فعاليت‌های آزاد دانشجويان شد.

نياز به هيچ‌اقدام خاصی در جهت معرفی جريان اصيل «تحكيم وحدت» نيز نيست حتی نياز نيست كه به رأی شماری روی آورد.

من براين اعتقادم كه اصالت و نفوذ «جريان دفتر تحكيم وحدت» در پيوند آن با ساير جريان‌های فعال اصلاح‌طلب به‌ويژه جريان روشنفكری دينی و جريان فعال سياسی چپ است كه معنا مي‌دهد.

جريان «اقليت وابسته» در كوتاه‌مدت توسط نخبگان اصلاح‌طلب تحريم خواهد شد. (نمونه آن اظهار تأسف دكتر ملكيان برای شركت در اردوی ساری است) و در ميان مدت بدنه جريان اقليت نسبت به اين «تحريم» و نسبت به زدوبندهای هدايت‌گران جريان اقليت منفعل و معترض خواهد شد و از درون فرو خواهد پاشيد.

جريان اكثريت در اين فرصت بايد بكوشد كه راه نفوذ را برای ايجاد شكاف‌های جديد ببندد و اتحاد و انسجام خود را حفظ نموده، تلاش كند كه از بدنه جريان اقليت نيز با برخورد حزبی يارگيري نمايد.

 

 

ی