سخن روز

پيك

                           

 

ناصرزرافشان متحد زنداني

دركنار ديگر مبارزان است!

اتحاد عمل

و ضرورت آن

 

اتحاد سياسي، به معناي دوستي بين افراد، فعالان و احزاب سياسي نيست، همچنان كه اگر اسلام را ايدئولوژي فرض كنيم- به معناي وحدت ايدئولوژيك نيز نيست. اتحاد سياسي، يعني درك مشترك از عام‌ترين و ضروري‌ترين خواست جامعه در يك دوران عبور. عبور از يك مرحله اقتصادي و سياسي به مرحله‌اي ديگر از خواست‌ها و ضرورت‌هاي سياسي و اقتصادي و سپس عمل مشترك در جهت تحقق اين خواست. هر اندازه اين درك مشترك نيروي بيشتري را در بر گيرد، اتحاد سياسي براي تحقق خواست مشترك پرقدرت‌تر مي‌شود و اين ممكن  نمي‌شود مگر با منزوي ساختن و در محاصره قرار دادن مركزي‌ترين نيروي مخالف يك تحول ضروري اجتماعي در يك مرحله عبوري. به معنائي ديگر، اتحاد يعني خالي كردن هرچه بيشتر اطراف نيروي مركزي مخالف تحول، حتي اگر بخشي از نيروي اطراف اين نيروي مركزي را نتوان جذب كرد، اما توان خنثي سازي آن ممكن باشد، بايد در اين راه كوشيد. طبعا، همه آنها كه در چنين اتحاد سياسي گرد مي‌آيند نبايد انتظار داشته باشند كه متحدين يك مرحله گذار، متحدين مرحله بعدي نيز باشند. هيچ حزب و نيروي متحدي، تحقق خواست‌هاي اكثريت خود را در اين مرحله در دستور عمل قرار نمي‌دهد، بلكه طرح عملي آنها را به مرحله بعدي يك روند اجتماعي موكول مي‌كند. اساسي‌ترين سنگر مخالفان تحولات و ضعيف‌ترين حلقه قدرت حكومتي در اين مرحله نقطه اتحاد عمل اكثريت نيروهاست.

شعار، به معناي كوتاه‌ترين و عامه فهم ترين جمله بازگو كننده خواست عمومي جامعه در مرحله عبوري، از دل همين درك مشترك بيرون مي‌آيد. "نفت ايران ملي بايد گردد"، "شاه بايد برود"، "مرگ بر ديكتاتوري"، "زنده باد آزادي"، "زنده باد صلح"، "مرگ برفاشيسم"، "زنده‌باد مطبوعات آزاد" و ... در تاريخ اتحاد عمل نيروهاي اجتماعي ايران براي عبور از يك مرحله به مرحله‌اي ديگر ثبت است. نه تنها ثبت تاريخي است، بلكه تجربه‌اي تاريخي است.

شواهد و قرائن بسياري وجود دارد، كه نشان مي‌دهد در اين مرحله از تحولات اجتماعي ايران، شعار "دفاع از جمهوريت" عام‌ترين و در برگيرنده‌ وسيع‌ترين نيروي اجتماعي براي عبور از يك مرحله به مرحله بعدي است. اين شعار چنان وسيع و عام است كه علاوه بر راديكا‌ترين نيروهاي طرفدار تحولات، حتي روحانيوني صاحب نام و اعتبار در حوزه‌هاي ديني را هم در بر گرفته‌است. نمونه آن را در خبر ملاقات شوراي مركزي انجمن‌هاي اسلامي مدرسين دانشگاه‌ها با علماي قم مي‌توان يافت. اين شعار، به مفهوم خواست عمومي جامعه، در برابر احياي سلطنت در ايران، تبديل ولايت فقيه به سلطنت فقيه، اعلام حكومت در ايران بجاي جمهوريت و... قرار دارد و مدافعان آن، عملا از آزادي، انتخابات،  پارلمان در برابر ديكتاتوري، مقابله با از صحنه راندن مردم و بازگشت به گذشته قرار دارد.

پيرامون اتحاد و اتحاد عمل به چند پرسش بايد پاسخ داد:

1-‌ ‌ آيا ابتدا بايد نشست و قرار داد يك اتحاد عمل را امضاء كرد و سپس وارد عمل شد؟

الف- هر اتحاد عملي، در هر جنبش اجتماعي و انقلابي، ابتدا در صحنه عمل شكل گرفته و سپس مكتوب شده‌است. نگاه كنيد به تجربه انقلاب ويتنام، انقلاب چين، انقلاب الجزاير، انقلاب كوبا،انقلاب اكتبر در روسيه و حتي انقلاب 57 در ايران.

ب- وقتي يك جنبش متحرك در جامعه شكل گرفت، واقعيات اين جنبش خود به خود اتحاد عمل را نه بر روي كاغذ بلكه در صحنه پيكار عملي تحميل مي‌كند. نگاه كنيد به انقلاب بهمن 57 و تجربه تشكيل حزب جمهوري اسلامي و يا مجاهدين انقلاب اسلامي، كه نه حزب، بلكه جبهه بود و با كمال تاسف، صادق‌ترين نيروهاي مذهبي حاضر در اين اتحاد، زير فشار ارتجاع مذهبي و ماجراجوئي‌هاي تعدادي سازمان چپ‌رو و چپ‌نما نتوانست خود را از حلقه تنگ‌نظري‌ها رهائي بخشد و در اتحاد حول نماز و روزه و ظاهر مذهبي آنقدر باقي ماند كه در نطفه خفه شد و از دل آن اتحاد راست‌ترين و ضعيف‌ترين حلقه شركت كننده در انقلاب 57 بيرون آمد. اتحادي كه فاجعه كنوني اجتماعي ايران حاصل عمل آنست و وسيع‌ترين نيروي اجتماعي در پوشش عام‌ترين شعارها و خواست‌ها بايد براي به زير كشيدن آن از حاكميت عملي شود.

2- آيا اپوزيسيون خارج از كشور هم مي‌تواند در اتحاد عملي كه در داخل كشور رو به تحقق مي‌رود حضور يابد؟

الف- آن نيروئي كه نتواند روند تكاملي يك جنبش عملا موجود در كشورش را درك و خود را با آن منطبق سازد، در عمل به حاشيه رانده مي‌شود و صحبت از حضور و تاثير گذاري آن بر جنبش بيهوده‌است. چنانكه در سال‌هاي اخير و بويژه در كنفرانس برلين و در بسياري از مواضع و بيانيه‌هاي بخشي از اپوزيسيون خارج از كشور، حتي بعد از اين رويداد شاهد آن هستيم.

ب-‌ درك عميق از اتحاد سياسي و گام برداشتن در جهت سياست اتحادي، عملا اپوزيسيون خارج از كشور را به جنبش داخل كشور وصل مي‌كند و مشوق پيوند و عمل مشترك هواداران و طرفداران يك سازمان و حزب سياسي در داخل كشور با بقيه نيروهاي فعال در صحنه پيكار داخل كشور مي‌شود. بنابراين، آنچه كه بايد با جنبش داخل كشور پيوند خورده و در اتحاد عمل قرار گيرد، پيش از آنكه به حضور فيزيكي افراد اپوزيسيون بستگي داشته باشد، به درك از اتحاد عمل، حضور سياسي و مشي تاثير گذار آن اپوزيسيون بستگي دارد.

3- در ايران و يا خارج از كشور سياست اتحاد نيروها رو به تكامل است؟

الف- درك از ضرورت اتحاد عمل در داخل كشور و متاثر از پتك رويدادها و واقعيات بسيار منطقي‌تر و واقعي‌تر از همين درك در اپوزيسيون خارج از كشور پيش مي‌رود. ما شاهديم كه در جبهه تحولات و جنبش، حتي در محاصره انواع كارشكني‌ها و توطئه‌هاي جبهه مخالفان اصلاحات، اتحاد وسيع مورد بحث ما، با تجربه اندوزي از شكست‌ توهمات سال‌هاي دهه اول جمهوري اسلامي در عمل پيش برده مي‌شود. تشكيل "اتحاد نيروهاي ملي-مذهبي" كه با يورش جبهه مخالفان اصلاحات روبرو شد، شعار جبهه مشاركت ايران اسلامي براي شركت در انتخابات ششمين دوره مجلس شوراي اسلامي با عنوان "ايران براي همه ايرانيان" ، تشكيل جبهه دوم خرداد و تلاشي كه هم اكنون و در محاصره انواع كارشكني‌ها براي برپائي كنگره دوم خرداد با حضور ميهمانان خارج از جبهه اما همسو با خواست‌ها و شعارهاي اين جبهه و يا مواضعي كه نيروهاي دگرانديش غير مذهبي و يا مليون داخل كشور اتخاذ كرده و بيان مي‌كنند شاهد ما در اين زمينه است.

ب- تزلزل و تاثير پذيري از رويدادها و حوادث، در عين نداشتن درك دقيق از پروسه‌اي كه بايد طي شود و روندي كه با فراز و نشيب‌ پشت سر گذاشته مي‌شود، همان ريسمان از هم گسيخته پيوند و اتحاد عمل بخش بزرگي از اپوزيسيون خارج از كشور با جنبش و نيروهاي عملا متحد در داخل كشوراست.

صداقت در سياست و مبارزه

1-‌ آيا مي‌توان دو سياست، يكي در داخل و ديگري در خارج از كشور و يا يك سياست در داخل حاكميت و سياست ديگري در خارج از حاكميت داشت؟

الف-‌ چنين دوگانگي، كه متاسفانه فضاي بسته سياسي و فشار اهرم‌هاي قدرت در داخل كشور مشوق و تقويت كننده آنست، عملا به صف واحد نيروهاي طرفدار تحولات ضربه زده و خواهد زد. درك از عام‌ترين خواست يك مرحله از جنبش و فراهم سازي زمينه تحقق آن، نبايد و نمي‌تواند در چارچوب محل سكونت و مبارزه، در دوران فعاليت آزاد و يا بودن در اسارت و زندان دچار دگرگوني شود. برخي مواضع اخير حجت‌الاسلام كديور در سخنراني‌هائي كه در امريكا مي‌كند و يا پيام علي‌افشاري دبير اسبق دفتر تحكيم وحدت از داخل زندان براي اردوي تحكيم وحدت نمونه‌هائي از اين دست و متاثر از داخل و يا خارج از كشور بودن و يا در زندان و يا آزاد بودن، يعني متاثر از محل خواسته و يا تحميل شده فعاليت است. در همين زمينه‌است مواضعي كه برخي افراد وابسته به جبهه ملي و يا مدعي وابستگي به جبهه ملي در گفتگوها و مناظره‌هاي تلويزيوني در امريكا اتخاذ مي‌كنند و دليل دو گانگي مواضع خويش با مواضع مليون داخل كشور را بودن آنها در داخل و بودن اينها در خارج از كشور بيان مي‌كنند. قرار گرفتن احتمالي در حاشيه حاكميت و بيان نظراتي مخالف نظراتي كه در حاكميت بيان مي‌شده نيز همين معنا را مي‌دهد: عدم درك دقيق از ضرورت و نيروي تاثير گذار اتحاد، كشف خواست عام جامعه و پاشنه آشيل حاكميت و بيان دقيق و فشرده خواست عمومي يك مرحله از عبور جنبش!

ب-‌ اين بيگانگي و عدم درك شرايط و استفاده از همه امكانات موجود در حاكميت دوگانه كنوني، در ميان اپوزيسيون مدعي چپ‌ در خارج از كشور محسوس تر است. درحاليكه روز به روز ضرورت اتحاد عمل خود را بيشتر به جنبش تحميل مي‌كند، برخي تشكل‌هاي منزوي در خارج از كشور، پيرو همان سياست‌هاي غلطي را كه در ابتداي پيروزي انقلاب و يا حتي در جريان انقلاب 57 داشتند بازهم بر طبل صف مستقل مي‌كوبند. تجربه صف مستقل كارگري در پارك دانشجو در سال 57 را هنوز كساني در خارج از كشور دنبال مي‌كنند. پس از رويداد تلخ و درس‌آموز كنفرانس برلين، نمونه ضعيف‌تر و منزوي‌تر چنين دركي را ما در جريان كارز‌ار براي دفاع از آقاي دكتر ناصرزرافشان، بعنوان وكيل مدافع آزادي‌خواه قربانيان قتل‌هاي زنجيره‌اي‌شاهديم. درحاليكه، نيروهاي طرفدار اتحاد عمل در داخل كشور-اعم ازمذهبي و غير مذهبي و يا ملي و ملي-‌مذهبي- در چارچوب درك ضرورت اتحاد عمل در دفاع از كليه زندانيان سياسي مي‌كوشند رسيدگي به بازداشت غير قانوني ناصرزرافشان را در كنار بازداشت غير قانوني دكتر هاشم آغاجري در كميسيون 90 مجلس دنبال كنند، دو گروه در داخل و خارج از كشور بر جدائي اين پيگيري‌ها پاي مي‌فشارند: مخالفان اصلاحات در داخل كشور و چپ‌نماياني در خارج از كشور. چپ نماياني كه صداقت آنها در اين كارزار- اگر نوعي خود مطرح بودن در كانون آن قرار نداشته باشد- گامي در جهت همسوئي و پيوند و اتحاد صف مذهبي و غير مذهبي، دگرانديش و هم‌انديش در جنبش كنوني نيست.

ميزان درك مشترك از اتحاد عمل و سياست واحد، از دل حوادث و تلاش‌هاي كوچك و بزرگ بيرون مي‌آيد!

 


 


ی