|
ترامپ شخصا ربودن مادورو رئیس جمهوری ونزوئلا را در یک عملیات
آدم ربائی دولتی، اعلام کرد. او بهانه تولید مواد مخدر را کنار
گذاشت و رسما گفت که نفت ونزوئلا مال امریکاست و البته در یک
جای دیگر هم گفت این نفت، بسیار هم کثیف است و مثل قیر می
ماند!
این درحالی است که همه اعضای اوپک میدانند که نفت ونزوئلا
بهترین نفت جهان است و ترامپ برای تسلط بر همین نفت فرمان
ربودن مادورو را داد. آنچه ترامپ به آن افتخار کرد، کپی برداری
از همان عملیات ربودن رهبر کردهای ترکیه "اوجالان" با همکاری
اسرائیل و انتقال او از یک کشور افریقائی به ترکیه بود. آنچه
انجام شد، یک بدعت بی سابقه در جهان بود که می تواند در هر
نقطه دیگر جهان که امریکا قصد تصاحب آن را دارد، به بهانه های
گوناگون اجرا شود. این حادثه بار دیگر نشان داد که جهان تک
قطبی چه فاجعه ایست و در صورت ادامه آن، رویدادهای ویرانگری
برای تمام بشریت می تواند روی بدهد.
ونزوئلا سالها تحریم بود و امریکا اجازه فروش نفت آن را نمی
داد و آن افراد نادانی که اشاره به تحت فشار اقتصادی بودن مردم
ونزوئلا را ناشی از حکومت چاوز و مادورو میدانند، نمی خواهند
نیمه خالی لیوان را ببینند. این که در جهان تک قطبی، امریکا
برای حفظ برتری خود گلوی هر ملتی را می گیرد تا منابع کشورش را
غارت کند و از این طریق قدرت نظامی خود را در سطح جهان حفظ
کند. به ترامپ باید جایزه نوبل آدم ربائی را داد و درعین حال
به باصطلاح تلاش او برای خاتمه به جنگ اوکراین لبخند تمسخر زد.
این صلح خواهی از بیم پیروزهای بیشتر ارتش روسیه است و نه از
روی صلح خواهی.
اما در باره ایران. اپوزیسیون جمهوری اسلامی دلگرم شده که
امریکا با ایران و حاکمیت جمهوری اسلامی نیز همان کار را خواهد
کرد که با رهبر ونزوئلا کرد. البته با همکاری شبکه های نفوذی
اش در خود حکومت و در سطح جامعه. چنان که در ونزوئلا نیز اگر
نبود شبکه های نفوذ امریکا و بویژه اسرائیل یافتن مخفیگاه
مادورو آنگونه آسان نبود که انجام شد. ما درباره ایران،
همانگونه که در عنوان اول های هفته های اخیر نوشته و تاکید
کرده ایم، معتقدیم کل حاکمیت جمهوری اسلامی نیازمند یک خانه
تکانی تاریخی است و دست هائی که امکان این خانه تکانی را
نمیدهند، یا عامل مستقیم امریکا و اسرائیل اند و یا چشم امید
به حمایت آنها، پس از حمله نظامی به کشور را دارند. با همین
یقین است که بارها نوشتیم حذف بند دفاع مشترک در برابر تجاوز
خارجی، که در معاهده راهبردی ایران و روسیه وجود داشت یک خیانت
بود. حال یا بدست عوامل نفوذی و یا از روی نادانی. ما همچنان
اعتقاد داریم که روحانیت بصورت قاطع باید از حکومت حذف شده و
به حوزه های دینی منتقل شود. حتی برخی از امام جمعه ها و
روحانیون حکومتی باید دستگیر شوند. مجلس فشل کنونی علیرغم حضور
برخی نمایندگان طرفدار مردم، باید منحل شود تا طرحی نو در
انداخته شود. قوه قضائیه فاسد ترین نهاد جمهوری اسلامی است و
دشوارترین کار تصفیه آنست، اما چاره ای جز این تصفیه نیست.
همچنان که خرده شیشه های داخل سپاه باید تصفیه شوند. دولت
ناتوان باید جای خود را به یک دولت چابک و تابع چنین تغییراتی
بدهد. غارت کنندگان مردم که آنها را مافیاهای اقتصادی و
الیگارش ها می شناسیم باید دستگیر و پول های غارت شده از
گلویشان بیرون کشیده شود. در گام اول ارزهای در خارج مانده را
برگردانند. مملکت برای یک دوره گذار باید به یک شورای موقت
سپرده شود. شورائی مرکب از نیروهای نظامی و غیر نظامی با طرح
برنامه تحولات و حداکثر وظیفه رهبر کنونی جمهوری اسلامی هموار
کردن راه این تحول است. شاید کسانی معتقد باشند که این ها یک
رویاست و تحقق آن در جمهوری اسلامی ناممکن. سئوال ما اینست که
آیا راه حل دیگری را سراغ دارید؟ یا صرفا معتقدید که باید هر
روز و هر ساعت ذکر مصیبت بحران را سر داد و خبرهایش را منتشر
کرد بی آنکه جسارت ارائه راه حل داشت؟ حوادث ونزوئلا و سوریه
نشان داد که نتیجه فرصت سوزی، حریقی است که دامن همه را خواهد
گرفت.
فیلم: این سخنان پزشکیان عین واقعیت است
به تلگرام پیک نت بپیوندید
https://telegram.me/pyknet
@pyknet
پیک نت ۴ ژانویه ۲۰۲۶ |