|
بخش هائی از
مصاحبه سعید لیلاز اقتصاد دان و استاد دانشگاه با یورونیوز در
مورد تحولات اخیر ونزوئلا و ایران:
درباره عملیات
دیروز آمریکا در ونزوئلا تصورم این است که ترامپ و مادورو از
قبل قرار گذاشته بودند با هم. این رویداد ممکن است برای بعضی
گروهها در داخل ایران امیدهایی را پدید آورد ولی آن گروهها
به نظر من اهمیتی ندارند. من تعداد افرادی را که با سقوط
مادورو امیدوارتر میشوند به سرنگونی جمهوری اسلامی، زیاد
نمیدانم.
البته سرعت
وخامت اوضاع اقتصادی و اجتماعی در ایران، هم بالاست هم در حال
افزایش است. شتابش هم در حال افزایش است. هم به لحاظ ذهنی، هم
به لحاظ مادی، شرایط در حال وخیمتر شدن است در ایران. و به
نظر میرسد کنترل دولت و حکومت بر اوضاع، روز به روز دارد
ضعیفتر میشود، با این همه، من هنوز شرایط فعلی را چنان
نمیبینم که به سرنگونی حکومت منتهی شود.
تصور
میکنم جمهوری اسلامی، نظامی است که فعلا آلترناتیو ندارد؛ در
عین اینکه خودش به بنبست رسیده. با
توجه به همین دو
نکته (بنبست نظام و فقدان آلترناتیو)، ذهن من از هشت سال قبل
به این سمت رفت که ما با پدیدهای به نام بناپارتیسم روبرو
خواهیم شد. بناپارتیسم در قالب شعار "رضاشاه روحت شاد"
خودنمایی میکند ولی معنای این شعارالزاما این نیست که مردم
دنبال سلطنت نوۀ رضاشاه هستند. مردم الان بیش از آنکه
سرنگونیخواه باشند، به شدت دنبال کارآمدی هستند چون فشارهای
فرهنگی و اجتماعی به مردم در یکی دو سال گذشته، تحت هر عنوان و
با هر انگیزهای، کاهش پیدا کرده است.
اینکه اعتراضات
از بازار شروع شد، معنادار است. بازاریهای طبقاتی هستند که از
گرانیها سود میبرند و تا الان هم سود بردهاند. آنچه که
آنها را ناراحت میکند، بیثباتی قیمتهاست که به آنها اجازه
نمیدهد تصمیم بگیرند که امروز بخرند یا بفروشند. یا در مغازه
را باز کنند یا ببندند. ما چنین تجربهای نداشتهایم که رشد
قیمت مواد غذایی، ماهانه
۶
تا ۷
درصد باشد به طور متوسط. الان چنین وضعی ایجاد شده. این وضع در
ایران، از جنگ جهانی دوم به این سو، اصلا سابقه ندارد.
من خبرهایی دارم
که مقامات سیاسی ایران آمادۀ گفتگو با طرف مقابل (امریکا)
هستند و حتی میگویند شما غنیسازی را به صورت سمبلیک از ما
بپذیرید تا ما تضمینی در برابر فروپاشی درونی داشته باشیم.
الان تغییر سیاست ایران در قبال همسایگانش کاملا ملموس است.
من به شما
اطمینان میدهم که سالی
۴۰
تا ۵۰
میلیارد دلار در اقتصاد ایران دزدیده میشود و شما هنوز درگیر
موضوع تحریم هستید. بناپارت میآید تا اقتصاد را برگرداند به
ریل اصلیاش. الان اقتصاد ایران کاملا از ریخت افتاده است. ما
سالی ۵۰
میلیارد دلار دزدی و فرار سرمایه داریم .
از اول امسال ،
دولت ۱۲
میلیارد دلار پرداخته است بابت واردات دارو و غذا، ولی از این
مبلغ حدود ۸
میلیارد دلارش دزدیده شده است. این حرفی است که آقای پزشکیان
دیروز گفت. پزشکیان وقتی رئیس جمهور شد، این واقعیت را
میدانست ولی جرات تغییر آن را نداشت. الان حکومت رسیده است به
جایی که دیگر چنان پولی ندارد که بپردازد؛ بنابراین حتما جلوی
آن دزدی را میگیرد.
اگر شما بگویید مسئلۀ اصلی آزادی و دموکراسی است، من به شما
میگویم مگر عربستان و کویت آزادی و دموکراسی دارند؟ مسئله ما
دموکراسی نیست. هیچ جای دنیا رشد اقتصادی به دموکراسی ربطی
ندارد. رشد اقتصادی ایران در دولت آقای رئیسی، کمی بالاتر از
۴
درصد بود ولی از پارسال تا الان شده است صفر. این موضوع ربطی
به رابطه با آمریکا ندارد. شما باید کارشناسانه به مسائل نگاه
کنید. اقتصاد حوزۀ عدد و رقم است.
نارضایتی و ناآرامی حتما به اشکال مختلف ادامه پیدا خواهد کرد
ولی با چشماندازی که الان دارم، نمیتوانم بگویم این
ناآرامیها ساختارشکنانه خواهد شد. ممکن است یک ماه ادامه پیدا
کند؛ چون مردم بسیار آسیبدیده و ناراحتاند از ناکارآمدی. من
معتقدم ما راهحلهایی داشتیم. مثلا همین اقدام دیروز آقای
پزشکیان، یعنی حذف یارانۀ دلار
۲۸هزار
تومان، میشد شانزده ماه قبل انجام شود و حداقل
۱۵
میلیارد دلار را نجات دهیم. مشکل دولتها در ایران این است که
قادر نیستند از حوادث جلو بیفتند. لنگانلنگان به دنبال حوادث
میدوند. این نشانۀ ناکارآمدی سیستم است.
به نظر من، منافع غرب و اسرائیل در تشدید ناآرامیهای ایران
است. به طور کلی یک ایران ضعیف و خشن در منطقۀ خاورمیانه،
ایران مورد علاقۀ آمریکا است. اما مجموعۀ سیاستگذاری دولت در
یکسالونیم گذشته، در کنار عوامل بیرونی، به وخامت اوضاع
اقتصاد ایران کمک کرده است.
تا زمانی که موضوع غنیسازی و آن
۴۰۰
کیلو اورانیوم تعیین تکلیف نشده، همواره این خطر وجود دارد که
ایران یکبار دیگر مورد تهاجم قرار بگیرد.
علت اینکه الان شهرستانها فعالتر از پایتخت بودهاند، شدت
فشار اقتصادی بر مردم شهرهای کوچک و فقیرتر است.
جمهوی اسلامی به اعلام وفاداری مردم در جنگ
۱۲
روزه، پاسخ مقتضی نداد و دوباره برگشت به حکمرانی گذشته
سیستم فلج شده و به بنبست رسیده.
بنابراین قادر به اتخاد یک تصمیم عقلانیِ عقلایی در جهت حل
قاطع مسئله نیست. هیچ مسئلهای را دیگر حل نمیکند.علت فلج شدن
رژیمها این است که مجموعۀ افراد داخل حکومت، مناسباتشان به
گونهای است که کارآمدی حکومت را از بین میبرند. مثل اواخر
صفویه و قاجاریه و پهلوی. مثل پیری میماند. در دوران پیری،
ساختار بدن میگوید من میمیرم اما تن به اصلاح نمیدهم.
من سقوط جمهوری اسلامی را به این زودی و به این مفتیها
نمیدانم. جنگ تغییرات داخلی را جلو میاندازد ولی منجر به
سقوط نظام نمیشود.
یادمان باشد که
انگلس میگفت وقتی چرخ تاریخ به حرکت درآید، آدمش را پیدا
میکند؛ نگران نباشید.
حتی ممکن است
قالیباف بناپارت شود.
به تلگرام پیک نت بپیوندید
https://telegram.me/pyknet
@pyknet
پیک نت ۵ ژانویه ۲۰۲۶ |